یعنی اسلام و اسلامیت نظام فقط پوشش زنان است؟

درباره حجاب با یک واقعیت غیرقابل انکار مواجه هستیم، انگار که اسلامیت نظام در پوشش زنان خلاصه شده است. یعنی رسیده‌ایم به نقطه‌ای که اسلام و اسلامیت نظام محدود به پوشش زنان شده است.

به گزارش مستقل آنلاین شهیندخت مولاوردی حقوقدان و معاون پیشین امور زنان و خانواده در دولت روحانی، در گفتگویی تفصیلی به ماجرای مرگ دردناک مهسا امینی در گشت ارشاد و فشارها و کارشکنی‌هایی که در دوران مسئولیتش متحمل شده بود، واکنش نشان داده است. بخشی از گفتگوی مولاوردی را ادامه بخوانید:

 

فیلمی که از مهسا امینی منتشر شد، سوالات بیشتری ایجاد کرد

*‌ در روز‌های گذشته اتفاق ناگواری برای یکی از دختران ایران رخ داد و او در یکی از زیرمجموعه‌های نهاد نیروی انتظامی جان باخت. ارزیابی شما از این اتفاق چیست؟

بهتر است به جای اتفاق بگوییم فاجعه! فاجعه‌ای دردناک و جانسوز که بر روح و روان همه تاثیر گذاشته است. بعد از این فاجعه و جان باختن مهسا امینی، انتظار این بود که با اطلاع رسانی‌های که صورت می‌گیرد، شیوه‌ای اقناعی برای افکار عمومی در پیش گرفته شود اما فیلمی که منتشر شد نه تنها ابهامات را رفع نکرد، بلکه سوالات بیشتری ایجاد کرد.

بالاخره اهل فن و کارشناسانی وجود دارند که متوجه پرش و تقطیع فیلم می‌شوند. اگر فرض را بر این بگیریم که ضربه فیزیکی به مهسا وارد نشده است، ولی این چند ساعتی که از بازداشت او می‌گذشت (از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰) تا انتقال به بیمارستان، چه بر سر او آمده است؟ نمی‌توان این چند ساعت را در چند دقیقه خلاصه کرد. این فیلم مردم را بیشتر عصبانی و خشمگین کرده است.

رسیدگی به پرونده‌های قضایی مانند ضرب و جرح و فوت مشکوک در دادگاه صورت می‌گیرد، این در حالی است که پزشکی قانونی گفته نتایج بررسی‌های مرگ مهسا امینی دو سه هفته دیگر مشخص می‌شود، اما یکی از خبرگزاری‌ها از پزشکی قانونی سریع‌تر عمل می‌کند! در اینگونه موارد اساسا دادستان یا بازپرس پرونده باید اطلاعات را رسانه‌ای کند.‌ ای کاش حداقل از لحاظ حقوقی هم حفظ ظاهر می‌کردند.

 

چه فشاری به یک دختر ۲۲ ساله وارد شده که دو سکته قلبی و مغزی را با هم می‌زند!

سوالی که اکنون وجود دارد این است که اگر برخورد فیزیکی رخ نداده است، چه فشار و استرسی به یک دختر ۲۲ ساله وارد شده است که دو سکته قلبی و مغزی را با هم می‌زند؟ حتی اگر حرف مسئولان مبنی بر سابقه بیماری این دختر جوان را درست بدانیم، تحت چه شرایطی قرار گرفته تا به این روز بیفتد؟ چه ترس و وحشتی به او غلبه کرده است؟ و سوال اصلی این است که اصلا با آن پوشش متعارف و مناسبی که داشته چرا باید یک دختر بازداشت شود؟

 

انگار اسلامیت نظام در پوشش زنان خلاصه شده است

*‌ چرا تا این اندازه اصرار وجود دارد که حجاب را حتی با روش‌های تند حفظ کنند؟

درباره حجاب با یک واقعیت غیرقابل انکار مواجه هستیم، انگار که اسلامیت نظام در پوشش زنان خلاصه شده است. یعنی رسیده‌ایم به نقطه‌ای که اسلام و اسلامیت نظام محدود به این موضوع شده و بار آن بر دوش زنان گذاشته شده است.

با بررسی‌هایی که انجام شده مشخص است که شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکنون بیش از ۵۰۰ مصوبه داشته است و از میان این ۵۰۰ مصوبه، اصرار بر اجرایی و عملیاتی شدن چند مورد خیلی بیشتر از سایر موارد است، از جمله همین مصوبه راهکار‌های گسترش فرهنگ عفاف و حجاب.

حساسیتی که به اجرایی شدن این مصوبه وجود دارد برای دیگر مصوبات نمی‌بینیم. حالا بگذریم که آیا شورا بالاخره این حق را دارد قانونگذاری کند؟ یا طبق نظر برخی مصوباتش در حکم قانون است و … که این بحث‌ها ید طولایی دارد، ولی به هر حال این واقعیت را نمی‌توانیم نادیده بگیریم.

 

ریشه بسیاری از قانون‌ها در شورای فرهنگی اجتماعی زنان است

یکی از شورا‌های اقماری شورای عالی، شورای فرهنگی اجتماعی زنان است. ریشه بسیاری از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه زنان و خانواده برمی‌گردد به متون و اسنادی که توسط شورای فرهنگی اجتماعی زنان جهت تصویب به شورای عالی ارائه می‌شود.

به اتفاق خانم اشرف بروجردی به عنوان نمایندگان رئیس جمهور (آقای روحانی) در شورای فرهنگی اجتماعی زنان نامه‌ای را به رئیس جمهور وقت نوشتیم، که محور آن پیشنهاد تغییر ترکیب اعضای آن و به طور کلی برچیده شدن آن شورا بود. چرا که به نظرمان رسیده بود زمانی که این شورا در سال ۶۶ شکل گرفت، ساختاری در حوزه زنان وجود نداشت و نیاز به یک متولی برای سیاست‌گذاری در این حوزه احساس شد. اما بعد‌ها که مرکز امور مشارکت زنان و قبل از آن دفتر امور زنان در نهاد ریاست جمهوری راه‌اندازی شد و نهایتا ساختار آن به معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده ارتقا پیدا کرد، با تعدد مراکز سیاست‌گذاری مواجه هستیم ضرورت وجود چنین شورایی زیر سوال رفت.

در این ۴ دهه در رویارویی و مواجهه با پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی دو رویکرد به موازات هم ادامه حیات داده است: ۱- نگاه فرآیندی به این پدیده‌ها و سهم قائل شدن به عوامل متعدد دخیل در پیدایی آن و ۲- نگاه پروژه‌ای و برگرفته از تئوری توهم توطئه که راحت‌ترین و‌دم دست‌ترین شیوه یعنی فرافکنی و انکار و سرپوش‌گذاری بر واقعیات اجتماعی و پیرامونی را برگزیده است. غلبه این‌نگاه بر فضای این شورا قدرت هر گونه تجزیه و تحلیل درست و ارائه راهکار واقع‌بینانه برای برون‌رفت از وضع موجود را سلب کرده است.

 

مصوبه حجاب و عفاف دستپخت شورای فرهنگی اجتماعی زنان و کبری خزعلی است

*‌ این مصوبه مشخصا از سوی چه گروه‌هایی بود و چه افرادی در پشت پرده آن قرار دارند؟ چه کسانی برای اجرای فشار می‌آوردند؟

این مصوبه دستپخت شورای فرهنگی اجتماعی زنان است که خانم کبری خزعلی از روسا و اعضای همیشگی و دائمی آن شورا و از بانیان آن بود. از طرف دیگر اشاره به یکی دو مورد دیگر از دستاورد‌های دیگر این شورا خالی از لطف نیست، از جمله منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان که ۱۶ سال در آن شورا روی آن کار شده بود.

زمانی شروع به تدوین این منشور کردند که بحث لایحه الحاق به کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان در دولت آقای خاتمی و مجلس ششم مطرح بود. هدفشان جایگزینی این‌منشور با کنوانسیون زنان در سطح جهانی بود، (بدون اعتنا به فرآیند و سازوکار‌های تدوین و تصویب یک معاهده بین المللی) و در نهایت آن را تبدیل به قانون کردند که اکنون تحت عنوان قانون حقوق و مسئولیت‌های زنان در جمهوری اسلامی ایران مطرح است.

اینکه ما اصلا نیازی به چنین منشوری (که صرفا جمع‌آوری قوانین‌موجود در یک مجموعه با هدف حفظ و ادامه وضع موجود است) داشتیم یا نداشتیم جای بحث آن نیست، اما خاطرم هست مرحومه فاطمه رهبر اشاره می‌کردند که این منشور را در سفری به بلاروس هدیه برده‌اند و بسیار مورد استقبال واقع شده و ترجمه هم‌کرده‌اند و این نگاه راهبردی هم وجود نداشته که حداقل چنین سندی را به سازمان همکاری‌های اسلامی (OIC) ارائه کنند. (هر چند سند برنامه عمل ده ساله آن سازمان هم برای توسعه مشارکت زنان در مشور‌های اسلامی روی کاغذ باقی ماند)

همچنین قانون جوانی جمعیت که قبلا «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» نام داشت، از ابتکارات این شورا محسوب می‌شود که در دولت یازدهم بسیار پیگیر جلب نظر سازمان برنامه و بودجه بودند تا با بار مالی آن که به دولت تحمیل می‌شد مخالفتی نداشته باشد و آن سازمان به دلیل آنکه آن طرح را با پول‌پاشی‌هایی که در آن پیش‌بینی شده بود واحد نتیجه موردنظر نمی‌دانست سرانجام زیر بار نرفت تا بالاخره در مجلس یازدهم به تصویب رساندند.

 

تماس‌های زیادی درباره خشونت و رفتار‌های نامناسب گشت ارشاد داشتیم

در آن دوره بعضا فرد یا افرادی که مورد خشونت و رفتار‌های نامناسب از سوی گشت ارشاد بود با ما تماس می‌گرفت، ما گزارش آن یا اخبار دریافتی مربوطه را در بخش خبر جلسات دولت مطرح می‌کردیم یا مکاتبه می‌کردیم و تلاش داشتیم این حوادث به حداقل ممکن برسد.

همه این برنامه‌ها با خواست و البته هماهنگی رئیس جمهور بود و اگر مخالفتی بود حتما بروز می‌دادند. هیچ گاه مخالفتی از سوی ایشان با این برنامه‌های ما نبود.

 

*‌ آیا می‌توان گفت پیش‌بینی آقای روحانی درباره دیوار کشیدن در پیاده‌روها در حال تحقق هست؟

وضعیت موجود را با وعده‌هایی که در زمان انتخابات داده شد، باید مقایسه کرد. قبل از انتخابات می‌گفتند ما گشت ارشاد را برای مسئولان داریم نه مردم. الان هم معاون آقای رئیسی می‌گوید ما اصلا گشت ارشاد نداریم! اکنون نه گشت ارشاد مسئولان شکل گرفته و نه برنامه‌ای برای آن وجود دارد. وقتی مخالفتی هم از سوی دولت با این رفتار‌ها و رویه‌ها وجود ندارد نوعی چراغ سبز به این رفتار‌ها و برخورد‌ها است که در نهایت منجر به فاجعه تلخ مرگ مهسا امینی می‌شود؛ بنابراین یک تغییر رویه مشهود و ملموسی را نسبت به دولت قبل شاهد هستیم.

دختر آقای رئیسی هم در دوران انتخابات می‌گفت پدر من دیوار نمی‌کشد، بلکه پل می‌سازد!‌ ای کاش به جای ساختن پل، حداقل پل‌های پشت سر خراب نشود.

 

اگر مهسا امینی فرزند من بود، تا اجرای عدالت از پا نمی‌نشستم

*‌ شما خودتان دو فرزند دو دختر دارید، اگر این اتفاق برای یکی از فرزندان شما رخ می‌داد، چه واکنشی نشان می‌دادید؟

در این چند روز بار‌ها به این موضوع فکر کردم. تصور اینکه فرزندی را سال‌ها با جان و دل بزرگ کنید و مانند گل پرورش بدهی و بعد در یک چشم برهم زدن از دست بدهی، واقعا خارج از توان و طاقت یک انسان است. اگر جای خانواده امینی بودم که اینگونه هم‌به نظر می‌رسند تا حصول نتیجه بررسی‌ها و اجرای کامل عدالت حتما از پا نمی‌نشستم. همه ما هم در این شرایط باید تمام هم و غممان معطوف به نشانه رفتن علت چنین حوادث ناگواری باشد تا دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در آینده نباشیم.

 

*‌ خیلی از مردم نگران بودند که ممکن است خانواده امینی مورد فشار قرار بگیرند. وزیر کشور گفته مهسا از ابتدا مریض بوده در حالی که خانواده او کاملا رد می‌کنند و می‌گویند او سالم بوده است. با توجه به این اتفاق ممکن است تحت فشار قرار بگیرند؟

با توجه به وقایع مشابه قبلی این ذهنیت در جامعه وجود دارد. برای تغییر و اصلاح آن این بار نحوه برخورد و عملکرد شفاف و صادقانه متولیان امر بسیار تاثیرگذار است. باید منتظر آینده بمانیم./رویداد 24

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها