شاید فشارها باعث تغییر وزرای رئیسی بشود

کوشکی می‌گوید: من فکر می‌کنم روحیه آقای رئیسی بدنبال تغییر وزرا نیست اما شاید فشارها باعث شود که وزرا تغییر کنند. روحیه مدیریتی ایشان این است که وزرا تغییر نکنند بالاخره هر کسی یک روحیه‌ای در کار خود دارد.

شاید فشارها باعث تغییر وزرای رئیسی بشود

 

سرویس سیاسی

 

مجلس و دولتِ یکدست رویای شیرینی بود که تعبیر نشد. از همین اول کار و در سال اول یک وزیر با فشارهای مجلس و حاشیه‌سازی‌های عجیب، کلید وزارتخانه را تحویل داد و رفت. شواهد نیز خبر از استیضاح چند وزیر دیگر می‌دهد و ظاهرا پرونده وزرای اقتصادی و صنعتی روی میز نمایندگان است. 

استعفای پرشتاب وزیر کار حتی تغییراتی بیشتر از استاندارد را خبر می‌دهد و از حیث صندلی‌های لرزان وزرا احتمالا این دولت شباهت به دولت اول احمدی‌نژاد خواهد داشت.  

اما چرا داخل نیروهای جبهه انقلاب چنددستگی و مخالفت تشدید شده است؟ 

کابینه‌ای که از ابتدا شرکت سهامی جریان‌های مختلف اصولگرایی بود و بیشترین سهام هم به جبهه وزرای سابق احمدی‌نژاد داده شد، حالا در آغاز سال دوم، همچون خودرویی که هر چرخ آن مسیر مجزایی را برگزیده، عملا متوقف شده است. 

خبرهای مجلس از آمادگی برای استیضاح چند وزیر حکایت دارد. مجلس به ریاست رقیب قدیمی (قالیباف) از ابتدا هم چندان با دولت رئیسی همراه نبود و کارت زرد وزیر صمت گویای تضادهایی است که به مرور تشدید می‌شود. به واقع هم وضعیت کنونی بیانگر ضعف عملکرد وزرایی است که رئیسی آن‌ها را پیش از ریاست جمهوری نمی‌شناخت و هر کدام سهمی از یک بخش ستادهای رئیس جمهور بودند. فاطمی امین، خاندوزی، ساداتی نژاد و رستم قاسمی گزینه‌های بعدی استیضاح هستند.

به جهت بررسی موضوع فوق گفتگو کردیم با صادق کوشکی، فعال سیاسی اصولگرا و استاد دانشگاه که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم:

 

 یکسال از دولت رئیسی گذشت و انتقادات قابل توجهی به عملکرد او و وعده‌های تند و تیزی که می‌داد وارد می‌شود. بطور کلی عملکرد یکسال اخیر رئیس جمهور نسبت به وعده‌هایش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا او موفق شده وعده‌های خود را محقق کند؟

دولت آقای رئیسی در شرایط خیلی سختی کار را تحویل گرفت و عملا یک حجم خیلی فراوان بدهی‌های مختلف از بانک مرکزی تا مردمی که اوراق مشارکت خریده بودند و ... در کنار مشکلات پیچیده اداری که در دولت آقای روحانی به وجود آمده بود به میراث رسید و بار سختی را به دوش دولت رئیسی گذاشته است.

شرایط پیچیده جنگ اوکراین که در جهان تاثیراتی داشته مشکل دیگری است که دولت با آن مواجه است و در مجموع دولت در مبارزه با کرونا اراده خوبی نشان داد و تا حدود قابل توجهی تلاش کرد و در عرصه‌های دیگر نیز دولت کار را شروع کرده است.

باید ببینیم آیا می‌تواند دیگر وعده‌ها و اهداف را تحقق بخشد البته فعلا تنها هدف‌گذاری به نتیجه رسیده است. دیگر بحث کرونا و واکسن بود و دیگر وعده‌ها نیز برای چهار سال آینده است که باید ببینیم محقق می‌شود یا خیر از جمله بحث مسکن ملی.

 آیا رئیسی پس از وزیر کار بدنبال برکناری دیگر وزرای ناکارآمد نیز خواهد رفت؟

در کابینه تغییری ایجاد نشده است. جابجایی وزیر کار نیز بنظر می‌رسد بخاطر فشارهای مجلس و فشارهای جانبی بود. اگر مجلس اراده نداشت شاید آقای رئیسی تصمیمی برای تغییر وزیر کار نداشت. بنظر نمی‌رسد خود آقای رئیسی بخواهد وزرا را تغییر دهد مگر اینکه تمایل مجلس یا فشار بخش‌های مختلف باشد که دولت به این نتیجه برسد که وزرا باید تغییر کنند و کابینه ترمیم شود.

 با وجود ناهماهنگی‌های موجود چرا رئیسی تمایلی به تغییر کابینه ندارد؟

من فکر می‌کنم روحیه آقای رئیسی بدنبال تغییر وزرا نیست اما شاید فشارها باعث شود که وزرا تغییر کنند. روحیه مدیریتی ایشان این است که وزرا تغییر نکنند بالاخره هر کسی یک روحیه‌ای در کار خود دارد.

الان بحث تحول اقتصادی یا بحث مسکن تازه شروع شده است و دولت این‌ها را به سمت افق‌های چهار ساله تنظیم کرده است و باید به مرور ببینیم نشانه‌های آن در آینده است اما بنظر نمی‌رسد رئیسی وزرا را در این وضعیت تغییر دهد.

 عده‌ای بر این باورند که وزرای فعلی به نوعی به رئیسی تحمیل شده‌اند و او پیش از ریاست جمهوری هیچگونه شناختی روی این افراد نداشت؛ آیا ناکامی‌های اخیر ناشی از این عامل است؟

طبیعتا بسیاری از وزرا در کارهای این چنینی تجربه نداشتند و همین کمبود تجربه تاثیر منفی در روند کار می‌گذارد. البته برخی از این افراد با رئیس جمهور هیچ ارتباط کاری نداشتند و طبیعی است که رئیس جمهور آن‌ها را از قبل نشناسد و انتخاب از روی شناخت نباشد.

زمانیکه رئیسی به قدرت رسید تصور می‌شد به دلیل هماهنگی و یکدستی با مجلس اصولگرا بتواند امورات خود را بدون مانع پیش ببرد، اما امروز شاهد تضاد میان مجلس و دولت بخصوص بر سر وزرا هستیم؛ چرا تصور اولیه دچار خطا شد؟

این تضادها به شدت طبیعی است، چون بافت دولت و مجلس همگن نیست و بافت متفاوتی دارند.

این تفاوت در خیلی چیزها وجود دارد، یک تصور غلطی بعد از انتخابات بود که دولت اصولگرا و مجلس نیز اصولگراست پس مشکل حل است. در حالیکه اینطور نیست چیزی بنام اصولگرای صرف وجود ندارد و در دولت نیز رویکردهای مختلف وجود دارد، مجلس هم طیف‌ها و مطالبات متنوع دارد و اختلافات طبیعی و زیاد است.

 این اختلاف در روند پیش رو ممکن است کار دولت را دچار اخلال کند و یا شاهد استیضاح وزرا خواهیم بود؟

بله بالاخره اختلاف در عرصه اجرایی سرعت کارها را کم می‌کند.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها