مجله تایمز: حمله آمریکا به ایران منجر به آشتی ملی میشود / سیاست ترامپ در ایران شکست خورد
مجله تایمز در یک مقاله تحلیلی به بررسی گزینههای پیش روی ترامپ و علت شکست سیاست ایالات متحده درخصوص ایران نوشته است. بهدلیل عدم دسترسی مستقل آنلاین (همچون سایر شهروندان) به اینترنت بینالملل، چکیدهای از این یادداشت که با استفاده از ابزارهای موجود (سرچ گوگل) قابل برداشت بود در ادامه ارائه میشود.
مجله تایمز در یک مقاله تحلیلی به بررسی گزینههای پیش روی ترامپ و علت شکست سیاست ایالات متحده درخصوص ایران نوشته است.
بهدلیل عدم دسترسی مستقل آنلاین (همچون سایر شهروندان) به اینترنت بینالملل، چکیدهای از این یادداشت که با استفاده از ابزارهای موجود (سرچ گوگل) قابل برداشت بود در ادامه ارائه میشود.
زمینه و معضل اصلی
این مقاله استدلال میکند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با یک معضل عمیق سیاستی در قبال ایران روبهروست؛ معضلی که از تضاد میان لحن تهاجمی او علیه جمهوری اسلامی و محدودیتهای واقعی قدرت و راهبرد ایالات متحده ناشی میشود. اظهارنظر ترامپ مبنی بر اینکه «کمک در راه است» برای اغتشاشگران ایرانی که با شکست سختی مواجه شدند، او را از نظر سیاسی در تنگنا قرار داده، زیرا او برنامهای روشن و عملی برای تحقق این وعده ندارد.
اهداف متناقض بدون راهبردی روشن
یکی از محورهای اصلی مقاله این است که دولت ترامپ همزمان دو هدف اساساً ناسازگار را دنبال میکند:
-
تضعیف یا حتی سرنگونی حکومت ایران
-
مذاکره برای دستیابی به توافقی دیپلماتیک، بهویژه دربارهٔ برنامهٔ هستهای
هر دو هدف در گفتار و رفتار دولت آمریکا دیده میشود، اما مشخص نیست که واشنگتن واقعاً کدامیک را اگر اصلاً یکی را بهطور جدی دنبال میکند. این تناقض در لحن سیاسی و در اقداماتی مانند اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز بازتاب یافته است؛ اقداماتی که پیام قدرت میفرستند، اما هدف نهایی آنها مشخص نیست.
گزینههای نظامی و خطرات آنها
مقاله تأکید میکند که اقدام نظامی سرشار از خطر است:
-
حملات محدود (مانند عملیات هوایی هدفمند) به احتمال زیاد به سرنگونی حکومت منجر نخواهد شد و حتی ممکن است به همدلی مردم با حکومت و آشتی ملی منجر شود.
-
یک جنگ تمامعیار میتواند تلفات گستردهٔ غیرنظامیان، بیثباتی شدید منطقهای، و گسترش درگیری از طریق متحدان ایران را در پی داشته باشد بدون هیچ تضمینی که نتیجهٔ سیاسی بهتری در تهران به بار آورد.
در هر دو حالت، هزینههای انسانی و راهبردی بسیار بالاست و در میان تیم امنیت ملی ترامپ نیز اجماعی دربارهٔ مسیر درست وجود ندارد.
دیپلماسی: ممکن، اما محدود
مقاله اشاره میکند که تماسها و مذاکرات غیرعلنی از طریق کانالهای پشتپرده آغاز شدهاند، اما هشدار میدهد که تلاشهای پیشین برای توافق هستهای زمانی شکست خوردند که خواستههای آمریکا بیش از حد بلندپروازانه و فراتر از آن چیزی بود که ایران حاضر به پذیرش آن بود.
بنابراین، دیپلماسی بهطور نظری ممکن است، اما هنوز هیچ چارچوبی پیدا نشده که هم مطالبات آمریکا را برآورده کند و هم با ملاحظات امنیتی و سیاسی ایران سازگار باشد.
اعتبار آمریکا و پیامدهای گستردهتر
یکی از قویترین نکات مقاله، تمرکز بر مسئلهٔ اعتبار است:
-
تاریخ سیاست خاورمیانهای آمریکا مملو از وعدههایی است که به اقدام عملی نینجامیدهاند از عراق در سال ۱۹۹۱ تا سوریه در دوران اوباما و مقاله هشدار میدهد که اپوزیسیون ایرانی این سوء سابقه را فراموش نخواهند کرد.
-
هر وعدهٔ تحققنیافته، میتواند نفوذ آمریکا را تضعیف کند و باعث شود هم دشمنان و هم جنبشهای اعتراضی، رفتار آیندهٔ خود را بر اساس تجربهٔ گذشتهٔ واشنگتن تنظیم کنند.
از این منظر، «هیچ کاری نکردن» هرچند در ظاهر محتاطانه به نظر میرسد، در عمل به معنای عقبنشینی از وعدههای خود ترامپ است و میتواند هزینههای ژئوپلیتیکی بلندمدتی داشته باشد.
جمعبندی نهایی
بهگفتهٔ مقاله، سیاست ترامپ در قبال ایران بازتاب یک مشکل بزرگتر است: بیان شعارهای جسورانه آسان است، اما تبدیل آنها به نتایج مؤثر و پایدار بسیار دشوارتر. ترامپ میان گزینههایی گرفتار شده که همگی پرخطر و نامطمئناند اقدام محدود، مداخلهٔ نظامی گسترده، یا دیپلماسی و هیچکدام پیروزی یا راهحلی روشن و رضایتبخش را تضمین نمیکنند.
ارسال نظر