فرهنگ عاشورا همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد

آنچه این ملت را استوار نگاه داشت، صرفاً تجهیزات و محاسبات مادی نبود؛ بلکه نیرویی بود فراتر از چارچوب‌های متعارف قدرت؛ نیرویی که از فرهنگ عاشورا سرچشمه می‌گیرد و در جان انسان‌ها امید، استقامت و معنا می‌دمد. این همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد.

فرهنگ عاشورا همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد

(در ابیانه، برای اظهار ارادت به حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام و حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام، در هر دو روز تاسوعا و عاشورا، نخل را از این کوه بالا می‌برند.)

السلام علی الحسین

اکنون محرم سال ۱۴۰۵ است؛ محرمى که شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز به پیام و حقیقت عاشورا احساس می‌شود. خط عزت، خط خون، خط ایستادگی و مقاومتی که در صحرای کربلا در سال ۶۱ هجری آغاز شد، امروز آشکارتر از همیشه ثمرات خود را نشان می‌دهد. در حوادث تلخ اخیر، در مصیبت‌ها، فقدان‌ها و تهاجم‌های دشمنان ملت ایران، رشادت، استقامت و پایداری فرزندان مکتب امام حسین علیه‌السلام را به‌روشنی مشاهده کردیم؛ همان قدرت ایمان و باوری که با چشم دیده نمی‌شود، اما در معادله قدرت، در کنار سلاح‌ها، تجهیزات نظامی و پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارها، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند و کفه ترازوی حق را به سود آزادگان و حق‌طلبان سنگین‌تر می‌سازد.

این سرمایه معنوی، در کنار دستاوردهای میدان، دیپلماسی و دیگر ظرفیت‌های ملی، پشتوانه‌ای ارزشمند، ماندگار و الهام‌بخش برای نسل نوجوان و جوان این سرزمین فراهم آورده است.

می‌خواهم بگویم که فرق می‌کند امام انسان چه کسی باشد؛ فرق می‌کند که زیر پرچم چه کسی سینه بزنیم و خود را پیرو کدام مکتب بدانیم. اندیشمندی سخن درستی گفته است که: «دین، ماندگارترین پدیده‌ای است که به بزرگ‌ترین پرسش هستی انسان پاسخ می‌دهد؛ همان میل به فنا‌ناپذیری و استمرار، برای کسانی که طول و عرض زندگی خود را فراتر از اعداد سن و حضور فیزیکی در زمین تعریف می‌کنند.» این سخنی عمیق و راهگشاست؛ اما در عین حال نمی‌توان از اهمیت دین سخن گفت و از این پرسش بنیادین غافل ماند که: کدام دین، کدام امام و کدام راهبر؟

در طول تاریخ، یزیدیان و پیروان معاویه نیز برای خود امیر و خلیفه داشته‌اند. در جهان امروز نیز قبایل نوین و جریان‌های قدرت، رهبران و الگوهای خویش را دارند؛ از شبکه‌های ثروت و قدرت گرفته تا جریان‌های مسلط فکری، رسانه‌ای و فرهنگی که داعیه هدایت انسان‌ها را دارند. از این‌رو، صرف داشتن یک تعلق ظاهری کافی نیست؛ مسئله اساسی آن است که انسان در کدام مسیر گام برمی‌دارد و از چه الگویی پیروی می‌کند.

نمی‌شود کسی تبار و هویت خود را به حسین علیه‌السلام برساند، اما فضای زیست خود را چنان سامان دهد که فرزندانش حسین را نشناسند و معیارهای انتخاب را نیاموزند. نمی‌توان ریشه‌ها را برید و انتظار روییدن و باروری داشت. هرجا ریشه بدوانیم، سرانجام ثمره همان ریشه را برداشت خواهیم کرد.

بی‌اعتنایی به آموزه‌هایی که شیوه زیستن و معنای حیات را در چارچوب دین شکل می‌دهند، در عمل تفاوت چندانی با زیستن در پارادایم‌های غیردینی ندارد. دینداری آنگاه اصالت می‌یابد که بر شناخت، انتخاب و التزام استوار باشد. در غیر این صورت، هر نوع پیروی و تبعیتی می‌تواند نام دین بر خود بگذارد؛ همان‌گونه که پرستش بتی بی‌جان نیز برای برخی دینداری تلقی می‌شود و حجاج بن یوسف ثقفی نیز می‌تواند برای عده‌ای امام و الگو باشد.

اکنون در قرن بیست‌ویکم، به گمان من، تنها امامی که پیروانش بارها در میدان عمل آزموده شده‌اند و نتیجه آن را به‌روشنی نشان داده‌اند، امام حسین علیه‌السلام است. همین روزها دیدیم که دو قدرت اتمی، همراه با شبکه گسترده اصحاب زر، زور و تزویر، همه توان خود را به میدان آوردند؛ اما نتوانستند اراده ملتی را در هم بشکنند که سال‌ها زیر فشار شدیدترین تحریم‌ها و دشوارترین شرایط ایستادگی کرده است. آنچه این ملت را استوار نگاه داشت، صرفاً تجهیزات و محاسبات مادی نبود؛ بلکه نیرویی بود فراتر از چارچوب‌های متعارف قدرت؛ نیرویی که از فرهنگ عاشورا سرچشمه می‌گیرد و در جان انسان‌ها امید، استقامت و معنا می‌دمد. این همان سرمایه‌ای است که در بزنگاه‌های تاریخی، حقیقت و کارآمدی خود را آشکار می‌سازد.

آرزو می‌کنم همه شیعیان و دلدادگان امام حسین علیه‌السلام، در هر نقطه از جهان که هستند، قدر این پیوند و این نسبت را بدانند؛ بدانند که اتصال به چنین امامی چه سرمایه عظیم و بی‌بدیلی است و با حسین بودن را با هیچ سرمایه‌ای از این جهان معاوضه نکنند. زیرا در میان همه راه‌هایی که پیش روی انسان قرار دارد، راه حسین علیه‌السلام راه عزت، آزادگی، حقیقت و ماندگاری است؛ راهی که نه‌تنها به زندگی معنا می‌بخشد، بلکه مرگ را نیز به تولدی دوباره در افق جاودانگی تبدیل می‌کند.

رضوان حکیم زاده

تاسوعای ۱۴۰۵

روستای ابیانه

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها