پشت پرده تفاهم تحقیر آمیز: چرا ترامپ تن به آتش بس داد؟
بعید است تفاهمنامه به توافقی فاخر منتهی شود. افزون بر این، بی اعتمادی ژرف ساختاری میان دو طرف و فشارهای داخلی از سوی تندروها در واشنگتن و تهران، مانع از آن میشود که این گامهای لرزان به یک سازش پایدار مبدل گردد
متن توافق بیشتر یک آتش بس موقت و تنفس تاکتیکی برای مدیریت بحران است، نه یک چرخش راهبردی در دکترین کلان دو کشور
یدالله کریمی پور / تحلیلگر
مفاد تفاهمنامه چنان تحقیر آمیز است که حتی یک کارشناس شناخته شده در ایالات متحده تن به دفاع از آن نداده است. شگفت آن که برای نخستین بار از ۱۲ عضو شورایعالی امنیت ملی ایران، ۱۱ تن که مدیران سه قوه هم بودند، آن را پذیرفتند. چرا ؟
۱- مارک زل رییس حزب جمهوری خواه امریکا در اسراییل باورمند است که ترامپ تفاهمنامه را امضا کرد چون به شدت نیازمند آرامش اقتصادی و کاهش تورم در ماه های منتهی به نوامبر است. مردم امریکا به خاطر اقتصاد رای می دهند و تاثیر سیاست خارجی در آرای انتخاباتی کمتر از ۳ درصد است. به همین دلیل او فعلا جنگ و تنش با ایران را متوقف کرده تا کنگره را از دست ندهد.
۲- تحلیلگران ارشد اکونومیست و شورای روابط خارجی معتقدند انسداد یا اختلال شدید تردد کشتیها از تنگه هرمز در پی درگیریهای نظامی، بهای نفت و هزینههای بیمه دریایی را به شکل سرسام آوری بالا برده بود. ترامپ متوجه شد که استمرار این وضعیت به منزله شوک وحشتناک انرژی خواهد بود که اقتصاد جهان را در کما فرو خواهد برد.
۳- برخی از تحلیلگران محافظه کار در واشنگتن اشاره میکنند که ترامپ اساسا با جنگهای ابدی و هزینهتراشی نظامی در خاورمیانه مخالفت دیرینه دارد. پس از ماهها تبادل ضربات نظامی و موشکی میان ایران، اسراییل و آمریکا، ارزیابیهای پنتاگون نشان داد که ورود به یک جنگ تمام عیار زمینی یا استمرار حملات هوایی، فرسایشگر بوده و هزینههای نجومی روی دست مالیات دهندگان آمریکایی میگذارد. ترامپ برای وفادار ماندن به شعار بازگرداندن سربازان به خانه، به این غائله موقتا خاتمه داد.
۴- برخی کارشناسان اشاره میکنند که ایالات متحده تحت فشار شدید دیپلماتیک از سوی متحدان اروپایی مانند مکرون و همچنین میانجی گران منطقهای مثل قطر و پاکستان قرار داشت. استمرار تنش در خاورمیانه، امنیت پایگاههای آمریکا در منطقه و ثبات کشورهای حاشیه خلیج فارس را به خطر انداخته بود.
۵- از سوی دیگر ترامپ این تفاهمنامه را در بوق و کرنا خواهد کرد تا آن را به عنوان یک موفقیت بزرگ قالب کند. او با تکیه بر این بند که ایران متعهد شده هرگز به سمت سلاح هستهای نرود، به افکار عمومی آمریکا و ماگا خواهد گفت که با استراتژی صلح از طریق اقتدار توانسته ایران را پای میز توافق بیاورد و خطر را دفع کند.
با همه اینها بس بعید است جمهوری اسلامی بخواهد یا بتواند این تفاهمنامه موفق را به پلی در جهت تغییر استراتژی بلند مدتش تبدیل کند. بعید است تفاهمنامه به توافقی فاخر منتهی شود. افزون بر این، بی اعتمادی ژرف ساختاری میان دو طرف و فشارهای داخلی از سوی تندروها در واشنگتن و تهران، مانع از آن میشود که این گامهای لرزان به یک سازش پایدار مبدل گردد. در واقع، این متن بیشتر یک آتش بس موقت و تنفس تاکتیکی برای مدیریت بحران است، نه یک چرخش راهبردی در دکترین کلان دو کشور.
منبع کانال تلگرامی نویسنده
ارسال نظر