خون به ناحق ریخته
خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم پردازد، نخستین داورى او درباره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى، زیرا ریختن چنان خونى نه تنها حکومت را ناتوان و سست میسازد، بلکه آن را از میان برمىدارد یا به دیگران میسپارد.
تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است
زهرا ربانی املشی / پژوهشگر دینی
قریب به نیم قرن از تصویب قانون اساسی گذشته است، قانونی که قسمت مهمی از آن درباره حقوق مردم است ولی اجرا و گردن نهادن به آنها هنوز برای حاکمان تحملناپذیر است. حق آزادی بیان و آزادی اعتراض که از دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر الهام گرفته از جمله آن قوانین است.
در اصل ۲۷ میخوانیم:
«تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.»
طی تمام این سالها هرگاه که مردم به چیزی یا شخصی معترض بودند با دست خالی به میدان آمدند تا صدای اعتراضشان را به گوش مسئولین و مقامات برسانند ولی آنها را اغتشاشگر خوانده و بدون هیچ ملاحظهای با گلوله جوابشان را دادند و حتی به بعضی نیروهای حکومتی تحت عنوان نیروهای آتش به اختیار اجازه داده شد تا بدون مجوز و سرخود هرگونه کشت و کشتار و تخریب را انجام دهند و با فریب حفظ نظام و اسلام صدای اعتراض مردم را خفه کنند تا حاکمان قدرتپرست بر کرسی و منبر خود باقی بمانند. معالوصف پایههای حکومتشان روز به روز سستتر شد تا اینکه مقبولیت و مشروعیتشان به کلی از بین رفته و بسیاری از مردم دیگر به کمتر از ... راضی نیستند و اینها همه از اثرات خون به ناحق ریخته است از ابتدا و هنوز حتی در سطح وسیعتری ادامه دارد.
علی (ع) در نامه ۵۳ نهجالبلاغه به مالک اشتر میفرماید:
«بپرهیز از خونها و خونریزیهاى بهناحق زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزى به ناحق موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم پردازد، نخستین داورى او درباره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى، زیرا ریختن چنان خونى نه تنها حکومت را ناتوان و سست میسازد، بلکه آن را از میان برمىدارد یا به دیگران میسپارد.
احترام به خون انسانها در اسلام به حدى است که ریختن خون یک انسان برابر با کشتن همه انسان ها شمرده شده «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْس اَوْ فَساد فی الأرْضِ فَکَأنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً» (مائده - 32).
در میان حاکمان از ... مملکت گرفته و نیز سرباز و پاسدار و ارتش و نیروی انتظامی؛ چه مستقیم تیر زده و کشته باشند و یا ناظر کشتارها باشند و صدای فریاد و اعتراضشان درنیاید شریک قتل محسوب میشوند.
قرآن در جریان کشتن ناقه صالح خطاب به همه قوم میفرماید (فعقروها فأصبحوا نادمین) با توجه به این که ناقه صالح، تنها به وسیله یک تن از ثمودیان پى شد، جمع آمدن «عقروا» و نیز «أصبحوا نادمین»، مىرساند که همه قوم ثمود در کشتن ناقه دست داشتند و یا بدان راضى بودند.
و فرمود: (فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ؛ سوره هود آیه ۶۱) همگی باید توبه کنید.
ای همگانی که پول نام مردم را اسلحه کردید، از ... گرفته تا همه عاملان و فرماندهان در مقابل مردم زانو بزنید و عذرخواهی کنید به خواستههای آنان که تشکیل مجلس مؤسسان و اصلاح قانون اساسی است تن دهید تا به یاری ایزد منان این بار کار به کاردان سپرده شود.
والسلام
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
ارسال نظر