زمان تغییر پارادایم است
محمدحسین واحدی
ایران امروزه آبستن بسیاری از حوادث است. روزی نیست که نام کشور ما در اخبار پررنگ نباشد، چرا که جغرافیای سیاسی ایران از دیرباز محل تلاقی قدرتهای جهانی بوده است. امروز اما برخی از مسئولان با اشتباهات خود ایران را در صدر اخبار جهانی بردند. اخبار ی از جنس یک سیاه نمایی در سطح جهانی ایجاد شده است. مقصر اصلی برخی مسئولان تصمیم گیر هستند اما مردم نیز مستثنی نیستند. چرا که امیر کبیر می گوید یک مملکت خوب ملت دانا می خواهد. احمد شاه نیز هرچند بی کفایت بود در یکی از سخنان خود می گوید کلم فروشی در اروپا بهتر از حکومت بر ایران است. ایران امروزه با مشکلاتی نظیر توسعه نیافتگی، تورم بالا، نبود آزادیهای اجتماعی شخصی و کمبود سرمایه اجتماعی دست و پنجه نرم می کند. مشکلاتی که به خودی خود حل نمی شوند نیاز به اصلاحات در ساختار سیاسی کشور دارند. اما با وجود مقاومت زیاد عناصر فاسد، مافیا و... هنوز نمی توان به شرایط قابل قبولی رسید. بعد از اتفاقات اخیر نیز کشور به نقطه تقریبا غیر قابل بازگشتی رسیده است. مگر اینکه یک تغییر پارادایم یا رفرمی گسترده در دستور کار قرار بگیرد. اما سوال اینجاست چه باید کرد؟ اولین کاری که جمهوری اسلامی باید بکند سعی در ثابت نگه داشتن قیمت ها و کنترل تورم است. به جای اختصاص دادن پول و افزایش تورم می تواند کالا برگ را به صورت غیر نقدی با ارسال و تخصیص اقلام خوراکی بین مردم از نقدینگی جلوگیری کند. گام بعدی حاکمیت باید تخصیص ارز مسافرتی به تعداد زیاد برای شهروندان می تواند باشد. یارانه ها نیز باید به صورت غیر نقدی و به صورت اعتباری برای افراد نیازمند باشد و از یارانه دادن به افراد ثروتمند خودداری شود. حتی از آنها دولت می تواند مالیات بگیرد تا به افراد کم بضاعت اختصاص بدهد یا اینکه این مالیات ها را در جهت توسعه کشور خرج کند. البته اشتباه نشود هدف از اخذ مالیات سلب مالکیت خصوصی نخواهد بود و در جهت ارتقای سطح رفاه عمومی باید این مالیات ها گرفته و خرج شود، در غیر این صورت موجب فساد خواهد شد. الان وضعیت مالیات ها در کشور ما تقریبا نامشخص است. مالیات در کشور ما سیستم نظارتی نه تنها ندارد بلکه در جهت توسعه کشور هیچ گاه خرج نشده است.
اتلاف انرژی وقت و هدر رفت فرصت ها در ایران نیز قابل توجه است. یک زمانی کشورهای اروپایی در راستای خلع انرژی هسته ای ما یک پیشنهادی مطرح کردند. این پیشنهاد شامل ساخت ده نیروگاه کوچک تقریبا هسته ای برای تولید برق بود. اما متاسفانه توسط ایران این پیشنهاد رد شد. اخیرا نیز قبل از جنگ ۱۲ روزه پیشنهاد یک کنسرسیوم هسته ای از سوی آمریکایی ها مطرح شد. ولی در نهایت ایران بر سر برنامه هسته ای خود پافشاری کرد. در نهایت برنامه هسته ای ایران توسط آمریکا در جنگ ۱۲ روزه هدف حمله موشکی و هوایی قرار گرفت و تقریبا نابود شد. فقط فردو کمی سالممانده البته به دلیل مستحکم بودن ساخت آن، اگر عقلانیت در ساختار سیاسی ایران حاکم بود الان ما هم برنامه هسته ای خود را با شرکت در کنسرسیوم داشتیم. علاوه بر این بخشی از تحریم ها تاکنون رفع شده بود. در حال حاضر نیز نه تاسیسات هسته ای برای ما مانده و اینکه اتفاقات دی ماه امسال دیگر جمهوری اسلامی را به نقطه ای غیر قابل بازگشتی رسانده است.
سوالی که مطرح می شود این است که جمهوری اسلامی الان چکار باید بکند؟
نکته ی اول این است که جمهوری اسلامی باید صدای مردم را بشنود و با خانواده جان باختگان صحبت کند و مجازات عوامل کشته سازی و آشوب را تعقیب کند.
رویکرد نظام باید طوری باشد که آتش زیر خاکستر را بتواند خاموش کند تا از تحولات بعدی جلوگیری کند. خشونت نباید در این کار در دستور کار قرار گیرد وگرنه نتیجه عکس می دهد.
سیاست نظامی باید طوری باشد تا از اتفاقات دیگر احتمالی جلوگیری کند . در غیر این صورت کشور دچار خطر فروپاشی تمدنی قرار می گیرد.
جمهوری اسلامی باید افراد کنار گذاشته شده در تاریخ خود را به صحنه سیاسی بازگرداند. هرچند این کار سخت خواهد بود . این عمل می تواند شامل گروهای تجدید طلبی همچون نهضت آزادی،جبهه ملی،جمهوری خواهان داخلی و... باشد.
تاجزاده و میرحسین موسوی نیز بهتر است آزاد شوند. چرا که اگر رفرمی صورت نگیرد ایران دچار فروپاشی خواهد شد. تک صدایی باعث نبود سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد ملی خواهد شد.حتی ممکن است ما در ساختار حاکمیت شاهد ریزش باشیم. این اقدامات اگر انجام شد باز کافی نبوده حتی جمهوری اسلامی باید آشتی ملی، تشکیل مجلس موسسان و ایجاد یک تلویزیون ملی قدرتمند را در دستور کار خود قرار بدهد.
دیگه خیلی دیر شده این ریفرم مال سال 88 بوده