دستگیری مادورو و پیامدهای انرژی-راهبردی برای ایران

چشم‌انداز نفت، امنیت ملی و بازتعریف سیاست خارجی

می‌توان گفت دستگیری مادورو پیام راهبردی روشنی برای ایران دارد و آن اینکه در جهان امروز نفت و منابع انرژی نه تنها ابزار اقتصادی، بلکه عنصر کلیدی بازدارندگی و امنیت ملی هستند. سیاست خارجی ایران برای حفظ اقتدار و امنیت انرژی، باید همزمان با تقویت بازدارندگی، مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی در صادرات و همکاری‌های نفتی را در دستور کار قرار دهد تا فشارهای خارجی به حداقل اثر برسد و منافع ملی در حوزه انرژی تضمین شود.

چشم‌انداز نفت، امنیت ملی و بازتعریف سیاست خارجی

آمریکا پس از تدوین دکترین امنیتی جدید خود تلاش می‌کند نفوذ کشورهایی مانند ایران، چین و روسیه را در حوزه‌های سنتی نفوذش محدود کند
 

 

علی‌اکبر رضایی/ کارشناس ارشد  روابط  بین‌الملل 

دستگیری نیکلاس مادورو رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط آمریکا بیش از آن‌که یک رخداد سیاسی صرفاً منطقه‌ای باشد نمایانگر اهمیت راهبردی منابع انرژی و نقش مستقیم فشار قدرت‌های بزرگ در تحولات بین‌المللی است. ونزوئلا و ایران هر دو تحت تحریم‌های گسترده و فشار بین‌المللی قرار دارند و نفت و محصولات نفتی ستون اصلی قدرت اقتصادی آنها به شمار می‌آید. این رویداد نشان می‌دهد که کنترل منابع انرژی و مسیرهای صادرات نفت، امروز تبدیل به یک اهرم فشار مستقیم در سیاست بین‌الملل شده است.


پیام‌های راهبردی برای ایران:

۱. آسیب‌پذیری شبکه‌های انرژی و تحریم‌های جانبی
دستگیری مادورو نشان می‌دهد که شبکه‌های انتقال نفت و همکاری‌های انرژی بین کشورهایی که تحت فشار هستند، می‌توانند هدف عملیات مستقیم قرار بگیرند. برای ایران این بدان معناست که:
۱.همکاری نفتی با کشورهایی که ریسک بالایی دارند باید با مدیریت ریسک دقیق انجام شود
۲.مسیرهای صادرات نفت باید متنوع و جایگزین‌پذیر باشند
۳.تکیه صرف بر شرکای محدود، مانند ونزوئلا، شکننده و خطرناک است

۲. تغییر محاسبات امنیت انرژی؛
با حذف رئیس جمهور کاراکاس بازار نفت ونزوئلا وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی می‌شود که بر ایران نیز تأثیر خواهد گذاشت:
۱.نوسان قیمت‌های نفت جهانی افزایش می‌یابد
۲.فرصت‌ها و تهدیدهای صادرات نفت ایران تقویت می‌شود
۳.لزوم تمرکز بر امنیت داخلی پالایش و ذخایر استراتژیک پررنگ‌تر می‌شود

۳. بازتعریف سیاست خارجی مبتنی بر منابع انرژی و رقابت جهانی:
تجربه ونزوئلا نشان می‌دهد که انرژی به‌ویژه نفت ابزار فشار مستقیم آمریکا است و کشورهایی که در محور مقاومت و ائتلاف‌های انرژی مشابه ایران فعالیت دارند باید:
۱.انعطاف بیشتری در دیپلماسی انرژی داشته باشند
۲.همکاری‌های اقتصادی و نفتی کمتر نمایشی و بیشتر مبتنی بر تضمین‌های عملیاتی باشند
۳.از وابستگی خطرناک به یک شریک کلیدی پرهیز کنند

از منظر راهبردی آمریکا پس از تدوین دکترین امنیتی جدید خود تلاش می‌کند نفوذ کشورهایی مانند ایران، چین و روسیه را در حوزه‌های سنتی نفوذش محدود کند. یکی از اهداف اصلی واشنگتن در فشار بر ونزوئلا جلوگیری از افزایش توان چین است چراکه کاراکاس نفت ارزان‌قیمتی در اختیار پکن قرار می‌داد. هرچند آمریکا خود بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده نفت جهان است و نیاز مستقیم به واردات انرژی ندارد اما مدیریت بازار جهانی انرژی یکی از سیاست‌های راهبردی این کشور است.

به گفته کارشناسان آمریکا تلاش می‌کند هر منبع مهم انرژی در جهان تحت کنترل و اشراف واشنگتن باقی بماند و اجازه ندهد رقبا یا مخالفانش بر این منابع مسلط شوند سیاستی که ریشه در دوران جنگ سرد دارد و هم در ونزوئلا، هم در خاورمیانه و هم در اسناد امنیت ملی دولت‌های اخیر آمریکا به‌روشنی دیده می‌شود. همین نگاه در خلیج فارس نیز وجود دارد جایی که آمریکا نسبت به حوزه‌های نفتی و آبراه‌های بین‌المللی، به‌ویژه تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی، حساسیت ویژه دارد. هدف این سیاست آن است که مصرف‌کنندگان عمده انرژی مانند چین، هند و اتحادیه اروپا، به نوعی به آمریکا وابسته بمانند و نتوانند به‌طور مستقل بر منابع انرژی تسلط پیدا کنند.

در مجموع می‌توان گفت دستگیری مادورو پیام راهبردی روشنی برای ایران دارد و آن اینکه در جهان امروز نفت و منابع انرژی نه تنها ابزار اقتصادی، بلکه عنصر کلیدی بازدارندگی و امنیت ملی هستند. سیاست خارجی ایران برای حفظ اقتدار و امنیت انرژی، باید همزمان با تقویت بازدارندگی، مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی در صادرات و همکاری‌های نفتی را در دستور کار قرار دهد تا فشارهای خارجی به حداقل اثر برسد و منافع ملی در حوزه انرژی تضمین شود.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها