آبراهام لینکلن و جورج بوش برگشتند؛ ۵۰ هزار نیروی نظامی ارتش آمریکا در منطقه مستقر شدند!

استقرار ۱۹ ناو جنگی آمریکا و حمله به سواحل ایران؛ خاورمیانه در آستانه چه سناریویی قرار دارد؟

آبراهام لینکلن و جورج بوش برگشتند؛ ۵۰ هزار نیروی نظامی ارتش آمریکا در منطقه مستقر شدند!

همزمان با اعلام پایان موج تازه‌ای از حملات نظامی آمریکا به اهدافی در بوشهر، جاسک، چابهار، کنارک، ابوموسی و بندرعباس، افزایش بی‌سابقه حضور دریایی واشنگتن در منطقه، توجه تحلیلگران را از حملات هوایی به سمت یک سناریوی بزرگ‌تر معطوف کرده است؛ سناریویی که محور آن نه صرفاً حمله آمریکا به ایران، بلکه کنترل مسیرهای دریایی و تغییر موازنه قدرت در تنگه هرمز و شمال دریای عرب است.

 

حمله آمریکا به ایران از آسمان به دریا رسید؛ هدف بعدی تنگه هرمز است؟

حمله آمریکا به ایران در روزهای اخیر وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؛ مرحله‌ای که در آن اهداف ساحلی، زیرساخت‌های دفاع دریایی و توانمندی‌های مرتبط با کشتیرانی بیش از هر زمان دیگری در کانون عملیات قرار گرفته‌اند.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده ادعا کرده است که در جریان یک عملیات پنج ساعته، مجموعه‌ای از اهداف نظامی در بوشهر، بندرعباس، جاسک، چابهار، کنارک و ابوموسی هدف قرار گرفته‌اند. تمرکز این حملات بر سامانه‌های دفاع ساحلی، پایگاه‌های موشکی، مراکز پهپادی و تجهیزات دریایی بوده است.

همزمان با این عملیات، روزنامه واشینگتن‌پست به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده است که تا تاریخ دوشنبه ۲۲ تیر ماه، نیروی دریایی ایالات متحده دست‌کم ۱۹ کشتی جنگی را در منطقه خاورمیانه مستقر کرده است.

این گزارش حاکی از آن است که در میان این شناورها، دو ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و جورج اچ. دبلیو. بوش، ۱۳ ناوشکن، ناو تهاجمی آبی‌خاکی یواس‌اس باکسر، یک رزم‌ناو، و دو ناو آبی‌خاکی دیگر به چشم می‌خورند. به گفته این مقام آمریکایی، حضور پرشمار ناوشکن‌ها در منطقه، قابلیت‌های آتش‌باری و قدرت نظامی قابل توجهی را برای آمریکا فراهم می‌آورد تا در صورت لزوم، محاصره دریایی را به اجرا بگذارد.

در همین راستا، سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) نیز ادعا کرده است که بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی در سراسر خاورمیانه مستقر هستند و ارتش آمریکا "همچنان آماده، مرگبار و هوشیار باقی خواهد ماند."

این همزمانی باعث شده بسیاری از ناظران، حمله مجدد آمریکا به ایران را نه یک عملیات محدود نظامی، بلکه بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر برای محدودسازی توان دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان ارزیابی کنند.

 

آیا هدف اصلی حمله آمریکا به ایران کنترل تنگه هرمز است؟

تمرکز حملات بر بوشهر، جاسک، بندرعباس، کنارک و ابوموسی، یک ویژگی مشترک دارد؛ تمامی این مناطق در مجاورت مهم‌ترین مسیر انتقال انرژی جهان قرار دارند.

تنگه هرمز روزانه محل عبور بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان است و هرگونه تغییر در موازنه نظامی این منطقه می‌تواند بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، بسیاری معتقدند جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که در آن کنترل خطوط کشتیرانی و آزادی تردد دریایی به مهم‌ترین میدان رقابت دو طرف تبدیل شده است.

 

استقرار ۱۹ ناو آمریکایی چه معنایی دارد؟

حضور همزمان دو ناو هواپیمابر و شمار بالای ناوشکن‌ها در شمال دریای عرب، یکی از بزرگ‌ترین آرایش‌های دریایی آمریکا در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

چنین استقراری صرفاً برای اجرای حملات محدود کافی نیست، بلکه امکان دفاع موشکی، رهگیری پهپادها، اسکورت کشتی‌ها، حملات دوربرد و حتی اجرای محاصره دریایی را نیز فراهم می‌کند.

در واقع، تفاوت اصلی این مرحله از حمله آمریکا به ایران با دوره‌های پیشین، انتقال مرکز ثقل عملیات از عمق سرزمینی به خطوط ساحلی و مسیرهای لجستیکی است.

 

ماجرای «کوه کلنگ» و بازگشت پرونده هسته‌ای

اظهارات دونالد ترامپ درباره هدف قرار دادن سایت موسوم به «کوه کلنگ» باعث شده پرونده هسته‌ای بار دیگر به مرکز تنش‌ها بازگردد.

اهمیت این موضوع در آن است که این تاسیسات بنا بر برخی ادعاها در میان مناطق کوهستانی قرار داشته و به دلیل ویژگی‌های زیرزمینی آن، همواره یکی از پیچیده‌ترین اهداف احتمالی نظامی تلقی شده است.

در صورت صحت این ادعاها، جنگ ایران و آمریکا ممکن است از حوزه دریایی فراتر رفته و دوباره به زیرساخت‌های راهبردی و هسته‌ای گسترش یابد.

 

هشدار تهران به عمان؛ گسترش بحران به کشورهای منطقه؟

در سوی مقابل، برخی مقام‌های جمهوری اسلامی نیز نسبت به هرگونه همکاری کشورهای منطقه با عملیات نظامی آمریکا هشدار داده‌اند.

اظهارات مطرح شده درباره هدف قرار گرفتن مراکز لجستیکی مرتبط با ناوهای دشمن در یکی از بنادر عمان و همچنین هشدار نسبت به همکاری پنهان برخی بازیگران منطقه‌ای، نشان می‌دهد دامنه تنش می‌تواند از مرزهای ایران و آمریکا فراتر رود.

این مسئله احتمال تبدیل شدن بحران به یک رویارویی چندجانبه منطقه‌ای را افزایش داده است.

مهم‌ترین زاویه این تحولات نه تعداد اهداف مورد حمله و نه حجم تجهیزات نظامی آمریکا، بلکه تغییر ماهیت درگیری است.

در ماه‌های گذشته تمرکز اصلی بر حملات موشکی و پاسخ‌های متقابل بود، اما اکنون محور اصلی رقابت به امنیت دریانوردی، صادرات انرژی و کنترل گلوگاه‌های تجاری منتقل شده است.

به بیان دیگر، اگر مرحله نخست رویارویی بر توان موشکی و پهپادی متمرکز بود، مرحله جدید بر اقتصاد انرژی و زنجیره تأمین جهانی تمرکز دارد.

همین موضوع می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بحران را به مراتب بیشتر از ابعاد نظامی آن کند.

حمله آمریکا به ایران در شرایط فعلی صرفاً یک سلسله عملیات نظامی علیه چند هدف مشخص به نظر نمی‌رسد، بلکه نشانه‌ای از تغییر راهبرد واشنگتن به سمت کنترل مسیرهای دریایی، کاهش توان بازدارندگی ساحلی ایران و مدیریت موازنه قدرت در تنگه هرمز است.

اگر این روند ادامه پیدا کند، جنگ ایران و آمریکا می‌تواند از یک رویارویی نظامی محدود به بحرانی تبدیل شود که بازار انرژی، تجارت جهانی و امنیت منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها