فارن پالیسی تحلیل میکند:
از تغییر رژیم در تهران تا افزایش نفوذ در خلیج فارس؛ سناریوهای خطرناک جنگ ایران و آمریکا!
سه سناریوی احتمالی پایان جنگ ایران و آمریکا؛ پیروز اصلی میدان چه کسی است؟
عربستان سعودی در شرایطی بحرانی و پیچیده قرار دارد؛ جنگ ایران و آمریکا نه تنها امنیت این کشور را تهدید میکند، بلکه آینده اقتصادی آن را نیز به چالش میکشد.
در این مقاله به بررسی سناریوهای مختلف و تأثیرات جنگ ایران و آمریکا بر ریاض میپردازیم.
***
استیون ای. کوک، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا در شورای روابط خارجی ایالات متحده، در مقالهای در نشریه فارن پالیسی به تحلیل وضعیت عربستان سعودی در جنگ آمریکا - اسرائیل و ایران پرداخته است.
این مقاله به وضوح نشان میدهد که ریاض در یک موقعیت پیچیده و دوگانه قرار دارد. از یک سو، عربستان تمایلی به ورود به جنگ ایران و آمریکا ندارد، چرا که ثبات منطقه برای پیشبرد پروژههای اقتصادی عظیم این کشور حیاتی است؛ و از سوی دیگر، نمیخواهد به عنوان یک بازیگر ضعیف یا منفعل در عرصه بینالمللی شناخته شود.
مقاله به این نکته اشاره میکند که جنگ ایران و آمریکا فشارهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی را بر عربستان وارد کرده است.
دولت سعودی ناچار شده برخی از پروژههای پرهزینه را بازبینی کند و بر سرمایهگذاریها تمرکز بیشتری داشته باشد. در این راستا، عربستان به انرژیهای تجدیدپذیر، صنایع پیشرفته، لجستیک، گردشگری و زیرساختهای دفاعی توجه بیشتری معطوف کرده است.
همچنین، گزارشهایی از درخواست محمد بن سلمان از آمریکا برای اقدام علیه ایران منتشر شده، هرچند که ریاض این موضوع را رد کرده است. با وجود انکار رسمی، عربستان تحت فشار ایران و گروههای نزدیک به تهران در عراق قرار دارد، اما تاکنون از واکنش نظامی مستقیم خودداری کرده است. این رفتار به عنوان نشانهای از احتیاط راهبردی تعبیر میشود، چرا که عربستان نمیخواهد وارد چرخهای از حملات متقابل شود که سرمایهگذاریهای داخلی و ثبات اقتصادی را تهدید کند.
بخش مهمی از مقاله به سه سناریوی احتمالی پایان جنگ ایران و آمریکا اختصاص دارد.
*سناریوی نخست، به بنبست یا جنگ فرسایشی اشاره دارد؛ وضعیتی که در آن آمریکا بدون دستیابی به پیروزی راهبردی، جنگ با ایران را پایانیافته اعلام میکند اما حضور نظامی خود را حفظ کرده و تحریمها علیه ایران ادامه مییابد. در این سناریو، ایران همچنان توان تهدید منطقهای خود را حفظ میکند و عربستان در معرض حملات پهپادی و موشکی قرار میگیرد. این وضعیت برای ریاض ایدهآل نیست، اما نسبت به بیثباتی کامل قابل مدیریت تلقی میشود. نویسنده معتقد است که این سناریو محتملترین گزینه از نگاه سعودیهاست، زیرا با واقعیتهای میدانی و محدودیتهای آمریکا همخوانی دارد.
*سناریوی دوم، پیروزی واقعی آمریکا و اسرائیل را در نظر میگیرد؛ پیروزیای که میتواند از تضعیف شدید توان نظامی و منطقهای ایران تا تغییر رژیم در تهران متغیر باشد. از دید نویسنده، این بهترین نتیجه برای عربستان خواهد بود، چرا که تهدید اصلی امنیتی ریاض را کاهش میدهد و نفوذ ایران در منطقه را محدود میکند. چنین نتیجهای میتواند فضای امنتری برای اجرای پروژههای اقتصادی عربستان فراهم کند و قدرت منطقهای ریاض را افزایش دهد.
با این حال، نویسنده مقاله تأکید میکند که عربستان نسبت به تحقق این سناریو تردید دارد؛ زیرا تجربههای گذشته آمریکا در عراق و افغانستان نشان داده که پیروزی نظامی لزوماً به موفقیت سیاسی پایدار منجر نمیشود.
*سناریوی سوم، پیروزی ایران است که نویسنده آن را بدترین نتیجه برای عربستان توصیف میکند. در این وضعیت، ایران میتواند به کاهش تحریمها دست یابد، رژیم سیاسی خود را حفظ و نقش مهمتری در مدیریت تنگه هرمز پیدا کند. همچنین، کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه به معنی افزایش نفوذ تهران در خلیج فارس و تضعیف موقعیت راهبردی عربستان خواهد بود. نویسنده معتقد است که نگرانی عربستان از این سناریو یکی از دلایل رفتار دوپهلو و محتاطانه ریاض است؛ زیرا سعودیها نمیخواهند در صورت پیروزی ایران، به عنوان دشمن مستقیم تهران شناخته شوند.
در پایان، نویسنده مقاله به این نتیجه میرسد که عربستان در موقعیتی گرفتار شده که نه قدرت کافی برای شکلدهی مستقل به منطقه دارد و نه میتواند کاملاً از آمریکا فاصله بگیرد.
محمد بن سلمان ممکن است با هدف تضعیف ایران موافق باشد، اما با نحوه اجرای جنگ توسط آمریکا و اسرائیل همنظر نیست.
نویسنده نتیجهگیری میکند که عربستان در حال حرکت روی «باریکترین خط ممکن» است؛ راهبردی که شاید در کوتاهمدت از ریسک جلوگیری کند، اما در بلندمدت میتواند تصویر عربستان به عنوان یک قدرت منطقهای تعیینکننده را تضعیف کند.
جنگ ایران و آمریکا همچنان در کانون توجهات قرار دارد و تأثیرات آن بر ثبات منطقهای و اقتصادی عربستان غیرقابل انکار است.
ارسال نظر