مستقل آنلاین، حسن امیدوار، مدیرگروه جامعه‌ شناسی صلح /

تقریبا سی سال پیش فیلیپ استرانگ بنیانگذار مطالعه جامعه شناختی بیماری‌های عفونی همه‌گیر طی مطالعات گسترده درباره بیماری ایدز مشاهده نمود که شیوع هرگونه عفونت‌های جدید باعث ایجاد سه اپیدمی می‌شود؛ ترس، سوءظن و تبیین، اقدام.

وی می‌گوید هر جامعه‌ای که دچار شیوع عفونت‌های همه‌گیر شود ممکن است همزمان موج‌هایی از هراس فردی و اجتماعی را تجربه کند.

همه‌گیری ترس با سوء‌ظن به دوستان، همسایگان و افرادی که ممکن است آلوده به ویروس و بیماری باشند همراه می‌شود. احساس عدم امنیت محیطی یا سوءظن به محیط که ممکن است بالقوه عفونی باشد موجب تقویت ترس خواهد شد و در ادامه عدم اعتماد به سیاست‌گذاری‌های مقابله با بیماری، عدم پاسخ‌گویی و یا عدم‌شفافیت و پنهان‌کاری مسئولان موجب سوءظن به دولت‌ها خواهد شد.

در این شرایط ترس اجتماعی، اپیدمی تبیین را شکل می‌دهد که ناشی از تلاش جامعه برای یافتن علل اپیدمی و درک دامنه و پیامدهای آن است. این مرحله دوره‌ای از سردرگمی بزرگ فکری است که ممکن است ده‌ها نظریه مختلف در مورد منشاء بیماری و اثرات اجتماعی آن تولید کند.

(اپیدمیولوژی اجتماعی بیماری، بررسی علل و توزیع بیماری است) از این رو سیاست‌گذاری‌های صحیح نقش مهمی در روند اپیدمی و مدیریت ترس بازی می‌کند، در چنین شرایط بارزی موفقیت‌آمیز بودن برنامه‌های دولت، مستلزم درک فضای استرس‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه است تا استراتژی‌های مناسب‌تری برای درک صحیح نزدیکی خطر برای ارتباط با مردم تهیه شود.

 

پیتر باهر استاد تئوری‌های اجتماعی سیاست‌گذاری دانشگاه لینگان هنگ‌کنگ در مورد بیماری‌های عفونی جدید می‌گوید "بیماری‌های عفونی جدید حس نظم، ثبات، اعتماد و امنیت‌ها را مختل می‌کند".

به نظر می‌رسد واکنش و پاسخ مربوط به بیماری عفونی ویروس کرونا نیز از این الگو پیروی می‌کند. واکنش ترس از اینکه بیماری جدید به یک تهدید برای سلامت و موجودیت شهروندان تبدیل شود بسیار مهم است زیرا تهدید جدید همیشه خطرناک‌تر از آن تهدیدی است که با آن آشنا هستیم، اما نکته نگران کننده نقصان اعتماد اجتماعی به حسن مدیریت و سیاست‌گذاری‌های مسئولان است که می‌تواند ترس موجه را که از مکانیزم‌های دفاعی ارگانیسم انسانی است مبدل به عدم احساس امنیت و هراس اجتماعی نماید.

در آن شرایط به نظر می‌رسد هراس از همه‌گیری و آلوده شدن به بیماری و احساس بی‌پناه بودن به‌علت عدم اعتماد به سیاست‌گذاری‌ها و فقدان حمایت اجتماعی فراگیر می‌تواند بسیار دلهره‌آور باشد.

استرانگ تاثیرات اجتماعی و سیاسی یک بیماری همه‌گیر را به‌عنوان ایجاد کننده نسخه پزشکی کابوس هابزی "جنگ همه، علیه همه توصیف می‌کند".

این امر نشان می‌دهد که تهدیدات بیماری‌های عفونی جدید شکنندگی جوامع بشری را آشکار می‌کند از این رو عفونت‌های جدید چالشی برای علوم اجتماعی نیز است.

لذا اگر دانشمندان علوم اجتماعی همچنان از دخالت در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی (با توجه به اینکه سیستم بهداشت و مراقبت‌های پزشکی تابعی از جامعه است)، کنار گذاشته شوند این غفلت باعث می‌شود که جامعه با سیاست‌های غلط اجتماعی پیوسته با تهدیدات و بحران مواجه باشد.

از این رو تلاش برای احیای درجه‌ای از ثبات و اقدامات جبرانی سازنده که بتواند به‌سرعت نظم را در هرج و مرج برقرار نماید به نفع منافع ملی است. اقدامات اولیه جبرانی و حمایتی تقویت بهداشت عمومی جامعه، توزیع ضدویروس‌ها و ماسک‌های محافظتی_ ضدعفونی محیطی شامل کلیه محل‌های خدمات عمومی و ناوگان نقلیه عمومی، محدودیت سفرها و تجارت با کانون‌های آلوده و در صورت نیاز قرنطینه.

حمایت‌های اجتماعی فراگیر و انجام اقداماتی برای درک نزدیک بودن خطر و هم چنین مدیریت کاهش ترس. مدیریت ارتباطات بحران؛ برای آرام کردن افرادی که بیش از حد نگران تهدیدات بیماری هستند به منظور کمک به مردم در مقاومت در برابر احساسات خود ساخته و تقویت کنش‌های عاقلانه در شرایط اپیدمی اقدامات احتیاطی برای تهیه دارو، غذا، لوازم بهداشتی و اسکان بیماران قرنطینه‌ای. اعتمادسازی و احترام به نگرانی‌های موجه عمومی با شفاف بودن و اعلام درجه و میزان واقعی خطر. تهیه استراتژی‌ها و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی پیش‌گیرانه، حمایتی و جبرانی سازنده با همکاری جامعه شناسان مستقل جهت توسعه و ارتقای واکنش‌های امدادی قابل پیش بینی متناسب با بحران. باید توجه داشت که استفاده بی‌مورد از قرنطینه‌ها هم حاکمیت قانون و هم اعتماد عمومی به تصمیمات و عملکرد دولت را در مواقع بحران تضعیف می‌کند.

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها