ایران؛ هندسه‌ای از قدرت و هویت

فشارهای خارجی علیه ایران را باید در چارچوب رقابت قدرت‌ها فهمید. کشورهایی که در مدار استقلال حرکت می‌کنند، با واکنش مهارکننده روبه‌رو می‌شوند. ابزارها تغییر می‌کند، اما منطق ثابت است: کاهش وزن راهبردی. در چنین فضایی، تضعیف انسجام داخلی، بزرگ‌ترین خدمت ناخواسته به رقباست.

ایران؛ هندسه‌ای از قدرت و هویت

کشوری که نتواند درون خود را منسجم نگه دارد، بیرون از مرزهایش نیز اثرگذار نخواهد بود

 

حسین صالحی/ معلم تاریخ

ایران را نمی‌توان تنها با مساحت یا جمعیت سنجید. این کشور یک «هندسه قدرت» در جغرافیاست؛ نقطه‌ای که در آن انرژی، مسیرهای راهبردی و تحولات امنیتی به هم می‌رسند. چنین موقعیتی، برای هر کشوری آزمون دائمی است. یا باید توان اداره این جایگاه را داشت، یا باید هزینه سنگین واگذاری آن را پذیرفت.

مختصات ایران تصادفی نیست. قرار گرفتن میان حوزه‌های حیاتی اقتصادی و امنیتی، این سرزمین را به بازیگری اثرگذار تبدیل کرده است. در جهان رقابتی امروز، استقلال تصمیم‌گیری برای کشوری با این وزن، یک ضرورت استراتژیک است. کشوری که نتواند درون خود را منسجم نگه دارد، بیرون از مرزهایش نیز اثرگذار نخواهد بود.

ایران علاوه بر منابع طبیعی گسترده، دارای سرمایه‌ای عمیق‌تر است: هویت تاریخی مستمر. کمتر کشوری در منطقه وجود دارد که چنین پیوستگی فرهنگی و سیاسی را تجربه کرده باشد. این استمرار، محصول اقتدار ساختاری و پیوند اجتماعی بوده است. هرگاه این دو عنصر تقویت شده‌اند، کشور در برابر فشارهای بیرونی ایستاده است.

فشارهای خارجی علیه ایران را باید در چارچوب رقابت قدرت‌ها فهمید. کشورهایی که در مدار استقلال حرکت می‌کنند، با واکنش مهارکننده روبه‌رو می‌شوند. ابزارها تغییر می‌کند، اما منطق ثابت است: کاهش وزن راهبردی. در چنین فضایی، تضعیف انسجام داخلی، بزرگ‌ترین خدمت ناخواسته به رقباست.

بدیهی است جامعه‌ای پویا با مطالبه و نقد زنده می‌ماند. اما تمایز میان اصلاح درون‌زا و فرسایش ساختاری، مرزی حیاتی است. اقتدار ملی به معنای بستن باب گفت‌وگو نیست؛ به معنای حفاظت از چارچوبی است که گفت‌وگو در آن معنا پیدا می‌کند. بدون ثبات سیاسی و یکپارچگی سرزمینی، توسعه پایدار شکل نمی‌گیرد.

مرزهای ایران، فقط خطوط جغرافیایی نیستند؛ نماد تداوم تاریخی‌اند. هر نسل مسئول است این تداوم را تقویت کند. در جهانی که قواعد آن بر رقابت سخت استوار است، کشوری باقی می‌ماند که اراده دفاع از منافع خود را داشته باشد و این اراده را در ساختار حاکمیتی منسجم متبلور کند.

ایران، با همه دشواری‌ها، در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند مسیر خود را تعیین کند. شرط آن روشن است: تقویت بنیان‌های ملی، حفظ استقلال تصمیم و صیانت از یکپارچگی سرزمینی.

ایران باقی می‌ماند؛ زیرا هویت آن با ماندن تعریف شده است.

 ابهر

۱اسفندماه ۱۴۰۴

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها