ایران پساجنگ، فرصتها و تهدیدها (بخش دوم)
ایران از حیث نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده، سرزمینی بکر و جذاب برای سرمایهگذاران جهان است. میتوان تا صبح به جزئیات لوازم و موارد مورد نیاز توسعه و شکوفایی کشور پرداخت و تمام نشود.
ما نیاز به یک رژیم سیاسی عرفی، بر پایه انتخابات آزاد، گردش قدرت، نظارت پذیر، شریک با جهان، عادی، جذاب و امن داریم
اسفندیار عبداللهی/ روزنامهنگارو کارشناس سیاسی با گرایش سیاستگذاری عمومی
ترکیه مثال خوبی است. همه میدانیم ترکیه بدون صنعت توریسم، کشوری ورشکسته محسوب میشود. ایران در مقایسه با ترکیه و بسیاری از کشورهای توریسم پایه، جایگاه و شرایطی به مراتب بهتری دارد. صنعت گردشگری به جایگاه طبیعی و آثار باستانی، فرهنگی-تمدنی، ظرفیتهای اجتماعی، محیط زیستی، ژئوپلیتیکی، هنری و جایگاه جغرافیایی هر کشور متکی است. ایران از نظر تعداد همسایگان و در تمام موارد ذکر شده، در سطوح بالایی قرار دارد. حتی آسمان ایران هم درآمدزا است.
اینجانب در یک برنامه زنده یوتیوبی مفصل به این مهم پرداختم که چرا ترکیه، ایرانی فشل، شلخته، درگیر با جهان و بسته میخواهد. اگر آنچه من به آن میاندیشم روزی محقق شود، ایران باید به ترکیه سالیانه کمک ریالی کند که حکام آن دیار بتوانند کشورشان را اداره کنند. اثبات این ادعا بسیار آسان است.
اگر چند ماه مرزهای غربی ایران بسته باشند، ترکیه تا مرز ورشکستگی پیش خواهد رفت چون در چند دهه گذشته این ایرانیان بودند که وان، آنتالیا، آنالیا، استانبول، ازمیر، آنکارا و ... را آباد و پر رونق کردند.
ما در میانه یک جنگ مخرب و خانمانسوز هستیم. جنگی که در کوتاه مدت تماما برای ما زیانبار و خسارت بار است و هر آنچه از فرصتهای اهدایی جنگ گفتیم برای آینده و بازه زمانی طولانی مدت است.
فرصتها و برگهای برندهای چون تنگه هرمز، هژمون ایران نسبت به همسایگان، منابع، معادن و مخازن خدادادی، صنعت گردشگری و مجهز شدن به صنایعی مانند خودروسازی مدرن و دارای جذابیتهای رقابتی، استفاده از ظرفیت جاده کهن ابریشم و صنعت ترانزیتی و کوریدری، و ... همه و همه به اتخاذ تصمیم بسیار بسیار مهمی نیاز دارد بنام حکمرانی.
آرزوهای دستیافتنی ما به شکل و محتوای حکمرانی بعد از خاتمهی نزاع و دشمنی تقریبا بیحاصل و خسارتبار ما با ایالات متحده آمریکا بستگی دارد.
هیچکدام از فرصتها و ظرفیتهای فوقالذکر تبدیل به احسن نمیشوند مگر اینکه دو اتفاق مهم در آینده نزدیک رخ دهد.
۱. تبدیل آمریکا از یک دشمن به یک شریک و اتخاذ سیاست موازنه دیپلماتیک ایران با غرب و شرق (همان سیاست استقلال طلبانه نه شرقی نه غربی البته اینبار به صورت واقعی). نه شرقی و نه غربی به معنای نفی شراکت و همکاری همه جانبه با جهان شرق و غرب نیست.
به دنبال تحقق این مهم شاهد ورود برخی تکنولوژیهای مدرن و مهمتر از آن هجوم سرمایهگذار به کشورمان خواهیم بود.
ایران از حیث نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده، سرزمینی بکر و جذاب برای سرمایهگذاران جهان است. میتوان تا صبح به جزئیات لوازم و موارد مورد نیاز توسعه و شکوفایی کشور پرداخت و تمام نشود.
۲. حکمرانی. شایان تاکید است که تمام موارد فوق به عنوان فرصتهای طبیعی، ذاتی و بالقوه، بدون بازنگری ساختاری در اصول حکمرانی در ایران، علاوه بر اینکه کارکرد و خروجی نخواهند داشت که در صورت ادامه شکل و محتوای حکمرانی موجود و ادامه سیاستهای شعاری ۴۷ سال گذشته، همه این فرصتها و ظرفیتها، هر یک چون بمب ساعتی تبدیل به تهدید برای ایران خواهند شد.
ما نیاز به یک رژیم سیاسی عرفی، بر پایه انتخابات آزاد، گردش قدرت، نظارت پذیر، شریک با جهان، عادی، جذاب و امن داریم.
همه فرصتهای فوقالذکر، ایجابی خواهند ماند اگر بستر تحقق تک تک آنها ایجاد نشود. نفت و گاز جهان، بالاترین ظرفیت گردشگری جهان، بیشترین معادن و منابع جهان، بیشترین دانشمندان جهان، بهترین شرایط جغرافیایی و هژمونیک جهان، بیشترین و پیشرفتهترین موشک ها و پهپادهای جهان، پر طمطراقترین شعارهای جهان و بهترین تنگهها و گردنههای جهان را هم در اختیار داشته باشیم، اما حکمرانی خوب نداشته باشیم، در تحقق بودجه عمومی برای پرداخت حقوق کارمندان دولتمان هم به بنبست خواهیم خورد.
خداوند متعال هرآنچه نیاز بود و هست بالقوه به ما داده است، از ما حرکت از خدا برکت. ناشکر نباشیم، شاکر خالق باشیم.
از تجارب کشورهای موفق جهان (موفقیتهای متنوع، نه تنها از نوع چینی روسی)، بهره ببریم و از فردای صلح، پتک برداریم و موانع را تخریب و فونداسیونی محکم بریزیم و بر روی بیسپلیتهای این فونداسیون، ستونهایی پولادین، قطور، ضدزلزله، مرتفع و ضدزنگ برپا کنیم.
خشت اول را نهد معمار راست، تا ثریا برود دیوار راست! ساختمان ایرانمان را دلنشین با نمایی زیبا و چشم نواز بسازیم. بیاییم با ایجاد یک حکمرانی خوب و امتحان شده، ساختمان ایران را از پی تا نما به گونهای بنا کنیم که زبانزد یک جهان شویم.
این امر شدنی است چون ما تمام و کمال متریال این ساختمان را داریم، معماران بسیار کارکشته هم داریم. فقط باید به کارفرمای شریف خود یعنی مردم نجیب ایران احترام بگذاریم و با این کارفرما به قراردادی برسیم که همواره لبخند رضایت او را ببینیم.
ارسال نظر