دل‌نوشته‌ای از دل نخلستان‌های جنوب؛ روایت امیدآفرینی بیمه دی در روزهای سخت

گاهی میان هیاهوی نامه‌ها و پیام‌های روزمره، چند سطر ساده از راه می‌رسد که معنای خدمت را روشن‌تر از هر آمار و گزارشی، پیش چشم می‌گذارد؛ مثل سلام سه خواهر؛ حدیث، فاطمه و زهرا، سه خواهر از نقطه‌ای در جنوب کشور، به «خانواده مهربان بیمه دی».

دل‌نوشته‌ای از دل نخلستان‌های جنوب؛ روایت امیدآفرینی بیمه دی در روزهای سخت

کوت روزهای سخت، چشم به دستی دارند که بارشان را سبک‌تر کند؛ و چه زیباست که این دست یاری، از دل پایتخت تا دورترین روستاهای جنوب، دراز شده است.

بیمه دی، در نگاه این سه خواهر، تنها نامی بر یک برگه نیست بلکه روزنه امیدی است که با آن، شب‌های نگرانی کوتاه‌تر شده و صبح‌ها، امیدوارانه‌تر آغاز می‌شوند.

برای بیمه دی، این نامه تنها یک پیام تشکر نیست بلکه یادآوری بار سنگین و مقدس مسئولیتی است که فاصله‌ جغرافیایی از اهمیت آن کم نمی‌کند.

بیمه‌شدگان، هر کجای کشور که زندگی کنند، باید در چارچوب تعهدات بیمه‌نامه از خدمات و جبران هزینه‌های درمان برخوردار شوند، چه در شهرهای بزرگ و چه در سایر نقاط کشور.

هر پیام سپاس، پیمانی تازه بر دل ماست؛ پیمانی که می‌گوید در هر گوشه‌ این سرزمین، هیچ خانواده‌ای نباید برابر هزینه‌ درمان، تنها بماند چراکه رهبر شهیدمان بارها تاکید کردند که بیمار نباید غیر از رنج بیماری، رنج دیگری داشته باشد و اکنون این سخن قائد اما چراغ راه است.

سلام شیرین حدیث، فاطمه و زهرا را با مهر پاسخ می‌دهیم، قدردان اعتمادشان هستیم و اشاره‌ صادقانه‌شان به محدودیت‌ها را نیز می‌شنویم، چراکه این اعتماد، در کنار دلگرمی، مسئولیت تلاش برای خدمت‌رسانیِ بهتر را بیشتر می‌کند.

به آن سه خواهر مهربان می‌گوییم: نامه‌ شما، چراغیست که راه ما را روشن‌تر می‌کند؛ باشد که بتوانیم شایسته‌ این اعتماد باشیم و لبخند سپاس شما، همیشه بر جای بماند.

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها