روایتی از خیانت صدباره ایالات متحده به متحدان و حامیان ساده‌لوحش:

آمریکا به متحدانش خیانت کرد / تنهایی بجنگید و بمیرید، یا با دولتتان کنار بیایید

ایالات متحده، با اعلام حمایت از حکومت جولانی، میخ آخر را بر تابوت قسد زد. اما این اولین‌بار نیست که کردها مزه خیانت ایالات متحده را می‌چشند. با معرفی SDF به‌عنوان نیرویی با مأموریتی پایان‌یافته و تأکید بر یکپارچگی سرزمینی سوریه، آمریکا عملاً خواسته‌های سیاسی کردها را در اولویت پایین‌تری قرار داده است. برای بسیاری از کردها، دونالد ترامپ به نماد این تغییر بدل شده است—چه به دلیل تصمیم عقب‌نشینی در سال ۲۰۱۹ و چه به سبب تداوم منطقی همان سیاست مبتنی بر مصلحت‌گرایی کوتاه‌مدت به‌جای اتحاد بلندمدت.

آمریکا به متحدانش خیانت کرد / تنهایی بجنگید و بمیرید، یا با دولتتان کنار بیایید

ایالات متحده، با اعلام حمایت از حکومت جولانی، میخ آخر را بر تابوت قسد زد. اما این اولین‌بار نیست که کردها مزه خیانت ایالات متحده را می‌چشند. آیا آخرین بار خواهد بود که به آمریکا اعتماد می‌کنند؟

برخلاف متحدان قدرت‌های منطقه‌ای مثل ایران، که مقاومتشان مبتنی بر آرمان‌های مشترک است و با پایان جنگ با داعش به پایان نرسید، متحدان آمریکایی بعد از پایان هر ماموریت زیر چنگال دشمنان رها می‌شوند.

سیاست ایالات متحده در قبال نیروهای دموکراتیک سوریه و خشم کردها از دونالد ترامپ

روابط میان ایالات متحده و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که تحت رهبری کردها قرار دارند، از زمان شکست سرزمینی داعش دچار دگرگونی اساسی شده است. گزارش‌های اخیر باراک راوید، روزنامه‌نگار حوزه سیاست خارجی، نشان می‌دهد که این تغییر رویکرد چگونه به خشم و نارضایتی دوباره کردها از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، دامن زده است. در مرکز این تنش‌ها، تغییر اولویت‌های راهبردی آمریکا، کاهش حمایت از خودمختاری کردها و حافظه تاریخی کردها از رها شدن توسط قدرت‌های بزرگ قرار دارد.

سوریه

باراک راوید گزارش داده است که سیاست‌گذاران آمریکایی به‌طور فزاینده‌ای نیروهای دموکراتیک سوریه را نیرویی می‌دانند که مأموریت اصلی آن—یعنی شکست داعش—تا حد زیادی به پایان رسیده است. بر اساس این گزارش‌ها، واشنگتن دیگر SDF را شریک بلندمدتی برای حفظ حاکمیت یا خودگردانی کردها در شمال‌شرق سوریه تلقی نمی‌کند. در عوض، مقام‌های آمریکایی بر تمامیت ارضی سوریه و ادغام سیاسی مناطق تحت کنترل SDF در چارچوب دولت مرکزی سوریه تأکید دارند.

گزارش‌های راوید بر یک موضع کلیدی ایالات متحده تأکید می‌کند: آمریکا از تشکیل یک دولت مستقل کردی یا حتی یک منطقه خودمختار پایدار در سوریه حمایت نمی‌کند. به‌جای پشتیبانی از تداوم کنترل SDF بر مناطق تحت نفوذ خود، واشنگتن راه‌حل‌هایی را ترجیح می‌دهد که در نهایت به ادغام این مناطق در ساختار یکپارچه دولت سوریه منجر شود. این رویکرد بازتاب‌دهنده تمایل گسترده‌تر آمریکا برای کاهش تعهدات نظامی خود در سوریه و پرهیز از درگیری‌های طولانی‌مدت در منطقه است.

در این چارچوب، SDF نه به‌عنوان یک متحد راهبردی با اهداف سیاسی پایدار، بلکه به‌مثابه شریکی موقت تلقی می‌شود که پس از فروپاشی خلافت سرزمینی داعش، اهمیت عملیاتی‌اش کاهش یافته است. گزارش‌های راوید نشان می‌دهد که چگونه این تغییر سیاست—گاه به‌صورتی صریح—به رهبران کرد منتقل شده و احساس حاشیه‌نشینی و ناامنی را در میان آنان تقویت کرده است.

نقشه سوریه

خشم کردها از دونالد ترامپ

خشم کردها از دونالد ترامپ هم ریشه در تصمیم‌های مشخص سیاستی دارد و هم در الگوهای تاریخی عمیق‌تر. در دوران نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، دولت او در سال ۲۰۱۹ دستور عقب‌نشینی بخشی از نیروهای آمریکایی از شمال سوریه را صادر کرد. این تصمیم راه را برای عملیات نظامی ترکیه علیه مناطق تحت کنترل کردها هموار ساخت و به آوارگی غیرنظامیان و تلفات قابل توجه در میان کردها انجامید. برای بسیاری از کردها، این اقدام نماد خیانتی ناگهانی از سوی متحدی به‌ظاهر قابل اعتماد بود.

سوریه

رویکرد کنونی ایالات متحده—آن‌گونه که در گزارش‌های راوید بازتاب یافته—از سوی کردها به‌عنوان ادامه همان سیاست رهاسازی تفسیر می‌شود. اظهارات ترامپ مبنی بر «دوست داشتن کردها» یا تلاش برای حفاظت از آنان، در تضاد آشکار با سیاست‌هایی قرار دارد که به کاهش حضور نظامی آمریکا و سوق دادن نیروهای کردی به سازش با دولت بشار اسد منجر می‌شود. با توجه به بی‌اعتمادی عمیق کردها نسبت به دمشق، چنین ادغامی نه راه‌حل، بلکه تهدیدی جدی تلقی می‌شود.

این خشم با تجربه تاریخی کردها تشدید می‌شود. فرهنگ سیاسی کردی تحت تأثیر دوره‌های مکرری شکل گرفته است که در آن قدرت‌های خارجی برای اهداف تاکتیکی از نیروهای کردی حمایت کرده‌اند، اما پس از تحقق منافع خود، این حمایت را کنار گذاشته‌اند. ضرب‌المثل مشهور کردی «کردها دوستی جز کوه‌ها ندارند» بازتاب‌دهنده همین نگاه است. از این منظر، سیاست‌های ترامپ نه یک استثنا، بلکه بخشی از الگویی آشنا از عقب‌نشینی قدرت‌های بزرگ تلقی می‌شود.

نتیجه‌گیری

گزارش‌های باراک راوید نشان‌دهنده تغییری قاطع در سیاست ایالات متحده است که به دور شدن از حمایت پایدار از نیروهای دموکراتیک سوریه و آرمان‌های سیاسی کردها انجامیده است. با معرفی SDF به‌عنوان نیرویی با مأموریتی پایان‌یافته و تأکید بر یکپارچگی سرزمینی سوریه، آمریکا عملاً خواسته‌های سیاسی کردها را در اولویت پایین‌تری قرار داده است. برای بسیاری از کردها، دونالد ترامپ به نماد این تغییر بدل شده است—چه به دلیل تصمیم عقب‌نشینی در سال ۲۰۱۹ و چه به سبب تداوم منطقی همان سیاست مبتنی بر مصلحت‌گرایی کوتاه‌مدت به‌جای اتحاد بلندمدت.

در نتیجه، خشم کردها از ترامپ تنها ناشی از نگرانی‌های امنیتی فوری نیست، بلکه ریشه در احساس عمیق‌تر خیانت تاریخی دارد. تضعیف اعتماد میان کردها و ایالات متحده نشان می‌دهد که چگونه تضاد میان منافع راهبردی کوتاه‌مدت و انتظارات بلندمدت متحدان محلی، همچنان یکی از چالش‌های اصلی سیاست خارجی در مناطق بحرانی باقی مانده است.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها