فاضل میبدی پژوهشگر دینی در گفتگو با مستقل:

از مولوی عبدالحمید بخاطر حمایت از طالبان گله‌مندیم

عملکرد طالبان مانند خوارج است

فاضل میبدی میگوید: اگر طالبان اسلام را می‌شناخت بی‌گناهان را نمی‌کشت. گله‌ای از مولانا عبدالحمید داشته باشم که از طالبان حمایت کردند. من برای این اتفاق متاسف و متاثرم. این چه اسلامی است که این همه آدم می‌کشد؟

سرویس سیاسی روزنامه مستقل

طالبان با چنان سرعتی در حال پیشروی هستند که دیشب خبر سقوط هرات و قندهار نیز رسید. از سویی نظرات ضد و نقیضی نیز نسبت به آن‌ها شنیده می‌شود و باید در آینده دید طالبان به چه سرنوشتی دچار خواهند شد، به همین جهت گفتگو کردیم با حجت‌الاسلام فاضل میبدی عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که مشروح آن را می‌خوانیم:

 

 طالبان را دستپخت کدام کشورها می‌دانید؟

 

اینکه بگویم محصول کدام کشور است زیاد برای من روشن نیست و نمی‌توانم بگویم کدام کشور طالبان را به وجود آورده است. این به وجود آمدن می‌تواند عوامل متعددی داشته باشد که اسلام طالبانی یا اسلام خشن را به وجود آورده باشد. زمینه‌هایش می‌تواند کج‌فهمی از دین باشد. در تاریخ داشته‌ایم که نوعی از طالبان که اکنون در افغانستان شاهد آنیم پیشتر هم وجود داشته است.

عملکرد خوارج تقریبا بر همین سیاق بوده است و این تکوین‌هایی که علیه مسلمانان، آزاداندیشان و شهدایی که در اسلام به دست دیگر مسلمانان به شهادت رسیده‌اند وجود داشته، در تاریخ زیاد است. هم در مذهب شیعه و هم در مذهب سنی. صوفی کُشی، مرتد کُشی و کشتارهای درون مذهبی مشابه در تمام ادیان بوده و اسلام هم از آن‌ها مستثنی نیست.

 

بنابر این یکی از زمینه‌هایی که طالبان از آن استفاده می‌کند کج‌فهمی از دین است. می‌گوید من قرآن را اینطور می‌فهمم. قرآن می‌گوید زن نباید بی‌حجاب باشد، حق مدرسه ندارد، باید در خانه باشد، غیرمسلمان نجس است و ... .و این‌ موارد است، که معمولا این نوع برداشت‌های کجی است که هم در اهالی تشیع وجود دارد و هم تسنن. البته در سنی‌ها بیشتر است و البته که بعضی کشورهای استعمارگر هم از گذشته، از این کج‌فهمی‌ها به سود خود استفاده کرده‌اند و ممکن است باعث تقویت طالبان شده باشند تا جهان اسلام را متفرق کرده آن را خشن و خونخوار معرفی کنند و آن‌ها را عوامل بیرونی می‌دانیم.

 

بنابراین هم عوامل درونی مانند کج‌فهمی دینی وجود دارد و هم عوامل بیرونی مانند کشورهای استعمارگر و اینکه بخواهم بگویم کدام کشور به طور مستقیم در این استعمار نقش داشته سخت است. می‌تواند آمریکا باشد یا انگلستان یا حتی روسیه. هر یک از کشورهایی که در جنگ‌های منطقه منفعت دارند بعید نیست که در تشویق و ترویج این قضیه نقش داشته باشند.

 

 چقدر احتمال می‌دهید که طالبان با هدف ایجاد یک حکومت مثل داعش قصد تجاوز به مرزهای همسایگانش را داشته باشد؟

 

من کارشناس این حوزه نیستم اما فکر نمی‌کنم اگر این‌ها حاکم شوند همچون داعش عمل کنند. چرا که طالبانیان به دنبال این هستند که دنیا آن‌ها را به رسمیت بشناسد اما اگر حاکم شوند شاید بعدها دست به خیلی کارها بزنند، اما الان نمی‌توان گفت حتما مثل داعش عمل می‌کنند یا خیر. الان چنین شعاری در قاموس ادبیات آن ها نیست.

البته که روح آن‌ها روح داعشی‌گری است. کسی که نه حقوق زن می‌شناسد نه حقی برای غیرمسلمانان قائل است نهایتا داعش می‌شود. چه در افغانستان و چه در پاکستان و چه در ایران. هرکس در هر جا اگر حدی برای غیرمسلمان قائل نباشد یا خیلی مرتجعانه فکر کند روحیه داعشی‌گری دارد. ممکن است حکومتش در افغانستان تاسیس شود و روحیه‌اش در دیگر جاها دنبال شود.

 

 موقعیت زنان افغانستان به شدت متزلزل و آسیب‌پذیر است. به نظر شما جامعه جهانی جز محکومیت و اظهار تاسف چه باید بکند؟

 

عملکرد جامعه جهانی به دو شکل است؛ یکی آن دسته از حکومت‌ها و سیاست‌های حاکم بر دنیاست که ایشان دغدغه حقوق بشر را در جامعه ما ندارند. مثلا عربستان که نوعی روش طالبانی‌گری در بسیاری از مناطقش هست و دموکراسی و انتخابات به معنای واقعی وجود ندارد و ملیت به معنای مدرن در آن جا نیست و سر و صدای زیادی هم در جهان ندارد چون منفعتشان در عربستان است. آن‌ها دغدغه حقوق بشر منطقه را ندارند و اگر هم دارند بهانه‌شان است.

این‌ها دوست دارند کشورهای اسلامی را کشورهایی این‌چنینی معرفی کنند، اما این قضیه برای نهادهای حقوق بشری، سازمان‌های مربوط به سازمان ملل متحد، سازمان‌های مردم نهادی که در جهان وجود دارد دغدغه و مسئله است.

برای آن‌ها مهم است که حق و حقوق بخشی از مردم که در افغانستان و منطقه زندگی می‌کنند ضایع نشود. آن‌ها صادقانه برخورد می‌کنند و احساس می‌کنند که انسان برادر انسان است، این در تعالیم دینی ما هم وجود دارد اما متاسفانه به آن عمل نمی‌کنیم.

کشور جمهوری اسلامی با صدماتی که پیشتر از طالبان دیده و دیپلمات‌های ما که در کابل کشته شدند باید موضعش در برابر این حرکات اخیر طالبان در افغانستان صریح‌تر و قوی‌تر باشد. من نگرانم که اگر این‌ها بر افغانستان حاکم باشند مرزهای ما به خطر بیفتد. عواملی هستند در شرق کشور که به دلایلی از حکومت مرکزی ناراضیند و شاید با آن‌ها متحد شوند و برای کشور ما و استقلال مرزی ما ایجاد مشکل کنند.

سیاست‌مداران ما باید بسیار خردمندانه عمل کنند و موضع روشنی در برابر مردم داشته باشند که چه می‌خواهند بکنند. به نظر من حکومت طالبان به هیچ وجه‌من‌الوجوه به نفع ایران نخواهد بود و اگر در افغانستان حاکم شوند دردسر بزرگی خواهند شد. 

 

تصاویری که از پایکوبی طالبان می‌آید آنان را ناتوانتر و بدوی‌تر از چنین پیشروی‌هایی نشان می‌دهد، آیا همدستان داخلی دارند؟

آیا پیشاپیش والیان را اغوا کرده‌اند؟

یا فکر می‌کنید بودجه ویژه‌ای از جانب همسایگان عربی دریافت می‌کنند؟

 

ضعف حکومت مرکزی از عوامل مهم این پیشروی‌ها است و این ضعف هم ناشی از فسادهای مالی حکومت است. هرکجا حکومت مرکزی ضعیف شود و توجه به توده‌های مردم کم شود نیز عوامل نفوذی ایجاد می‌شوند که به نفع دشمن کار خواهند کرد. ‎در افغانستان متاسفانه فساد حکومت مرکزی جدی است و والی‌ها یا فرار می‌کنند یا هم‌پیمان طالبان می‌شوند تا در حکومت بمانند. طالبان به شدت خشن و خطرناک است و نباید گذاشت چنین جریانی حاکم باشد که نمونه‌اش را در القاعده و بوکوحرام هم دیده‌ایم و اصولا قابل تصور نیست.

ما در زمان حکومت صفوی و عثمانی در تاریخ داریم که اگر کسی در صفوی سنی بود یا در عثمانی شیعه او را می‌کشتند. برای بقای قدرت خودشان شیعه و سنی ُکشی داشتند. حالا همان مسائل با سلاح‌های امروزی در حال تکرار است. در دنیای امروز اطلاع‌رسانی قوی است و دنیا اگر دغدغه انسان دارد باید به هر وسیله‌ای نگذارد این حکومت به نام دین پا بگیرد.

به‌نظر من حکومت دینی یک حکومت ایدئولوژیک است. در این مدت چقدر زن و بچه و بیگناه در افغانستان کشته شده برای چه؟ اگر طالبان اسلام را می‌شناخت بی‌گناهان را نمی‌کشت. در اینجا گله‌ای هم از مولانا عبدالحمید داشته باشم که از طالبان حمایت کردند. من برای این اتفاق متاسف و متاثرم. این چه اسلامی است که این همه آدم می‌کشد؟

 

 تصاویر کشتار مردم هولناک است، آیا مرجعیت شیعه در اینگونه وقایع وظیفه مشخصی برای خود تعریف کرده است؟ 

مشخصا علما (چه اهل سنت چه شیعیان) چه وظیفه‌ای دارند؟ 

 

وظیفه‌شان خیلی سنگین است همانطور که مراجع ما درباره شهادت شیعیان در پاکستان صدایشان درآمد که خیلی هم خوب بود بالاخره اهل سنت هم برادر ماست و اگر در معرض تجاوز عده‌ای قرار گرفتند باید صدایمان بلند شود. بنی ادم اعضای یکدیگرند.

مراجع مسلمان وظیفه دارند در برابر این قتل‌ها موضع بگیرند.

طالبان اگر حکومت میخواهد با زور که نمی‌شود باید در انتخابات مبارزه سیاسی و حزبی کنند.

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها