آمار بیسابقه جانباختگان دی ماه خونین و پرسشهایی درباره حکم تیر/ چرا منع تردد اعلام نکردید؟
چرا این موضوع یعنی حکم تیر نیروهای مسلح احتمالا در آن دو روز از رسانههای رسمی مانند صداوسیما به عموم جامعه اعلام نشد که شورای عالی امنیت ملی چنین تصمیم مهمی گرفته است تا معترضانی که ۱۱ روز در خیابانها بودند و مسئولان نیز اعتراض آنان را که به بهانه مشکلات اقتصادی شکل گرفت، برحق میدانستند، بدانند که رفتنشان به خیابان همان و احتمال کشته شدنشان همان! حتی مردم عادی که فارغ از اعتراضات برای امور شخصی یا کاری در آن دو روز به بیرون از خانه رفتند چرا نباید میدانستند امکان تیر خوردنشان در این درگیریها وجود دارد؟
این تعداد تروریست مسلح چطور از مرزها وارد کشور شدهاند که مقامات امنیتی بیخبر بودهاند؟
امیرحسین مصلی روزنامهنگار
پس از گذشت حدود دو هفته از پنجشنبه و جمعه خونین اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ که منجر به قطعی اینترنت شد، آمارهای مختلفی در رسانههای غیر رسمی و بین المللی از تعداد جانباختگان داده میشد مبنی بر چندین هزار کشته، که اشاره مسئولان عالی رتبه نظام از رهبری تا رئیس مجلس درباره هزاران کشته این وقایع، مهر تاییدی بر این گمانه زنیها میزد؛ اما سرانجام شورای امنیت کشور آمار جانباختگان این فاجعه انسانی را که در تاریخ معاصر تظاهرات خیابانی ایران بیسابقه بوده، به شکل رسمی اعلام کرد: ۳۱۱۰ کشته که به زعم مقامات ۲۴۲۷ نفر آنان شهید شدهاند اعم از ماموران امنیتی و شهروندان بیگناه.
طبق این آمار یعنی ۶۹۰ نفر توسط شلیک ماموران امنیتی از پای در آمدهاند که گفته نشده معترض بودهاند یا به گفته صداوسیما تروریستهای مسلح!
جدا از اینکه چرا آمار خسارت به اموال عمومی و دولتی به تفکیک و جزئیات بسیار زودتر از منابع رسمی اعلام شد اما آمار انسانهایی که دیگر نفس نمیکشند اینقدر دیر؟ چند پرسش در باب این آمار مطرح میشود.
نخست آنکه طبق پاسخ اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرآنلاین به این سوال که «یکی از شبهاتی که توسط دشمنان مطرح میشود این است که نیروهای مسلح ما حکم تیر داشتهاند. این حرف درست است؟» او به صراحت گفته که «بله؛ شورای عالی امنیت ملی بر اساس قانون تصویب کرد که نیروهای حافظ امنیت از سلاح استفاده کنند» باید پرسید که چرا این موضوع یعنی حکم تیر نیروهای مسلح احتمالا در آن دو روز از رسانههای رسمی مانند صداوسیما به عموم جامعه اعلام نشد که شورای عالی امنیت ملی چنین تصمیم مهمی گرفته است تا معترضانی که ۱۱ روز در خیابانها بودند و مسئولان نیز اعتراض آنان را که به بهانه مشکلات اقتصادی شکل گرفت، برحق میدانستند، بدانند که رفتنشان به خیابان همان و احتمال کشته شدنشان همان! حتی مردم عادی که فارغ از اعتراضات برای امور شخصی یا کاری در آن دو روز به بیرون از خانه رفتند چرا نباید میدانستند امکان تیر خوردنشان در این درگیریها وجود دارد؟ اصلا چرا اعضای این شورا از جمله علی لاریجانی، مسعود پزشکیان و دیگر چهرههای نظامی و سیاسی این خبر و تصمیم مهم را با مردم در میان نگذاشتند؟
پرسش بعدی آن است که اگر طبق روایت رسمی ۶۹۰ تروریست مسلح در خیابانهای ایران کشته شدهاند، ۲۴۲۷ نفر از ماموران امنیتی و شهروندان را چند هزار تروریست مسلح کشتهاند که جان سالم به در بردهاند و کماکان در ایران مستقر هستند؟ جدا از اینکه جز مواردی اندک از حضور افراد مسلح در اعتراضات که در رسانهها منتشر شد، چرا فیلمی از این هزاران تروریست مسلح در دوربینهای مدار بسته ثبت نشده؟ اصولا این حجم از تروریست مسلح چطور از مرزها وارد کشور شدهاند که مقامات امنیتی بیخبر بودهاند؟! چرا با قبول این روایت هنوز هیچ مقامی عزل نشده و استعفا نداده؟
در اینکه بیگانگان از جمله آمریکا و اسرائیل بنابر منافعشان و همچنین وطن فروشان خارجنشینی که به دنبال حمله نظامی ترامپ و نتانیاهو به ایران هستند برای براندازی به هر قیمتی بیآنکه به تبعاتش بیاندیشند که شاید نابودی کلیت ایران و آسیب به مردمان و زیر ساختهای این سرزمین را به همراه بیاورد، با موجسواری و همچنین مصادره هر اعتراضی در کشور، خواهان تاثیر گذاری روی افکار عمومی و دخالت در امور داخلی هستند، هیچ شکی نیست؛
اما آیا قدرت وارد کردن هزاران تروریست مسلح چه بیگانه، چه ایرانی به داخل مرزهای ایران را دارند؟ یا میتوانند این حجم از تروریست را در کشور آموزش و تجهیز کنند؟ اگر پاسخ آری است، پس باید قبول کرد که حفره بزرگ امنیتی و خطای راهبردی در حاکمیت وجود دارد که به دلیل بیمسئولیتی در حفاظت از امنیت ملی خاصه جان شهروندن یا بیتوجهی به حضور نفوذیها بهویژه با تجربه جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ساختار امنیتی و نظامی، شکل گرفته است!
در پایان سوال اساسی این است که تا به کی باید شاهد این سناریوی تکراری باشیم که اعتراضات مردم به سیاستهای حاکمیت با پیوند زدن به دخالت بیگانگان از سوی مسئولان، امنیتی شود و کلی کشته و هزینه روی دست مردم بگذارد، بیآنکه تغییری در آن سیاستها اعمال شود که از قضا به نفع بیگانگان نیز هست؟! آیا وقت تغییر فرا نرسیده است؟
ارسال نظر