آیا نهاد قضایی، امنیتی و رسانه ای فرانسه و انگلستان معترضان را پیاده نظام دیگر کشورها می‌خوانند؟

در پاسخ به یادداشت خانم حمیرا حسینی یگانه همکار مستقل آنلاین، آقای اسفندیار عبداللهی دیگر همکار روزنامه‌نگار ما پاسخی ارسال کرده، که از باب تبادل افکار و نظرات مختلف منتشر می‌شود. همچنین آماده دریافت نظرات مخاطبین درباره این موضوع هستیم.

آیا نهاد قضایی، امنیتی و رسانه ای فرانسه و انگلستان معترضان را پیاده نظام دیگر کشورها می‌خوانند؟

 باید واقعا اعتراض را به رسمیت شناخت

 

اسفندیار عبداللهی/  روزنامه‌نگار 

ابتدا باید عرض کنم که نظرات نویسنده الزاما همسو با سیاست‌های مستقل آنلاین این رسانه مترقی با مدیریت دوستان عزیزم نیست و این را پر می‌دانم.

یادداشت مستقل آنلاین

اما لازم است چند نکته را به نویسنده یادآور شوم:

۱. اساسا مقایسه نظام حکمرانی ایران با نظامات ذکر شده توسط نویسنده کاری کاملا اشتباه و مغالغه و خلط مبحث است 

۲. نهاد اعتراضات در کشورهای دموکراتیک امری رایج است در حالی که اعتراضات در ایران پس از اینکه جان‌ها به لب می رسد و خشم‌های فروخورده حالت انفجاری پیدا می کند، هر بار به یک بهانه اما همه با یک هدف شکل می گیرد. یکبار بهانه حجاب است، یک بار بنزین، بار دیگر موسسات اعتباری بانکی مذهبی و یک بار برای دلار و طلاست، اما هدف نهایی همه این مهم است که این نظام اصلاح پذیر نیست و باید نظام حکمرانی جدیدی حاکم شود .

اگر در فرانسه طیف چپ کارگری در قالب جلیقه زردها اعتراضاتی پر دامنه و طولانی مدت را آغاز می کنند هدف همان نیت اولیه آنها است. آنها با اوج گیری اعتراضات به دنبال تغییر جمهوری فرانسه به پادشاهی نیستند، آنها به قصد بهبود شرایط زندگی صنف خود جلیقه زرد پوشیده اند و در فرانسه یک اصل ۲۷ بلااستفاده ندارند. 

۳. در فرانسه یا انگلستان یک مراحل و استانداردهایی برای مدیریت اعتراضات وجود دارد. اینگونه نیست که صدا و سیما و نهادهای امنیتی آنها  علیه معترضان آماده سناریو نویسی شوند. سازمان تبلیغات اسلامی آنجا دو روز پس از سرکوب اعتراضات حامیان حکومت را با امنیت و امکانات کامل به خیابان فرا نمی خوانند. نهاد قضایی، امنیتی و رسانه ای فرانسه و انگلستان معترضان را پیاده نظام دیگر کشورها نمی خوانند.

۴. نظام اقتصادی و تولیدی فرانسه و انگلستان نابود نشده و زندگی در آن کشورها کوپنی و کالابرگی نشده، بلکه آنها کشورهایی توسعه یافته‌ای هستند که اعتراضات جزیی و عضوی از توسعه یافتگی آنها است و در واقع هر چه دارند از همین آزادی اعتراضات و رسانه ها است.

۵. آنها فیلترینگ سیاسی و فرهنگی ندارند. آنها با دکمه اینترنت و روان مردم بازی نمی کنند. آنها بازجو خبرنگار ندارند. آنها کشتار نمی کنند و اگر معترضی کشته می شود آشکارا آن مقتول را ناشی از رفتار طبیعی پلیس با معترض رادیکال یا روند طبیعی بین پلیس و معترض می دانند. اگر هم نیروی امنیتی در جریان اعتراضات کشته می شود، هزاران برنامه و سناریوی ایدئولوژیک و تبلیغاتی برای شرمنده کردن و بدهکار کردن معترضان در صدا و سیمایشان تهیه و تولید نمی کنند. 

۶. آنها اجساد کشته شدگان اعتراضات را گرو نمی گیرند و خانواده های عزادار را تهدید یا تطمیع نمی کنند. آنها با واژه شهید در اعتراضات بازی نمی کنند. 

۷. بله هر جا اعتراض باشد به این معنی است که زندگی جاری است اما اینجا اعتراض به رسمیت شناخته نشده، بلکه اعتراض خود به خود شما می گیرد و معترض می خواهد یکجا مطالبات انباشته شده تاریخی خود را از حاکمیت بستاند. در کشورهایی که نویسنده مثال زده است، حکامشان نمی گویند اعتراض با اغتشاش متفاوت است، بلکه واقعا اعتراض با اغتشاش متفاوت است. یعنی به دروغ نمی گویند که اعتراض را به رسمیت می شناسند بلکه واقعا اعتراض را به رسمیت می شناسند.

۸. می گویند دیگران روی مسایل ما موج سواری می کنند. بله. چرا که بسیاری از مردم ما از حکومت خود ناامید شده اند و خود را در ... بزرگ می بینند. آنها به دنبال راه نجاتی می گردند و هر از گاهی راه نجات خود را در جایی جستجو می کنند. عده‌ای گاه ترامپ را ناجی می ببینند و گاه بازگشت خاندان پهلوی را. این واقعیت است، ما نمی توانیم این حقیقت را نادیده بگیریم. بله، بخشی  از ملت ما، از موج سواری و دخالت خارجی ها خوشحالند. اما باید دلایل آن را پس از پنج دهه حکمرانی  جمهوری اسلامی جستجو کرد.

۹. نتیجه اینکه پیش‌فرض های نویسنده از پایه غلط هستند و ایشان یک قیاس مع‌الغیر و ناصواب بین حکمرانی در جمهوری اسلامی و حکمرانی در نظامات غربی انجام داده اند. نه حکمرانی ما شبیه به آنهاست و نه رفتار آنها با معترضان و اصل اعتراض شبیه رفتارهای عجیب و غریب حاکمیت ما با معترض و اعتراض است.

 

با احترام 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها