حمله آمریکا به ایران؟ هر تصمیمی عواقب جدی دارد

دانی سیترینوویچ (که گاهی با نام دنیس نیز شناخته می‌شود) یک افسر ارشد سابق اطلاعاتی اسرائیل است که ۲۵ سال در اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل (IDF) خدمت کرده، از جمله به عنوان رئیس بخش ایران در واحد تحقیقات و تحلیل. او اکنون تحلیلگر برجسته و پژوهشگر ارشد در زمینه ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) است، همچنین پژوهشگر غیرمقیم در شورای آتلانتیک و مشارکت‌کننده در چندین اندیشکده و انتشارات مختلف.

حمله آمریکا به ایران؟ هر تصمیمی عواقب جدی دارد

تهران مصمم است اشتباهات گذشته را تکرار نکند

 

دنی سیترونویچ: قبل از اینکه ایالات متحده تصمیم به حمله به ‎ایران بگیرد، ده نکته باید در نظر گرفته شود:

 

۱. رژیم اعتراضات را مهار کرده است:  

رهبری ایران موج اخیر تظاهرات را با موفقیت سرکوب کرده است. در حال حاضر، هیچ جنبش اعتراضی معناداری در زمین وجود ندارد. حمله نظامی بعید است که ناآرامی پایدار داخلی را دوباره شعله‌ور کند.

 

۲. هیچ اپوزیسیون قابل اعتمادی آماده حکومت نیست:  

ایران فاقد اپوزیسیون سازمان‌یافته و معتبر است که قادر به دست گرفتن قدرت باشد. حتی در سناریوی بسیار بعید حذف رهبر معظم علی خامنه‌ای، هیچ بازیگر روشنی آماده کنترل دولت نیست.

 

۳. [آیت ا...] خامنه‌ای مرکزی است اما غیرقابل جایگزین نیست:  

هرچند[آیت ا...] خامنه‌ای شخصیت غالب و شکل‌دهنده ساختار سیاسی ایران است، رژیم نهادینه‌شده و مقاوم است. حذف او به طور خودکار به فروپاشی رژیم منجر نمی‌شود.

 

۴. ترور [آیت ا...] خامنه‌ای می‌تواند درگیری را رادیکال‌تر کند:  

هدف قرار دادن رهبر معظم احتمالاً بعد مذهبی قدرتمندی به تقابل اضافه می‌کند، روایت‌های تندرو را تقویت می‌نماید و نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را افزایش می‌دهد، نه اینکه راه را برای رهبری معتدل‌تر باز کند.

 

۵. نیروهای ایرانی در وضعیت آماده‌باش بالا هستند:  

ارتش و نیروهای امنیتی ایران در سطح آمادگی بالا فعالیت می‌کنند. غافلگیری استراتژیک محدود خواهد بود، حتی اگر کاملاً غیرممکن نباشد. تهران مصمم است اشتباهات گذشته را تکرار نکند.

 

۶. تغییر رژیم یک تلاش طولانی، پیچیده و پرریسک است:  

سرنگونی یک رژیم، عملیات نظامی مجزا نیست بلکه فرآیندی طولانی و بی‌ثبات‌کننده است. تلاش برای آن بدون برنامه روشن برای حکومت بعدی، قماری استراتژیک است.

 

۷. دستگاه امنیتی انسجام خود را ثابت کرده است:  

نهادهای امنیتی ایران در سرکوب ناآرامی‌های داخلی، انضباط و وحدت نشان دادند. انگیزه کمی برای شکاف دارند و بعید است به راحتی قدرت را رها کنند.

 

۸. فشار شدید می‌تواند رفتار شدید ایجاد کند:  

فشار مداوم و شدید بر تهران ممکن است تصمیم‌گیرندگان را به سوی اقدامات رادیکال‌تر و غیرقابل پیش‌بینی سوق دهد. سیستم‌های بحران‌زده به ندرت به صورت خطی یا قابل پیش‌بینی رفتار می‌کنند.

 

۹. جنگ با ایران آسان‌تر شروع می‌شود تا پایان یابد:  

حملات هوایی به تنهایی سابقه ضعیفی در ایجاد تغییر رژیم دارند. هیچ پیروزی سریعی، هیچ «ضربه قاطع» و هیچ تضمینی برای خروج پاک وجود ندارد.

 

۱۰. حملات خارجی ممکن است رژیم را تقویت کند نه تضعیف:  

بدون اصلاحات عمیق داخلی (یک «به‌روزرسانی نرم‌افزاری» ایرانی)، رژیم در مسیر فرسایش بلندمدت قرار دارد. حمله نظامی خارجی می‌تواند این فرسایش را کند کنَد، زیرا تهران می‌تواند حمایت عمومی را حول روایت دفاع ملی بسیج کند.

 

نتیجه‌گیری این است که هر تصمیمی عواقب جدی دارد. اما چالش ایران اساساً متفاوت از هر مسئله دیگری است که دولت فعلی آمریکا با آن روبرو بوده است.  

ایالات متحده قدرت نظامی بی‌نظیری دارد. با این حال، بدون هدف نهایی روشن و استراتژی واقع‌بینانه پس از درگیری، خطر درگیری استراتژیک و تشدید به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

 

همه ما می‌خواهیم این رژیم سقوط کند و دموکراسی در ایران پیروز شود، اما مطمئن نیستم که حملات نظامی (kinetic strikes) راه را برای این واقعیت باز کند. امیدوارم یک «گلوله نقره‌ای» وجود داشته باشد، اما به نظر می‌رسد احتمال تشدید سریع بیشتر است.  

باید محتاط و واقع‌بین بود. بله، این رژیم دور از شکست‌ناپذیر بودن است، اما هنوز قابلیت‌های قابل توجهی دارد.

ترجمه از اکانت فرهاد قدوسی

 

…‎

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها