در حاشیه شایعه مهاجرت سید عماد خاتمی؛

انتشار دروغ، بدون شرمندگی

تا جایی که به خاطر داریم خاتمی هیچگاه جوامع غربی را فاسد و منحرف نخوانده و خود و خانواده‌اش در ایران، زندگی اشرافی و شاهانه نداشته و ویلاها و اتومبیل‌های چند میلیاردی ندارند. اعتراض اصلی به حضراتی وارد است که کشورهای غربی و در راس آن‌ها آمریکا را مهد فساد و انحراف اخلاقی دانسته و جوامع آن را کثیف و رو به سقوط می‌دانند و در عین حال خود و فرزندان‌شان در آن کشورها زندگی‌های آنچنانی دارند.

انتشار دروغ، بدون شرمندگی

 هرمز شریفیان روزنامه‌نگار / مهاجرت برای تحصیل یا ادامه زندگی در کشورهای دیگر، پیشینه‌ای تاریخی در بین تمام ملل و جوامع جهانی دارد. مردمان بسیاری از کشوری به کشور دیگر به قصد زندگی بهتر، تحصیل یا استفاده از امکانات بیشتر آن‌ها به آن‌جا سفر کرده و می‌کنند. این روند در دوران مدرن شکلی دیگر و شتابی بیشتر گرفت و کشورهای توسعه یافته و اکثرا غربی، یکی از اهداف مردم کشورهای توسعه نیافته و درحال توسعه برای ادامه تحصیل یا زندگی شدند که هیچکدام از این دلایل نه مذموم‌اند و نه با ارزش‌های اخلاقی و انسانی منافات دارند. این موضوع چندگاهی است که نقل محافل خبری و بیشتر، شبکه‌های اجتماعی شده و عکس‌ها و ویدئوهایی از طرز زندگی برخی مسئولان و به‌ویژه فرزندان آنان در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های منفی بسیاری روبه‌رو شده است. آخرین این خبرها، خبر مهاجرت "سیدعماد خاتمی" فرزند "سیدمحمد خاتمی" رئیس جمهوری پیشین ایران است که هفته پیش در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شد و ذوق‌زدگی بسیاری از "ارزشی‌نماها" و مخالفان رهبر اصلاحات را به دنبال داشت و "مجری‌نماهای" برخی شبکه‌های تلویزیونی را در مقابل دوربین وادار به حرکاتی عجیب کرد. به زعم آنان "این گاف بزرگ" از سیدمحمد خاتمی کافی بود تا بگویند، آی ملت! بیایید و ببینید که رهبر اصلاحات در حالی که مردم را به حضور در انتخابات دعوت می‌کند، فرزندش به کشورهای غربی مهاجرت کرده و قصد زندگی در آنجا را دارد. متاسفانه "عادت تا نوک بینی دیدن" آنچنان همه‌گیر شده و مغالطه و سیاه‌نمایی آنچنان وسعت یافته که مدعیان دروغین خبر و روزنامه‌نگاری پیش از تحقیق درباره درستی یا نادرستی خبر، همراه با همدستان داخلی خود با شعفی وصف ناشدنی این خبر را منتشر کردند. این شمار اندک، به قدری از رسالت و اصالت خبررسانی به دورند که پس از برملا شدن این ادعای دروغ، حاضر به عذرخواهی از مخاطبان خود هم نشدند و در عین حال به شکلی "کمیک" ادعای فرهنگ‌سازی نیز برای مردم ایران دارند. فارغ از انتقادهایی که به شخص سیدمحمدخاتمی و سیاست‌های او در رهبری اصلاحات وارد است و به دور از درستی یا نادرستی دعوت او به شرکت مشروط در انتخابات باید گفت که فرزند او، سیدعماد خاتمی مقارن با شب تاسوعای حسینی امسال و همراه با داماد "میرحسین موسوی" عکسی به یادگار گرفته‌اند که نشان می‌دهد در درون کشورند. حال بر اساس این قاعده که "فرض محال، محال نیست"، فرض می‌کنیم که فرزند خاتمی از کشور خارج شده است؛ آیا انتقادهای مردم در شبکه‌های مجازی مبنی‌بر خروج فرزندان مسئولان از کشور و زندگی در کشورهای عمدتا غربی، به امثال عماد خاتمی وارد است؟ یا به فرزندان مسئولانی که سال‌هاست جوامع غربی را فاسد و منحرف خطاب می‌کنند و در عین حال خود و فرزندان‌شان در داخل و خارج از کشور به زندگی لاکچری و اشرافی مشغولند؟ تا جایی که به خاطر داریم خاتمی هیچگاه جوامع غربی را فاسد و منحرف نخوانده و خود و خانواده‌اش در ایران، زندگی اشرافی و شاهانه نداشته و ویلاها و اتومبیل‌های چند میلیاردی ندارند. اعتراض اصلی به حضراتی وارد است که کشورهای غربی و در راس آن‌ها آمریکا را مهد فساد و انحراف اخلاقی دانسته و جوامع آن را کثیف و رو به سقوط می‌دانند و در عین حال خود و فرزندان‌شان در آن کشورها زندگی‌های آنچنانی دارند. انتقادها به آقایانی است که با تزویر، ژست ساده‌زیستی می‌گیرند اما در املاک لاکچری چندهزار متری زندگی می‌کنند و قیمت خودروهای آقازاده‌هایشان از چند ده میلیارد تومان می‌گذرد. فرزندانی که در خارج کشور پارتی‌های آنچنانی می‌گیرند اما پدران‌شان در داخل کشور با "آب کشیدن جانماز" زندگی در غرب را محکوم و مذموم دانسته و مردم را به ساده‌زیستی و دوری از اشرافی‌گری دعوت می‌کنند. آنچه مسلم است این است که سیدعماد خاتمی در ایران است و اگر هم روزی به خارج برود به همراه پدرش از این جا نمازها آب نمی‌کشند و ثروت‌های افسانه‌ای و زندگی‌های شاهانه ندارند. اما برای آنانی که رویای روزنامه‌نگاری و خبرنگاری دارند توصیه‌ای وجود دارد که آنان باید علاوه‌ بر داشتن شرافت انسانی و پرهیز از دروغ‌گویی و دوری از فحاشی و برچسب‌زنی باید خصلت دیگری داشته باشند و آن "عدم بازنشر خبر کذب" است. اگر چنانچه استرس این حرفه باعث شد چنین اشتباهی رخ دهد، "عذرخواهی از مخاطب" برای چنین روزهایی است و یک تجربه بزرگ که پس از این با شنیدن خبری کذب، ذوق‌زدگی و گم کردن دست و پا، چنان بر آنان مستولی نشود که بی تحقیق دست به انتشار اخبار دروغ بزنند.

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها