واکنش جامعه دانشگاهیان جهان به بمباران دانشگاههای ایران چه بود؟ سکوت نکنید!
واکنش دانشگاهیان جهان، بیش از آنکه به صورت بیانیههای پرشمار و تشکیلاتی جلوه کند، در قالب هشدارهای حقوقی، تحلیلهای اخلاقی و دفاع از آزادی دانشگاهی ظاهر شد. همین خود نشان میدهد که مسئله، صرفاً یک حادثه نظامی نبود؛ بلکه این بمباران به قلبِ ایده دانشگاه، یعنی امنیتِ دانش، حرمتِ آموزش و استقلالِ پژوهش، اصابت کرده بود.
آیا میتوان دانشگاه را، صرفِ ظن یا اتهام، بهعنوان هدف مشروع جنگی در نظر گرفت؟
امیرحسین مصلی
روزنامهنگار
در جنگ چهل روزه، دانشگاهها و مراکز علمی ایران نیز در معرض حمله آمریکا و اسراییل قرار گرفتند؛ رخدادی که از سطح یک آسیب جانبی فراتر رفت و به یکی از نشانههای آشکارِ گسترش جنگ به قلمرو دانش و آموزش بدل شد. بر پایه گزارشهای منتشرشده، نامهایی مانند دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی اصفهان در فهرست مراکز آسیبدیده یا هدفگرفتهشده دیده میشود. همچنین از آزمایشگاه لیزر و پلاسما دانشگاه شهید بهشتی و برخی تأسیسات وابسته به دانشگاه علم و صنعت نیز یاد شده است. در برخی گزارشها آمده که بیش از سی دانشگاه در ایران از این حملات آسیب دیدهاند.
توجیه اصلیِ مهاجمان، بنا بر آنچه در گزارشها بازتاب یافته، همان ادعای تکراریِ «کاربرد نظامی» یا «پژوهش دوگانه» بود؛ یعنی القای این تصور که برخی مراکز علمی، در پوششِ فعالیت دانشگاهی، بهگونهای با ساختار نظامی مرتبطاند. با این حال دلیل علنی و مستند از سوی آنان برای حمله به دانشگاهها ارائه نشد. از همینرو، مسئله از سطح یک ادعای سیاسی و نظامی فراتر میرود و وارد قلمرو حقوق بینالملل میشود، آیا میتوان دانشگاه را، صرفِ ظن یا اتهام، بهعنوان هدف مشروع جنگی در نظر گرفت؟
از منظر حقوقی، پاسخ روشن است. دانشگاه، در اصل، هدف غیرنظامی است. بر پایه قواعد شناختهشدهٔ حقوق جنگ، طرفهای درگیر موظفاند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز بگذارند. حمله به مکانهایی که برای آموزش، پژوهش و تولید دانش اختصاص یافتهاند، در صورتی که بهطور واقعی و قابل اثبات به هدف نظامی تبدیل نشده باشند، میتواند مصداق حمله عمدی به اهداف غیرنظامی و در نتیجه، جنایت جنگی باشد. افزون بر این، حتی اگر طرف مهاجم ادعا کند که یک مرکز آموزشی کارکردی دوگانه دارد، باز هم اصل تناسب و ضرورت نظامی پابرجاست؛ یعنی خسارت واردشده نباید از مزیت نظامیِ مورد انتظار فراتر رود. در صورت اثباتِ نقض این اصول، مسئولیت کیفریِ آمران و عاملان مطرح میشود و مجازات میتواند تا حبس طولانیمدت و در موارد شدید، حبس ابد باشد.
در میانه همین فضای ملتهب، پرفسور هاشم اورعی، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و دانشآموخته دانشگاه کمبریج، در محلِ آسیبدیده این دانشگاه حضور یافت و با شرح جزئیاتِ آنچه رخ داده بود، از دانشگاهیان جهان خواست در برابر تجاوز به اماکن دانشگاهی و غیرنظامی سکوت نکنند. اهمیت این موضع در آن است که دعوت این چهره آکادمیک فراخوانی بود برای دفاع از حیثیت «نهاد دانشگاه»؛ نهادی که در منطق تمدنی، فراتر از ساختمان و دیوار، حاملِ آزادی اندیشه، آموزش و آینده است.
واکنش جامعه دانشگاهیان جهان به این رخداد، هرچند تا کنون یکدست و سراسری نبود، اما در چند سطح مهم قابل تامل است. نخست، انجمن بریتانیایی مطالعات خاورمیانه که به اختصار «BRISMES» خوانده میشود، در بیانیه خود حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد و آن را جنگی غیرقانونی دانست. این نهاد در مواضع بعدی نیز بر این نکته پای فشرد که حمله به دانشگاهها و نهادهای علمی، حمله به زیرساخت غیرنظامی و در مواردی، نقض آشکار حقوق جنگ است.
دوم، اتحادیه بینالمللی دانشمندان با بیانیه و کارزار خود، بمباران نهادهای علمی ایران را محکوم کرد و بهطور مشخص از حملات به دانشگاههای صنعتی اصفهان، علم و صنعت و امیرکبیر نام برد. این نهاد، در دفاع از آموزش و پژوهش، بر این نکته تأکید کرد که دانشگاهها نباید به میدان تسویهحساب نظامی بدل شوند.
سوم، در سطح استادان و پژوهشگران برجسته، مواضع بیشتر رنگِ تحلیل حقوقی و هشدار اخلاقی داشت. یانینا دیل، استاد دانشگاه آکسفورد، تصریح کرد که اگر تهدید به ویرانکردنِ ساختارها و ساختمانهای یک جامعه مدرن به معنای هدفگرفتن اهداف غیرنظامی باشد، چنین عملی از منظر حقوقی غیرقانونی است. مایا چنسلیانی دیگر استاد این دانشگاه نیز نسبت به روندی هشدار داد که در آن، دانشگاهها و مراکز علمی بهتدریج در مقام «هدف مشروع» بازنمایی میشوند؛ روندی که اگر عادی شود، مرز میان جنگ و نابودیِ نظم آموزشی از میان میرود.
در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن نیز آرشین عادلمقدم این حملات را بخشی از یک جنگ غیرقانونی توصیف کرد و نسبت به گسترشِ دامنه درگیری و پیامدهای آن برای منطقه و جهان هشدار داد. در همین فضا، شماری از استادان حقوق بینالملل در مقالهها و نامههای تحلیلی خود، حمله به ایران را ناقض منشور ملل متحد دانستند و درباره احتمال وقوع جنایت جنگی هشدار دادند.
نکته مهم در این میان آن است که واکنش دانشگاهیان جهان، بیش از آنکه به صورت بیانیههای پرشمار و تشکیلاتی جلوه کند، در قالب هشدارهای حقوقی، تحلیلهای اخلاقی و دفاع از آزادی دانشگاهی ظاهر شد. همین خود نشان میدهد که مسئله، صرفاً یک حادثه نظامی نبود؛ بلکه این بمباران به قلبِ ایده دانشگاه، یعنی امنیتِ دانش، حرمتِ آموزش و استقلالِ پژوهش، اصابت کرده بود.
حمله به دانشگاهها در هر جنگی، تنها تخریب چند ساختمان نیست. این نوع حمله، در سطحی عمیقتر، کوششی است برای فرسودن حافظه علمی یک ملت، تضعیف نهاد تولید دانش و ایجاد هراس در میان استادان، دانشجویان و پژوهشگران. از همینرو، اعتراض پرفسور هاشم اورعی و واکنش دانشگاهیان غیرایرانی را باید در یک چارچوب واحد دید، دفاع از این اصل که دانشگاه، حتی در جنگ، نباید به میدان ویرانی بدل شود؛ زیرا حمله به دانشگاه، در نهایت، حمله به آینده است.
ارسال نظر