مسیر دانایی ملت ایران در مدارس متوقف نمیشود
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در همایش «روایت همبستگی خانواده و مدرسه در پاسداری از حق آموزش در جنگ رمضان»، تصریح کرد: ما استوارتر از همیشه تلاش میکنیم در هیچ شرایطی اجازه ندهیم مسیر دانایی و توانایی ملت بزرگ ایران در مدارس متوقف شود.
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست «روایت همبستگی خانواده و مدرسه در پاسداری از حق آموزش در جنگ رمضان» از سوی معاونت امور زنان و خانواده امروز شنبه ۱۶ آبان ماه با حضور زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده؛ علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش؛ فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت؛ رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش و جمعی از کارشناسان حوزه آموزش و پرورش در محل کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
در ابتدای این همایش علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش با تأکید بر اینکه آموزش یکی از بالاترین حقوق یک انسان است و هیچکس نباید هیچ فردی را از این حق محروم کند، گفت: شما میبینید که در این دوره، دولت با همه اتفاقاتی که در کشور رخ داده، توجه به آموزش را در اولویتهای خود قرار داده است؛ دلیل آن نیز تأثیر آموزش در رشد و پیشرفت کشور است.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به دستورالعمل مربوط به آموزش در زمان جنگ گفت: در دو جنگ اخیر، هزار و ۵۰۰ واحد آموزشی مستقیم و غیرمستقیم آسیب دیدند که هزار و ۲۸۸ واحد آموزشی به همت خیرین بازسازی شد و به چرخه خدمت بازگشت. در حوزه آموزش و پرورش دیگر بنا نداریم اجازه دهیم آموزش در همه جای کشور تحت تأثیر بحرانها قرار گیرد و در صورت نیاز فقط تصمیمات منطقهای گرفته شود. در همین راستا نیز تلاش میکنیم آسیبها به حداقل برسد و زیرساختهای آموزش مجازی را ارتقا میدهیم.

تدوین گزارش ملی «پاسداری از حق آموزش در جنگ رمضان»
زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده با تأکید بر اینکه حملات آمریکایی ـ صهیونیستی به مدارس ایران در جنگ تحمیلی رمضان، بهویژه حمله به مدرسه شجره طیبه میناب را تعرضی نامشروع به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور و مغایر با منشور ملل متحد، میدانیم؛ محکوم میکنیم و آن را اقدامی تروریستی و تعرض به جان کودکان و حق آنان برای زندگی، امنیت و آموزش میدانیم، گفت: ثبت تجربه ایران در پاسداری از حق آموزش، ضرورتی ملی و مسئولیتی در برابر حقیقت و حافظه جمعی جامعه است. ازاینرو، تدوین گزارش ملی «پاسداری از حق آموزش در جنگ رمضان» را با مشارکت دستگاههای مسئول و جامعهٔ آموزشی و با بهرهگیری از گزارشها و مستندات موجود دنبال خواهیم کرد.
مایسا الغریباوی، نماینده هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران نیز طی سخنانی، عنوان کرد: اجازه دهید سخنانم را با قدردانی از همتایان ملی برای برگزاری این نشست مهم آغاز کنم.
«خرسندم که امروز به نمایندگی از خانم کریستین وی گاند، هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران که در حال حاضر برای انجام مأموریتی رسمی در سفر هستند در جمع شما حضور دارم.
حفاظت از کودکان و حقوق آنان جایگاهی محوری در فعالیتها و ارزشهای سازمان ملل متحد دارد. به همین ترتیب آموزش نه تنها یک حق بنیادین، بلکه زیربنایی برای ایجاد فرصتها و ساختن آیندهای شکوفا برای همگان است.
فارغ از شرایط موجود، کودکان و مراکز آموزشی باید در همه زمانها و در همه جا ایمن و مورد حفاظت باشند.هنگامی که تشدید تنش نظامی در فوریه ۲۰۲۶ با حملات به تهران و دیگر مناطق ایران آغاز شد، دبیر کل سازمان ملل متحد و نهادهای مختلف ملل متحد محکومیت خود را نسبت به این تشدید تنش ابراز کردند و خواستار توقف مخاصمات، بازگشت به دیپلماسی و گفتوگو و مهمتر از همه حفاظت از غیر نظامیان و زیرساختهای غیر نظامی شدند.
فاجعه میناب یادآور دردناک پیامدهای ویرانگر مناقشه است. حفاظت از کودکان و مراکز آموزشی صرفاً یک ضرورت اخلاقی نیست؛ بلکه تعهدی بر اساس حقوق بینالملل است.
در ایران نهادهای سازمان ملل متحد در کنار شرکای ملی خود به تلاشهایشان برای تقویت دسترسی به آموزش از جمله آموزش عالی و حمایت از جوامع آسیب دیده در طول مناقشات و پس از آن ادامه دادهاند.
در پایان اجازه دهید بار دیگر بر همبستگی عمیق خود با مردم ایران به ویژه کودکان و جوانان این کشور و تعهد مستمرمان به همکاری با همه شرکا برای حمایت و تأمین سلامت آنان تأکید کنم».

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت دیگر سخنران این همایش بود؛ وی ضمن ادای احترام به ساحت مقدس همه شهدا؛ کسانی که جان عزیز خود را فدا کردند تا حتی یک وجب، بلکه یک بند انگشت از خاک ایران را نیز از دست ندهیم، گفت: فراموش نکنیم که در طول چند قرن اخیر، هر بار که جنگی بر ما تحمیل شد، قسمتی از خاک عزیزمان را از دست دادیم. این اتفاقاتی که در سالهای اخیر رخ داده، اتفاقاتی بسیار فوقالعاده است؛ چون علیرغم اینکه جنگ بر ما تحمیل شد و ما خواهان جنگ نبودیم، حتی یک بند انگشت از خاک عزیزمان را نیز از دست ندادیم. این اتفاق حاصل لطف خداوند و غیرت همه مردم عزیز ایران بود.
حمله به ما نظامی نبود؛ تروریستی بود
مهاجرانی با تأکید بر اینکه ما درگیر یک حمله نظامی نبودیم، بلکه از نظر ما، این حملات تروریستی بود، گفت: کشور ما در میانه مذاکرات مورد حمله قرار گرفت. توجه شما را به نکتهای جلب میکنم؛ در بامداد ۲۳ خرداد، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی دوم، لطفاً به توییت رئیسجمهور ایالات متحده مراجعه کنید. هواپیماهای آنها به پرواز درآمده و در آسمان بودند، اما او توییت کرد که به دولت دستور داده است با تمام قوا مذاکره با ایران را دنبال کند. بنابراین، ما خواهان جنگ نبودیم؛ جنگ بر ما تحمیل شد. این عملیات از نظر ما تروریستی بود و ما با تمام قوا از کشور دفاع کردیم.
وی به تمام کسانی که کمک کردند تا پیروزمندانه به نقطهای برسیم که تفاهمنامه اسلامآباد امضا شود، ادای احترام کرد و در ادامه به بیان آنچه در لامرد و میناب شاهد آن بوده پرداخت و گفت: پس از حملهای که در ۹ اسفندماه به تهران، میناب و لامرد صورت گرفت، در ۱۶ اسفندماه در میناب حضور داشتم. در میناب پدری را دیدم که همسرش معلم مدرسه ابتدایی شجره طیبه بود و به شهادت رسیده بود و دو فرزند دوقلوی یکونیم ساله برای او به یادگار گذاشته بود. این دو کودک در طول یک هفته حتی از آغوش پدرشان پایین نیامده بودند.
خواهری که همچنان با عروسکها حرف میزند
مهاجرانی ادامه داد: در میناب، مادر باران را دیدم؛ مادری که وقتی به او اطلاع داده بودند مدرسه مورد اصابت موشک قرار گرفته و باید برای بردن بچهها مراجعه کند، پدربزرگ را برای آوردن باران به مدرسه فرستاده بود؛ اما در حمله موشکی دوم، پدربزرگ و نوه در کنار یکدیگر به شهادت رسیده بودند؛ پدر هلما و اسما و همچنین مادرشان را دیدم که فرزندانشان، یکی دانشآموز کلاس اول و دیگری دانشآموز کلاس چهارم دبستان، با هم به شهادت رسیده بودند. به گفته پدر، او فرزندانش را از روی جورابهایشان شناسایی کرده بود؛ در میناب خواهری را دیدم که دانشآموز کلاس سوم دبستان بود و خواهر کلاس اولی خود را در مدرسه شجره طیبه از دست داده بود. مادرش میگفت که او همچنان با تمام عروسکهایش صحبت میکند.
غلبه قدرت زندگی بر مرگ در میناب
سخنگوی دولت ادامه داد: در میناب کربلای ایران را دیدم و شکوه انسانیت را مشاهده کردم. مادرانی را دیدم که با وجود داغی که بر دل داشتند، تلاش میکردند فرزندان باقیمانده خود را به زندگی بازگردانند؛ زیرا ما باور داریم قدرت زندگی از قدرت مرگ بیشتر است و قدرت زندگی از قدرت موشکهای آنها نیز بیشتر است.
وی افزود: این زنان بودند که در این شرایط بهخوبی ایستادگی کردند. معلمان ما نیز ایستادند. در حالی که خودشان آسیب دیده بودند. این موضوع شوخی نیست؛ انفجار شوخی ندارد، موشک شوخی ندارد و بمب جان میستاند. با این حال، معلمان ایستادند و تلاش کردند بر خود مسلط شوند، آرامش خود را بازیابند و کمک کنند تا نهاد خانواده آرامش داشته باشد و بتواند بستر مناسبی برای آموزش فراهم کند.
مهاجرانی در پایان گفت: هر چند بمبها و موشکها به سوی زندگی، آینده، مدرسه، ورزشگاه و بیمارستان شلیک شدند، اما نتوانستند جلوی فرایندهای آموزشی ما را بگیرند. چرا؟ چون ما ملتی متمدن هستیم و به این باور داریم که: «ز گهواره تا گور دانش بجوی». ما ملتی هستیم که باور داریم دانش، حتی اگر در چین باشد، مردمانی از فارس آن را به دست خواهند آورد. ما به این موضوع باور داریم.
مطالبه از نهادهای بینالمللی
وی با یادآوری این حقیقت که هیچکس نمیتواند بگوید که با شنیدن صدای موشک، تنش نمیلرزد، گفت: این صدا، صدای مرگ است و صدای مرگ، همه را به لرزه درمیآورد؛ لازم است از نهادهای بینالمللی بخواهیم که مطابق رسالتی که بر عهده دارند، فعال باشند و حقوق ملت ما را بازستانند. ما بهازای تکتک ترسهایی که بر جان ملت ما افتاد و بهازای دختر ۱۱ سالهای که در حمله به یزد بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داد و شهید شد، از نهادهای بینالمللی مطالبه داریم و میخواهیم که این حقوق را به ما بازگردانند.
مهاجرانی تصریح کرد: ملت ما «صد نه بلکه هزار خود را گذاشتنند». معلمان ما، ارکان مدرسه و مادران، همگی تلاش خود را کردند؛ اما استیفای حقوق مردم ایران قطعاً به یک همافزایی نیاز دارد و باید نهادهایی که وظیفه انجام این کار را بر عهده دارند، آن را بهدرستی انجام دهند. در جریان این دو سه جنگ تحمیلی اخیر، شاهد نوعی آموزش بزرگتر از آموزش رسمی بودیم؛ آموزش ایستادگی، مهربان بودن، تابآوری و عشق ورزیدن به موجود محترمی به نام انسان.
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: آموزش رسمی ما در طول این ایام، علیرغم تمام تلاشهای صورت گرفته، آسیبهایی دید. آموزش، امری جمعی است و آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری نمیشود، بهویژه اینکه بخش قابلتوجهی از آموزشها در دوره دوم متوسطه مبتنی بر مهارت است. بنابراین، آموزشهای ما آسیب دید و نمیتوان این موضوع را انکار کرد. میدانیم که همکاران ما نیز در تلاش هستند تا تمام این نواقص را برطرف کنند؛ با این حال، تأکید میکنم که ما شاهد عرصه دیگری از آموزش، یعنی آموزش غیررسمی، بودیم؛ آموزشی مبتنی بر انسانیت، میهندوستی و وفاداری به آرمان بلند انسان.
سخنگوی دولت در پایان گفت: همه ما تلاش میکنیم تا هم حرمت انسان را حفظ کنیم و هم نام بلند ایران عزیزمان را بلندآوازهتر سازیم؛ «چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد/ دریغ است ایران که ویران شود/ کنام پلنگان و شیران شودم». پاینده باد ایران.
رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش آخرین سخنران این مراسم قبل از آغاز پنلهای تخصصی بود.
وی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای مدرسه شجره طیبه میناب و مدرسه پسرانه رهپویان خلیج فارس، گفت: این دو مدرسه در کنار هم بوده و مورد اصابت قرار گرفتند اما چون در خبرها ابتدا نام مدرسه شجره طیبه میناب آمد، دانشآموزان عزیزمان در مدرسه رهپویان خلیج فارس که پسر بودند، بهتدریج در کانون توجه قرار گرفتند.
حکیمزاده در ادامه سخنان خود خطاب به مایسا الغریباوی، هماهنگکننده سازمان ملل متحد، گفت: شما در سخنان خود از واژه «تشدید تنشها» استفاده کردید؛ این عبارت، عبارت درستی نیست. واژه مناسب برای آنچه اتفاق افتاده، «تجاوز وحشیانه» و تعرض به سرزمین ماست؛ آن هم در شرایطی که ما در میانه مذاکرات بودیم. واژهها بار معنایی دارند و هنگامی که یکی از آنها را انتخاب میکنیم، ممکن است ناخواسته در این انتخاب، کودکان بسیاری را فراموش کنیم.
وی با اشاره به سفر خود به شهر میناب، گفت: در این سفر خودم از افراد محلی آن منطقه شنیدم که پیش از اصابت این دو موشک به مدرسه، دو جنگنده دشمن وارد منطقه شدند و تمام آنجا و مدرسه را رصد کردند و آگاهانه تصمیم گرفتهاند مدرسه ما را بمباران کنند و کودکان ما را به خاک و خون بکشند.
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: چرایی این اقدام را ما میدانیم و برای ما جای تعجب ندارد؛ زیرا ملت بزرگ ایران که وارث تمدن شکوهمند ایرانی ـ اسلامی است، در طول تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین، همواره با قدرت دانشبنیان، علمآموزی و خردورزی خود توانسته است تجاوز دشمنان را دفع کند. حتی در دورههایی که در اثر تجاوز دشمن، سرزمینش از او گرفته و اشغال شده است، توانسته با قدرت علمی و دانشبنیان خود، متجاوزان را به عقب براند.
وی اضافه کرد: زمانی که اسکندر کتابخانههای ما را آتش زد، ما پاسخ آن کار را با نهضت علمی دادیم که به ساخت دانشگاه جندیشاپور منجر شد. همچنین زمانی که مغولها به ایران حمله کردند و تنها در سبزوار، هزاران دانشمند ایرانی و کتابخانهها را به آتش کشیدند، ما دانشمندانی همچون خواجه نصیرالدین طوسی را داشتیم که با قدرت علمی خود، قوم متجاوز را مهار و از قدرت و ثروت آنها در شکوفایی تمدن ایرانی ـ اسلامی استفاده کردند.
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه در عصر حاضر نیز با وجود تحریمهای ظالمانه چندین دههای، فرزندان رشید این ملت در نیروهای مسلح، که به دست شما معلمان عزیز در مدارس ما آموزش دیده بودند و در دانشگاههای ما تحصیل کرده بودند، توانستند با قدرت علمی و دانش بومی خود، در زمینه نظامی پیشرفتهایی داشته باشند، گفت: در عرصههای دیگری همچون نانو، زیستفناوری و پزشکی نیز توانستیم دشمنان را سر جای خود بنشانیم و سیلی سختی به آنها بزنیم.
وی گفت: دشمنان به جایی حمله کردند که منشأ قدرت جامعه است؛ به دبستانها و مدارس ما؛ زیرا آغاز مسیر دانایی و توانایی ملت مسالمتجو و صلحطلبی که در طول تاریخ هرگز به کشوری حمله نکرده است، از همین دبستانهاست؛ اما هرگاه به این ملت حمله شده، با توکل به خداوند، قدرت ایمان و قدرت علمی خود، دشمن را سر جای خود نشانده است.
مدارس؛ زندهترین سلولهای بنیادی جامعه
حکیمزاده با خاطرنشان کردن این مسئله که تلاش کردیم به هیچ وجه اجازه ندهیم جریان آموزش تعطیل شود، حتی اگر این امر از طریق آموزش مجازی امکانپذیر باشد، گفت: از نگاه ما، دیگر مدرسه صرفاً مکانی برای خواندن الفبا نبود؛ مدارس ما زندهترین سلولهای بنیادی جامعه بودند که امید، انسجام و زندگی را نوید میدادند و همکاران من در سراسر کشور و در اقصی نقاط ایران، چه در چادرهای عشایری، چه در کلاسهای درس و چه در شهرها و روستاها، با غیرت ملی و احساس مسئولیت نسبت به وطن به میدان آمدند.
تداوم آموزش به هر طریق ممکن
وی اقدامات صورت گرفته طی دو جنگ اخیر را در سه محور تشریح کرد و گفت: محور نخست تلاش ما تداوم آموزش به هر طریق ممکن بود؛ کار دوم ما ایجاد آرامش بود؛مدرسه باید امنترین مکان جهان برای کودکان باشد. حفاظت از آموزش، حفاظت از آینده بشر است.
حکیمزاده ادامه داد: دشمنان در روز نخست جنگ، امنیت را از خانوادههای ما گرفتند و تلاش کردند ناامنی را به جامعه تزریق کنند. ما گفتیم رسالت ما صرفاً ارائه آموزش نیست، بلکه رسالت ما کمک به خانوادهها نیز هست. دانشآموزان، معلمان و مدیران ما پای کار آمدند و شبکهای از ارتباطات مستقیم، شامل ارتباط تلفنی، حضوری و مجازی با خانوادهها ایجاد شد. این ارتباطات سهم بسیار بزرگی در ایجاد آرامش و امید در جامعه داشت؛ زیرا هنگامی که مدرسه، چه از طریق فضای مجازی و چه از طریق تلویزیون، جریان آموزش را با حضور معلم تداوم میبخشد، به این معناست که جامعه زنده است.
وی افزرود: کار سوم ما این بود که نشان دهیم این موضوع برای ما اهمیت دارد. رئیسجمهور ما با رفتار و مواجهه خود، پیام بسیار مهمی منتقل کردند. ایشان صبح روز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، جلسهای برای آموزش و پرورش برگزار کردند. همین اقدام، پیام بسیار مهمی داشت و تأثیر روانشناختی شگرفی بر جامعه ایرانی گذاشت؛ پیام این بود که درست است جنگ وجود دارد و ما در میانه بحران هستیم، اما نباید فراموش کنیم که باید پای کاری که انجام میدهیم بایستیم.
اجازه نمیدهیم جنگ مسیر زندگی را مسدود کند
حکیمزاده اضافه کرد: ما نیز در آموزش و پرورش این پیام را دریافت کردیم؛ یعنی نباید به این فکر کنیم که چه اتفاقی خواهد افتاد. امروز برای امروز کار میکنیم و فردا برای فردا. اجازه نمیدهیم هیچ خانواده و هیچ دانشآموزی احساس کند که جنگ، مسیر زندگی و مسیر دانایی و توانایی او را مسدود کرده است. به همین دلیل، رصد و نظارت دقیقی داشتیم. امسال بهترین آمار جذب دانشآموزان بازمانده از تحصیل را ثبت کردیم. توانستیم در این شرایط سخت، با پیگیری مستمر دولت، شخص رئیسجمهور و وزیر آموزش و پرورش، ۴۸ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل را به مدرسه بازگردانیم؛ در حالی که سال گذشته موفق شده بودیم ۳۲ هزار دانشآموز را به مدرسه بازگردانیم.
حکیمزاده در پایان تصریح کرد: هیچ جنایتی آشکارتر از این نیست که کودکان را به خاک و خون بکشیم؛ این رنجی بسیار بزرگ و دردی فراموشنشدنی است؛ اما باید بگویم: «وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ». این اتفاق، سند جنایت آنها شد و دانشآموزان ما با چشمان خودشان دیدند و این جنایات را تجربه کردند. هیچ اتفاقی اینگونه نمیتوانست باطل السحر جنگ شناختی ۲۴ ساعته دشمنان ما باشد و ما استوارتر از همیشه تلاش میکنیم در هیچ شرایطی اجازه ندهیم مسیر دانایی و توانایی ملت بزرگ ایران در مدارس متوقف شود.
ارسال نظر