تهدید علنی نتانیاهو به حمله به ایران؛ سوال اصلی این نیست که آیا جنگ میشود، بلکه این است که چه زمانی جنگ خواهد شد؟
ارتش جمهوری اسلامی هشدار داد که جنگ احتمالی ایران و آمریکا میتواند طولانیتر و گستردهتر از جنگ ۴۰ روزه گذشته باشد.
بحث درباره حمله آمریکا به ایران وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که در آن برخلاف ماههای گذشته تنها با تهدیدهای لفظی و گمانهزنی درباره گزینه نظامی روبهرو نیستیم. از یک طرف، گزارشهای رسانههای آمریکایی از آمادهسازی سناریوهای عملیاتی و تلاش اسرائیل برای متقاعد کردن دونالد ترامپ به آغاز حملات جدید حکایت دارند و از طرف دیگر، تحرکات دیپلماتیک قطر و اظهارات تازه رئیسجمهور آمریکا نشان میدهد هنوز امکان جلوگیری از گسترش درگیری وجود دارد.
در این میان، سخنان محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، درباره تغییر دکترین نظامی و احتمال گسترش جغرافیایی جنگ، پیام روشنی به واشنگتن و تلآویو دارد: تهران میخواهد طرف مقابل بداند که در صورت وقوع درگیری بعدی لزوماً به همان محدوده و الگوی جنگ قبلی محدود نخواهد ماند.
نکته تعیینکننده در تحولات روزهای اخیر، همزمانی سه اتفاق است: فشار نتانیاهو برای اقدام نظامی، تلاش میانجیهای قطری برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا و افزایش آمادگی نظامی در منطقه.
نتانیاهو از ترامپ چه میخواهد؟ فشار اسرائیل برای حمله دوباره به ایران
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در روزهای اخیر تلاش کرده است دونالد ترامپ را به ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران متقاعد کند.
طبق گزارشی که اکسیوس منتشر کرده، نتانیاهو در تماس تلفنی با ترامپ درباره مذاکرات ایران و آمریکا و زمان احتمالی ازسرگیری حملات گفتوگو کرده است. دو منبع آمریکایی و اسرائیلی به این رسانه گفتهاند نخستوزیر اسرائیل خواهان اقدام نظامی سریع پس از انتخابات میاندورهای آمریکا بوده است.
این تماس در شرایطی انجام شده که مواضع دو طرف درباره مسیر آینده تقابل با ایران یکسان نیست. نتانیاهو بر ضرورت اقدام نظامی تأکید دارد، اما ترامپ در مقطع کنونی ترجیح میدهد فرصت بیشتری در اختیار مسیر مذاکره قرار دهد.
ایرانوایر در بازتاب گزارش اکسیوس نوشته است که این گفتوگو از نگاه منابع مطلع، مکالمهای صریح و همراه با اختلاف نظر بوده است. کاخ سفید و دفتر نخستوزیر اسرائیل نیز درباره جزئیات تماس اظهارنظر نکردهاند.
پیش از این نیز گزارشهایی درباره تمایل اسرائیل به حمله پیش از انتخابات میاندورهای منتشر شده بود. با این حال، موضع علنی نتانیاهو همیشه به معنای اعلام زمان قطعی عملیات نبوده است.
نخستوزیر اسرائیل در سوم آبان نیز در یک برنامه تلویزیونی و در گفتوگو با کانال ۱۴ از احتمال حمله مجدد به ایران سخن گفته بود. این اظهارات در کنار گزارشهای مربوط به فشار او بر ترامپ، نشاندهنده تداوم تلاش تلآویو برای حفظ گزینه نظامی در دستور کار واشنگتن است.
ترامپ چرا هنوز تصمیم نهایی برای حمله به ایران نگرفته است؟
رفتار دونالد ترامپ در روزهای اخیر حاوی دو پیام متفاوت بوده است: از یک سو، دولت آمریکا برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی آمادهسازیهایی انجام داده و از سوی دیگر، رئیسجمهور این کشور از امکان توافق با تهران سخن میگوید.
خبرگزاری رویترز در دوم نوامبر گزارش داد که ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران پس از انتخابات میاندورهای، پاسخ منفی داده و گفته است توافق با تهران میتواند اتفاق بیفتد.
او همچنین تأکید کرده که ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز از مثبت بودن چشمانداز دستیابی به توافق سخن گفته است.
آسوشیتدپرس هزینه جنگ را بر اساس آخرین برآورد ارائهشده از سوی پنتاگون به کنگره، حدود ۴۷.۱ میلیارد دلار اعلام کرده است. چنین هزینهای در کنار تبعات اقتصادی جنگ، تصمیم برای آغاز یک عملیات گسترده دیگر را برای دولت ترامپ دشوارتر میکند.
با این حال، پاسخ منفی ترامپ به پرسش خبرنگاران را نباید به معنای منتفی شدن قطعی گزینه نظامی دانست. آنچه از مواضع و گزارشهای موجود میتوان برداشت کرد این است که رئیسجمهور آمریکا هنوز میان فشار برای افزایش نظامی و تلاش برای رسیدن به توافق در حال موازنهسازی است.
گزارش اشپیگل از پشت پرده احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا
نشریه آلمانی اشپیگل در گزارشی که ۲۹ اکتبر منتشر کرد، به همزمانی آمادهسازی نظامی آمریکا و اسرائیل با تلاشهای تازه دیپلماتیک پرداخت.
اشپیگل نوشت در حالی که تلاشها برای دستیابی به توافق متوقف نشده واشنگتن و میانجیهای منطقهای در حال بررسی راههایی برای جلوگیری از شعلهور شدن دوباره جنگ هستند.
یکی از محورهای مهم این گزارش، نامه منتسب به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به محسن رضایی بود. هدف از این نامه بررسی چارچوبهای احتمالی برای آغاز مذاکرات عنوان شده است؛ نه ارائه یک توافق نهایی برای پایان جنگ.
اشپیگل همچنین به نقش قطر اشاره کرده است. میانجیهای قطری در تلاش بودهاند تهران را به فراهم کردن امکان دسترسی بازرسان سازمان ملل به تأسیسات هستهای بمبارانشده متقاعد کنند. در مقابل، احتمال کاهش بخشی از تحریمهای آمریکا مطرح شده است؛ هرچند این پیشنهاد در آن مقطع تأیید رسمی نشده بود.
نکته مهم دیگر در گزارش اشپیگل، اشاره به طرح هفتروزه ایران برای کاهش مرحلهای تنشهاست؛ طرحی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، از ادامه تماس با میانجیها برای بررسی آن خبر داده بود.
این تحولات نشان میدهد مذاکرات ایران و آمریکا صرفاً به تبادل پیامهای سیاسی محدود نیست و موضوعاتی مانند نظارت هستهای، تحریمها، امنیت تنگه هرمز و تضمین اجرای تعهدات میتوانند در مرکز هر توافق احتمالی قرار بگیرند.
هشدار تازه ارتش ایران؛ جنگ بعدی ممکن است طولانیتر از ۴۰ روز باشد
در طرف مقابل، مقامهای نظامی ایران نیز مواضع صریحتری درباره پیامدهای حمله احتمالی جدید اتخاذ کردهاند.
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، در اظهاراتی درباره آمادگی نیروهای مسلح گفت توان عملیاتی ارتش و سایر نیروهای نظامی نسبت به آغاز جنگ ۴۰روزه گذشته افزایش پیدا کرده است.
او از بهروزرسانی بانک اهداف، تقویت تجهیزات، توسعه فناوریهای نظامی و تغییر تدریجی دکترین نیروهای مسلح از رویکرد صرفاً تدافعی به سمت رویکرد تهاجمی سخن گفت.
اکرمینیا در بخش مهم دیگری از اظهاراتش تأکید کرد که در صورت آغاز جنگ جدید دامنه پاسخ ایران ممکن است از محدوده جغرافیایی درگیریهای قبلی فراتر برود.
به گفته سخنگوی ارتش، تأسیسات، تجهیزات، نیروها و منافع آمریکا در هر نقطهای که در دسترس نیروهای ایرانی قرار داشته باشند میتوانند در فهرست اهداف پاسخ نظامی قرار بگیرند.
او همچنین درباره مدت درگیری احتمالی آینده گفت: «جنگ احتمالی آینده میتواند بهمراتب طولانیتر از جنگ گذشته باشد و رئیسجمهور آمریکا قادر نخواهد بود زمان و شرایط پایان آن را بهتنهایی تعیین کند.»
این اظهارات صرفاً یک هشدار درباره پاسخ موشکی یا پهپادی نیست؛ بلکه بر تغییر محاسبات ایران درباره محدوده، مدت و هزینه احتمالی درگیری تأکید دارد.
خبرگزاری مهر در گزارش تفصیلی خود از سخنان سخنگوی ارتش به افزایش آمادگی یگانها، تقویت جنگ الکترونیک، بازسازی تجهیزات آسیبدیده و ارتقای سامانههای آفندی و پدافندی نیز اشاره کرده است.
حمله محدود آمریکا در تنگه هرمز؛ آیا مرحله تازه درگیری آغاز شده است؟
یکی از مهمترین تحولات این پرونده، گزارشی است که آسوشیتدپرس در دوم نوامبر منتشر کرد. این خبرگزاری به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که ایالات متحده حملاتی محدود با عنوان «دفاعی» علیه برخی اهداف ایرانی در محدوده تنگه هرمز انجام داده است.
طبق این گزارش، مقام آمریکایی مدعی شده بود که نیروهای ایرانی با استفاده از موشکهای زمینبههوا، داراییهای آمریکا را هدف قرار دادهاند و حملات آمریکا در واکنش به این اقدام صورت گرفته است. همزمان، صداوسیما نیز از شنیده شدن صدای انفجار در جزیره قشم خبر داد.
آسوشیتدپرس تأکید کرده که این حملات در مقایسه با ازسرگیری یک عملیات نظامی گسترده، محدود به نظر میرسند؛ اما وقوع آنها نگرانیها درباره بازگشت درگیری مستقیم را افزایش داده است.
این تحول از نظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ترامپ در همان روز از احتمال توافق با ایران سخن گفته و در پاسخ به پرسشی درباره حمله پس از انتخابات آمریکا پاسخ منفی داده بود.
به عبارت دیگر، میان اظهارات سیاسی واشنگتن و تحولات میدانی منطقه فاصله وجود دارد. دولت آمریکا ممکن است همچنان به دنبال جلوگیری از یک جنگ گسترده باشد، اما این به معنای توقف کامل اقدامات نظامی یا پایان تنشهای عملیاتی نیست.
چرا انتخابات آمریکا برای زمان حمله به ایران اهمیت دارد؟
یکی از محورهای اصلی گزارشهای اخیر رسانههای آمریکایی، ارتباط میان انتخابات میاندورهای و زمان احتمالی تصمیم ترامپ درباره ایران است.
آسوشیتدپرس گزارش داده بود که مقامهای آمریکایی از برخی کشورهای منطقه خواستهاند خود را برای احتمال ازسرگیری حملات نظامی و واکنش متقابل ایران آماده کنند.
طبق این گزارش، دیپلماتهایی که با این هشدارها آشنا بودهاند گفتهاند دولت آمریکا هنوز تصمیم نهایی درباره حمله جدید به ایران نگرفته است. همچنین به متحدان منطقهای هشدار داده شده که واکنش احتمالی ایران ممکن است تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی آنها را در معرض خطر قرار دهد.
آسوشیتدپرس به انتقال حدود ۹ هزار نیروی نظامی و تجهیزات دریایی آمریکا به منطقه نیز اشاره کرده است؛ اقدامی که ظرفیت عملیاتی واشنگتن را افزایش میدهد اما بهتنهایی اثباتکننده صدور فرمان حمله نیست.
از منظر سیاسی، انتخابات میاندورهای میتواند بر زمانبندی تصمیمات دولت آمریکا اثر بگذارد. ترامپ از یک طرف نمیخواهد هزینه اقتصادی و سیاسی یک جنگ طولانی را متحمل شود و از طرف دیگر، نمیخواهد در برابر فشار اسرائیل و مطالبات امنیتی خود درباره برنامه هستهای ایران عقبنشینی کند.
به همین دلیل، پایان انتخابات لزوماً به معنای شروع جنگ ایران و آمریکا نیست؛ بلکه میتواند زمان روشنتر شدن اولویتهای واقعی کاخ سفید باشد.
مذاکرات ایران و آمریکا؛ قطر در تلاش برای جلوگیری از انفجار دوباره منطقه
در کنار تحرکات نظامی، قطر تلاش میکند مسیر ارتباطی میان تهران و واشنگتن را باز نگه دارد.
طبق گزارش اشپیگل و اطلاعات منتشرشده درباره تحرکات دیپلماتیک، میانجیهای قطری در حال بررسی چارچوبی برای بازگشت دو طرف به مذاکرات هستند.
نامه جیدی ونس به محسن رضایی نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. این اقدام از تلاش واشنگتن برای ارزیابی امکان ازسرگیری گفتوگوها حکایت میکند.
در گزارش اشپیگل، دسترسی بازرسان سازمان ملل به تأسیسات هستهای بمبارانشده و احتمال کاهش بخشی از تحریمها بهعنوان محورهای احتمالی رایزنیها مطرح شده است؛ هرچند جزئیات و میزان توافق دو طرف درباره این موضوعات قطعی نیست.
از سوی دیگر، رویترز در دوم نوامبر گزارش داد که مذاکرات سهروزه میان نمایندگان ایران و میانجیهای قطری در دوحه ادامه داشته و ترامپ نیز احتمال دستیابی به توافق را مطرح کرده است.
با این حال، مهمترین مانع مذاکرات همچنان پابرجاست: ایران به دنبال تضمینهایی برای اجرای تعهدات طرف آمریکایی است، در حالی که واشنگتن بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید دارد.
موضوع تحریمها، نظارت بر فعالیتهای هستهای و ترتیبات امنیتی منطقه نیز میتواند روند دستیابی به توافق را پیچیده کند.
در نتیجه، مذاکرات ایران و آمریکا هنوز به معنای حل اختلافات نیست؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات حلنشده دور تازه درگیری نظامی است.
تحلیل و بررسی؛ سه سناریو پیش روی ایران و آمریکا
تحولات اخیر نشان میدهد که احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً با اظهارات نتانیاهو یا تهدیدهای نظامی تهران ارزیابی کرد. برای درک بهتر شرایط، باید سه مسیر احتمالی را در نظر گرفت.
سناریوی اول؛ توافق محدود و توقف حملات گسترده
این سناریو در شرایط فعلی همچنان یکی از گزینههای قابل بررسی است.
ترامپ از امکان توافق سخن گفته، جیدی ونس در مسیر تماسهای دیپلماتیک فعال شده و قطر نیز تلاش میکند زمینه بازگشت مذاکرات مستقیم را فراهم کند.
اگر دو طرف بتوانند درباره موضوعات فوری مانند کاهش تنش در تنگه هرمز، نظارت هستهای و برخی تضمینهای امنیتی به تفاهم برسند، احتمال توقف عملیات گسترده نظامی افزایش خواهد یافت.
البته چنین توافقی لزوماً به معنای حل اختلافات بنیادی ایران و آمریکا نخواهد بود. حتی یک توافق محدود نیز ممکن است صرفاً برای خرید زمان و جلوگیری از درگیری مجدد طراحی شود.
سناریوی دوم؛ حمله محدود و هدفمند به جای جنگ تمامعیار
سناریوی دوم، ازسرگیری حملات محدود علیه اهداف مشخص است.
این گزینه میتواند برای دولت آمریکا جذاب باشد؛ زیرا امکان اعمال فشار نظامی بر ایران را فراهم میکند بدون آنکه واشنگتن الزاماً وارد یک عملیات طولانی و پرهزینه شود.
زیرساختهای نظامی، تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای و ظرفیتهای موشکی و پهپادی از جمله حوزههایی هستند که در گزارشهای رسانهای درباره اهداف احتمالی عملیات جدید مطرح شدهاند.
با این حال، تجربه درگیریهای قبلی نشان میدهد حتی حملهای با دامنه محدود نیز ممکن است واکنشی فراتر از محاسبات اولیه به دنبال داشته باشد.
سناریوی سوم؛ بازگشت جنگ ایران و اسرائیل و گسترش درگیری به منطقه
پرخطرترین سناریو، تبدیل حملات محدود به یک رویارویی چندجبههای است.
اگر اسرائیل بهتنهایی یا با مشارکت آمریکا حمله گستردهای علیه ایران انجام دهد تهران ممکن است علاوه بر اهداف اسرائیلی، منافع و پایگاههای آمریکا در منطقه را نیز در فهرست اهداف پاسخ قرار دهد.
هشدار سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی درباره محدود نبودن جغرافیای جنگ دقیقاً در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند.
در چنین شرایطی، کشورهای منطقه نیز ممکن است ناخواسته درگیر پیامدهای جنگ شوند. تهدید زیرساختهای انرژی، افزایش خطر حمله به کشتیهای تجاری، اختلال در حملونقل دریایی و نااطمینانی در بازار نفت از جمله پیامدهای احتمالی هستند.
آسوشیتدپرس نیز هشدار داده است که تشدید درگیری میتواند گروههای همپیمان ایران در منطقه، از جمله حوثیها در یمن و گروههای مسلح در عراق را وارد معادلات کند.
جمعبندی؛ آیا حمله آمریکا به ایران قطعی است؟
مجموع تحولات نشان میدهد که خطر حمله آمریکا به ایران همچنان جدی است، اما نشانههای موجود از قطعی شدن یک عملیات گسترده حکایت نمیکنند.
نتانیاهو برای ازسرگیری حملات فشار میآورد، رسانههای آمریکایی از آمادهسازی سناریوهای نظامی خبر دادهاند و ارتش جمهوری اسلامی نیز هشدار داده است که هرگونه درگیری جدید میتواند گستردهتر و طولانیتر از جنگ قبلی باشد.
در مقابل، ترامپ در اظهارات دوم نوامبر از احتمال توافق سخن گفته و پاسخ منفی او به پرسش درباره حمله پس از انتخابات میاندورهای، نشان میدهد که مسیر دیپلماسی هنوز از محاسبات کاخ سفید خارج نشده است.
در عین حال، گزارش آسوشیتدپرس درباره حملات محدود آمریکا در تنگه هرمز نشان میدهد که ادامه مذاکرات الزاماً به معنای توقف تنشهای نظامی نیست.
بنابراین، پرسش اصلی درباره حمله آمریکا به ایران دیگر فقط این نیست که آیا واشنگتن توان آغاز عملیات جدید را دارد؛ بلکه این است که آیا ترامپ حاضر خواهد شد برای تحقق اهداف سیاسی و امنیتی خود، هزینه یک جنگ گسترده و غیرقابل پیشبینی را بپذیرد یا ترجیح میدهد از تهدید نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده کند؟
ارسال نظر