هدف آمریکا اشغال جزایر ایران از طریق «گروههای تجزیهطلب» یا عملیات هلیبرن است!
هشدارها درباره جزایر جنوبی بالا گرفت؛ سناریوی اشغال جزایر و حمله زمینی آمریکا به ایران به مرکز تنشها تبدیل شد.
بحث درباره حمله مجدد آمریکا به ایران در حالی وارد مرحله تازهای شده که همزمان با گزارش رویترز درباره حملات آمریکا با هدف تضعیف توان دفاعی ایران، برخی نمایندگان مجلس نیز از سناریوهایی مانند اشغال جزایر ایرانی، حمله زمینی و گسترش درگیری به خلیج فارس سخن گفتهاند؛ موضوعی که نشان میدهد نگرانیها دیگر تنها به حملات هوایی محدود نیست و احتمال تغییر ماهیت جنگ ایران و آمریکا به یکی از مهمترین محورهای تحلیلهای امنیتی تبدیل شده است.
از خارک تا تنگه هرمز؛ پشت پرده سناریوی جدید جنگ ایران و آمریکا چیست؟
در شرایطی که گمانهزنیها درباره حمله مجدد آمریکا به ایران افزایش یافته، امیرحسین، ثابتی نماینده تهران در مجلس، هشدار داده است که اشغال برخی جزایر ایران یا نقاط راهبردی کشور تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که پیش از آن زیرساختهای حملونقل و مسیرهای مواصلاتی هدف قرار گرفته باشند.
او معتقد است آسیب دیدن زیرساختهای ارتباطی میتواند جابهجایی نیروهای نظامی ایران را با اختلال روبهرو کند و زمینه را برای عملیاتهای هلیبرن یا اقدامات گروههای تجزیهطلب فراهم سازد.
ثابتی همچنین روزهای پیش رو را «بسیار حساس» توصیف کرده و از کسانی که تصور میکردند توافق با آمریکا به پایان جنگ ایران و آمریکا منجر میشود، انتقاد کرده است. به گفته او، وعدههای مربوط به پایان جنگ، لغو تحریمها و بهبود شرایط اقتصادی هنوز محقق نشده و افکار عمومی همچنان منتظر نتایج ملموس این وعدهها است.
در همین حال احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفتوگو با انتخاب سناریوی گسترش درگیری به کشورهای منطقه را مطرح کرده است.
او گفته است در صورت وقوع حمله زمینی آمریکا به ایران، احتمال دارد تهران نیز واکنش نظامی متقابل در منطقه نشان داده و به بحرین و کویت حمله کند. بخشایش همچنین درباره سناریوی اشغال جزیره خارک هشدار داده و تاکید کرده است که حفظ چنین منطقهای برای نیروهای خارجی بسیار دشوار خواهد بود.
این نماینده مجلس همچنین تلاش برخی کشورهای عربی برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی و دور زدن تنگه هرمز را از منظر نظامی ناکافی دانسته و معتقد است موقعیت ژئوپلیتیکی ایران همچنان یک عامل تعیینکننده در معادلات منطقه باقی مانده است.
رویترز از «عملیات آمادهسازی» پیش از حمله گستردهتر خبر داد
همزمان با افزایش هشدارها درباره حمله آمریکا به ایران، خبرگزاری رویترز به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داده است که موجهای اخیر حملات آمریکا به ایران علاوه بر اهداف مرتبط با تنگه هرمز، زیرساختها و توانمندیهای نظامی را نیز هدف قرار دادهاند.
به گفته این منابع، هدف از این اقدامات میتواند محدود کردن ظرفیتهای دفاعی ایران و آمادهسازی شرایط برای گزینههای نظامی پیچیدهتر در آینده باشد.
یکی از مقامهای آمریکایی این عملیات را نوعی «عملیات آمادهسازی» توصیف کرده که در صورت صدور دستور برای عملیات گستردهتر، زمینه لازم را فراهم میکند.
این روایت، حمله مجدد آمریکا به ایران را از یک عملیات محدود تاکتیکی به سناریویی با اهداف مرحلهای و چندلایه تبدیل میکند؛ موضوعی که میتواند بر محاسبات امنیتی منطقه تأثیر مستقیم بگذارد.
اختلاف روایتها درباره هدف واقعی آمریکا
در حالی که برخی مقامهای آمریکایی از آمادهسازی نظامی سخن گفتهاند، عمران بایومی، مقام سابق پنتاگون و عضو شورای آتلانتیک، ارزیابی متفاوتی ارائه کرده است.
او معتقد است اظهارات تند دونالد ترامپ و برجسته کردن گزینه نظامی بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، ابزاری برای فشار بر تهران در روند مذاکرات و ایجاد فضای عدم قطعیت راهبردی است.
این اختلاف روایت، یکی از مهمترین ابهامهای موجود در پرونده حمله مجدد آمریکا به ایران محسوب میشود؛ اینکه واشنگتن واقعاً در مسیر عملیات گستردهتر قرار گرفته یا صرفاً از ابزار تهدید برای کسب امتیاز سیاسی استفاده میکند.
چرا جزیره خارک و تنگه هرمز به کانون بحران تبدیل شدهاند؟
جزیره خارک به دلیل نقش کلیدی در صادرات نفت ایران، یکی از حساسترین نقاط راهبردی کشور محسوب میشود و هرگونه تهدید علیه آن میتواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، تنگه هرمز همچنان مهمترین مسیر انتقال نفت جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن نه تنها اقتصاد ایران بلکه بازارهای جهانی انرژی، قیمت نفت و امنیت دریانوردی بینالمللی را تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند نبرد احتمالی آینده، بیش از آنکه یک جنگ کلاسیک زمینی باشد رقابتی بر سر کنترل خطوط انرژی و مسیرهای راهبردی منطقه خواهد بود.
نمایندگان مجلس از اشغال جزایر ایران گفتند؛ آیا منطقه وارد مرحله تازهای از بحران میشود؟
مهمترین تحول در روایتهای اخیر، انتقال بحث از حملات محدود به سناریوی جنگ فرسایشی و چندمرحلهای است.
اگر در ماههای گذشته محور اصلی تنشها بر حملات موشکی و هوایی متمرکز بود، اکنون بحثهایی مانند اشغال جزایر، حمله زمینی، عملیات هلیبرن، اختلال در زیرساختهای مواصلاتی و کنترل مسیرهای انرژی به مرکز توجه منتقل شده است.
این تغییر نشان میدهد بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در حال بررسی سناریوهایی فراتر از درگیریهای محدود هستند؛ حتی اگر اجرای عملی آنها همچنان با موانع نظامی و سیاسی جدی روبهرو باشد.
پیامدهای احتمالی
افزایش قیمت جهانی نفت و تشدید نوسانات بازار انرژی.
افزایش ریسک سرمایهگذاری و فشار بیشتر بر اقتصاد منطقه.
گسترش رقابت تسلیحاتی در خلیج فارس.
افزایش حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای در آبهای جنوبی ایران.
تشدید نااطمینانی سیاسی و امنیتی در بازارهای جهانی.
افزایش احتمال وقوع اشتباه محاسباتی میان بازیگران درگیر.
اگرچه هنوز هیچ نشانه قطعی از آغاز عملیات زمینی گسترده وجود ندارد، اما مجموعه اظهارات اخیر و گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که سناریوی حمله مجدد آمریکا به ایران دیگر صرفاً به حملات محدود یا جنگ روانی خلاصه نمیشود و موضوعاتی مانند اشغال جزایر، کنترل مسیرهای انرژی و تضعیف زیرساختهای دفاعی به بخشی از معادلات جدید جنگ ایران و آمریکا تبدیل شدهاند؛ معادلاتی که میتوانند آینده امنیت خلیج فارس و بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهند.
ارسال نظر