از جفری اپستین تا جادوی سیاه؛
موج ترس در شبکههای اجتماعی بعد از آتش زدن بعل | همه چیزی که در مورد بعل باید بدانید!
از خدای طوفان کنعانی تا نماد شیطان در فرهنگ عامه؛ بعل کیست؟
مجسمه شاخدار در شعلهها سوخت، اما بحثها تازه شروع شد. بعلسوزی ۲۲ بهمن در چند ساعت به یکی از داغترین موضوعات شبکههای اجتماعی تبدیل شد؛ از تحلیل سیاسی تا ادعای اجرای آیینهای مرموز.

به گزارش مستقل آنلاین، نام «بَعل» برای بسیاری یادآور جادوگری، شیطانپرستی یا نمادهای رازآلود است. اما ریشه این نام به هزاران سال پیش و به تمدنهای باستانی خاور نزدیک بازمیگردد؛ جایی که بعل نه یک شیطان، بلکه خدای باران و طوفان بود.
این مقاله، مسیر تاریخی بعل را از کنعان باستان تا فرهنگ عامه مدرن بررسی میکند.
بعل در جهان باستان چه بود؟
واژه «بعل» در زبانهای سامی به معنای «ارباب» یا «سرور» است. این عنوان در سرزمین کنعان برای خدایان مختلفی بهکار میرفت، اما مشهورترین آنها «بعل حدّد» بود؛ خدای طوفان، رعد، باران و حاصلخیزی.
اطلاعات اصلی ما درباره اسطورههای بعل از متون کشفشده در شهر باستانی اوگاریت به دست آمده است. در این اسطورهها، بعل با خدای دریا و سپس با خدای مرگ میجنگد. این نبردها نماد چرخه طبیعتاند: خشکسالی، مرگ زمین و بازگشت باران.
در جوامع کشاورزی، باران مسئله بقا بود؛ بنابراین بعل یکی از مهمترین خدایان منطقه محسوب میشد.

تفاوت بعل و «اِل» چیست؟
در اسطورههای کنعانی، «اِل» خدای بزرگ و پدر خدایان بود؛ شخصیتی سالخورده و فرمانروا. بعل در جایگاهی پایینتر قرار داشت و خدای فعال و جنگجوی طوفان بود.
نکته مهم این است که «بعل» و «اِل» یکی نبودند. با این حال، واژه «اِل» بعدها در سنت عبری نیز به معنای «خدا» باقی ماند و در نامهایی مانند «اسرائیل» دیده میشود.
برخی پژوهشگران معتقدند در دورههای اولیه، پرستش یهوه با صفات «اِل» در هم آمیخت و بهتدریج خدای یگانه یهودیت شکل گرفت. این فرآیند تدریجی بود و طی چند قرن رخ داد.
آیا بنیاسرائیل از دل فرهنگ کنعانی بیرون آمدند؟
شواهد باستانشناسی نشان میدهد بنیاسرائیل از نظر زبانی و فرهنگی بخشی از جهان کنعانی بودند. بسیاری از محققان معتقدند یهودیت اولیه در بستر همین فرهنگ رشد کرد و بعدها با تأکید بر پرستش انحصاری یهوه، از سنتهای دیگر فاصله گرفت.
در این میان، بعل مهمترین رقیب دینی یهوه در متون عبری معرفی شد. پیامبرانی مانند ایلیا با پرستش بعل مقابله کردند. اما این رقابت بیشتر ماهیت دینی داشت تا قومی.

گوساله طلایی: بعل یا نماد یهوه؟
در روایت «گوساله طلایی» در کتاب خروج گفته میشود زمانی که موسی از کوه سینا بازنگشت، بنیاسرائیل گوسالهای طلایی ساختند.
در متن تورات صراحتاً گفته نمیشود این مجسمه بعل بوده است. حتی جملهای که در داستان آمده، آن را «خدایی که شما را از مصر بیرون آورد» معرفی میکند؛ عبارتی که به یهوه اشاره دارد.
برخی پژوهشگران معتقدند گاو یا گوساله ممکن است نمادی قدیمی از قدرت یهوه بوده باشد که بعدها، با شکلگیری یکتاپرستی سختگیرانه، بهعنوان بتپرستی محکوم شد. بنابراین این داستان احتمالاً بازتاب یک اختلاف مذهبی داخلی در اسرائیل باستان است، نه لزوماً پرستش بعل.

آیا بعل با قربانیسوزی و مجسمه برنزی مرتبط بود؟
در متون عبری از آیینهایی یاد شده که در آن «فرزندان در آتش گذرانده میشدند». برخی این اعمال را به بعل یا مولوخ نسبت دادهاند. با این حال، روایت مشهورِ «مجسمه برنزی غولآسا که کودک را در آن میسوزاندند» بیشتر از منابع یونانی و رومی درباره فنیقیان و شهر کارتاژ گزارش شده است.
در کارتاژ مکانهایی به نام «توفت» کشف شده که بقایای سوزاندهشده کودکان در آن وجود دارد، اما میان پژوهشگران هنوز اختلاف نظر هست که آیا این قربانی آیینی بوده یا شیوهای خاص برای دفن نوزادان فوتشده. در اسطورههای اوگاریتی هیچ اشارهای به سوزاندن مجسمه بعل وجود ندارد.

چگونه بعل به یک «دیو» تبدیل شد؟
با گسترش یهودیت و سپس مسیحیت، خدایان دیگر بهعنوان نیروهای باطل یا شیطانی تفسیر شدند. نامی شبیه به بعلزبوب بعدها در سنت مسیحی به شکل Beelzebub درآمد و به یکی از شاهزادگان جهنم تبدیل شد.
در قرون وسطی، کتابهای جادوییای مانند Lesser Key of Solomon نام «بعل» یا «Bael» را بهعنوان یکی از پادشاهان جهنم ثبت کردند. این تصویر کاملاً بازسازیشده بود و ارتباط مستقیمی با بعلِ کنعانی نداشت. از این مرحله به بعد، بعل وارد سنت جادوی تشریفاتی اروپایی و بعدها ادبیات و سینمای وحشت شد.

آیا در شیطانپرستی مدرن بعل پرستش میشود؟
در شاخه آتئیستی شیطانپرستی که توسط Anton LaVey و سازمان Church of Satan بنیان گذاشته شد، شیطان موجود واقعی نیست بلکه نماد فردگرایی است. در این فضا، نامهایی مانند بعل بیشتر کاربرد نمادین دارند.
در برخی گروههای کوچکتر تئیستی ممکن است از نام «Bael» استفاده شود، اما این استفاده مبتنی بر متون جادویی قرون وسطی است، نه ادامه مستقیم آیینهای کنعانی.

ارتباط بعل با اسطورههای ایران باستان
از نظر کارکرد اسطورهای، نزدیکترین معادل بعل در ایران باستان تیشتر است؛ ایزد باران که در اوستا با دیو خشکسالی میجنگد.
هر دو اسطوره بازتاب نبرد باران با خشکیاند. اما ساختار دینی متفاوت است. در سنت زرتشتی، با اصلاحات زرتشت اهورا مزدا در رأس نظام الهی قرار دارد و ایزدان دیگر موجودات مقدس زیرمجموعهاند، نه خدایان مستقل رقیب.
مدرکی از انتقال مستقیم بعل به ایران وجود ندارد، اما الگوی «خدای طوفان» در سراسر خاور نزدیک باستان رایج بوده است.

جمعبندی نهایی
همه آنچه که باید بدانید این است که بعل در اصل خدای طوفان و بارانِ کنعان بود. او نه بز بود، نه شیطان، نه نماد جادوی سیاه.
مسیر تبدیل او به نماد ترس چنین بود:
1. خدای محلی کشاورزی
2. رقیب دینی در متون عبری
3. شیطانیسازی در الهیات مسیحی
4. ورود به متون جادویی قرون وسطی
5. بازتولید در فرهنگ عامه مدرن
آنچه امروز در فیلمها و داستانهای ترسناک به نام بعل دیده میشود، بیشتر محصول هزاران سال بازتفسیر و تغییر معنایی است — نه بازتاب مستقیم اسطورههای باستانی.

آتش زدن «بعل» در ۲۲ بهمن؛ از میدان راهپیمایی تا انفجار واکنشها در شبکههای اجتماعی
آتشزدن مجسمه «بعل» در مراسم ۲۲ بهمن، فقط یک صحنه نمادین در راهپیمایی سالگرد انقلاب نبود؛ جرقهای بود که فضای شبکههای اجتماعی را شعلهور کرد. ویدیوهای این صحنه ظرف چند ساعت در تلگرام، اینستاگرام و بهویژه توییتر (ایکس) دستبهدست شد و موجی از تحلیل، تمسخر، حمایت و حتی روایتهای آخرالزمانی را بهدنبال آورد.
در تصاویر منتشرشده، مجسمهای شاخدار که برگزارکنندگان آن را «بعل» معرفی کرده بودند، در میان شعارهای سیاسی و پرچمها به آتش کشیده میشود. همین تصویر کافی بود تا کاربران فضای مجازی، هرکدام از زاویهای متفاوت وارد ماجرا شوند.

طوفان واکنشها در شبکههای اجتماعی
واکنشها در ایکس و دیگر پلتفرمها بهسرعت دوقطبی شد:
۱) «نماد مبارزه با شیطان و فساد جهانی»
بخشی از کاربران این اقدام را حرکتی نمادین علیه «فساد جهانی» و «شیطانپرستی مدرن» دانستند. در این روایت، «بعل» نه یک خدای باستانی، بلکه سمبل شرّ و انحراف معرفی شد. برخی حتی آن را به پروندههایی مانند پرونده جفری اپستین پیوند زدند و مدعی شدند این آتشزدن، اعتراض به «شبکههای پنهان قدرت» بوده است.
در این طیف از واکنشها، لحن اغلب حماسی و ایدئولوژیک بود:
«نماد شیطان را سوزاندند»
«مقابله با بتپرستی مدرن»
«افشای چهره واقعی غرب»

۲) «نمایش سیاسی یا تئاتر خیابانی؟»
در مقابل، منتقدان این اقدام را «نمایش اغراقآمیز سیاسی» توصیف کردند. برخی کاربران نوشتند که بسیاری حتی نمیدانند بعل دقیقاً چه بوده و چرا حالا دوباره به صحنه سیاست برگشته است. عدهای هم با لحن طنز نوشتند: «بعل هم فهمید چرا اسمش ترند شده!»
در ردیت و برخی حسابهای خارجی، این صحنه بیشتر بهعنوان بخشی از فضای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی مراسم تحلیل شد؛ نه یک رویداد مذهبی یا ماورایی.

۳) روایتهای جنجالی و تئوریهای توطئه
اما داغترین بخش ماجرا، روایتهای جنجالی بود. برخی کاربران مدعی شدند سوزاندن مجسمه، «ناخواسته یک مراسم جادوی سیاه» بوده و ممکن است «تبعات شوم» داشته باشد. این ادعاها بیشتر در حسابهای غیررسمی و کانالهای تئوریمحور دیده شد و خیلی زود به بحثهای آخرالزمانی و نمادشناسی کشیده شد.
هیچ سند معتبری برای این ادعاها ارائه نشد، اما همین گمانهها کافی بود تا هشتگ «بعل» ساعتها در فضای مجازی داغ بماند.
واکنش رسانهها؛ نماد سیاسی، نه مراسم جادوگری
در حالی که فضای شبکههای اجتماعی پر از تفسیرهای هیجانی بود، رسانههای خبری داخلی و بینالمللی روایت محتاطانهتری ارائه کردند.
رسانههای خارجی این رویداد را بخشی از برنامههای رسمی راهپیمایی ۲۲ بهمن توصیف کردند و تأکید داشتند که آتشزدن مجسمه «بعل» در کنار شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی انجام شده و در چارچوب نمادهای سیاسی قابل تحلیل است.
شبکههایی مانند آی۲۴ نیز این اقدام را بخشی از فضای اعتراضی علیه اسرائیل دانستند و بر حضور نمادهایی مانند ستاره داوود روی مجسمه یا در کنار آن اشاره کردند.
در هیچیک از گزارشهای رسانههای رسمی، ادعایی درباره «مراسم جادوی سیاه» یا ارتباط عملی با پرونده جفری اپستین مطرح نشد. تمرکز اصلی پوششها بر جنبه نمادین و سیاسی ماجرا بود.


چرا نام «جریانهای نمادشناسی» وسط کشیده شد؟
در سالهای گذشته، برخی مجموعهها و سخنرانان درباره نمادهای باستانی، فراماسونری و مفاهیم شیطانپرستی محتوا تولید کردهاند. یکی از شناختهشدهترین این مجموعهها، مؤسسه مصاف است که با نام علیاکبر رائفیپور شناخته میشود.
بهدلیل سابقه پرداختن این جریانها به موضوعاتی مثل «بعل»، «مولوخ»، «نمادهای شیطانی» و «ساختار قدرت جهانی»، برخی کاربران در شبکههای اجتماعی حدس زدند که طراحی یا ایدهپردازی چنین نمادهایی ممکن است تحت تأثیر همین گفتمان باشد.
اما تا این لحظه هیچ سند رسمی منتشر نشده که نشان دهد چه نهادی دقیقاً سازنده آن مجسمه بوده است. هر آنچه وجود دارد، گمانهزنی کاربران است — نه گزارش مستند.

بعل دوباره به صحنه سیاست برگشت
آنچه در ۲۲ بهمن رخ داد، بیش از هر چیز یک حرکت نمادین سیاسی بود؛ اما در عصر شبکههای اجتماعی، هیچ نمادی در همان چارچوب اولیه باقی نمیماند.
«بعل» که قرنها پیش در متون دینی بهعنوان نماد بتپرستی شناخته میشد، حالا در توییتر و تلگرام تبدیل به ترند داغی شد که هرکس معنای دلخواه خود را به آن چسباند:
از مبارزه با «شیطان جهانی» گرفته تا «تئاتر خیابانی»
و از تحلیل نمادشناسانه تا روایتهای توطئهآمیز.
واقعیت این است که آتش آن مجسمه شاید چند دقیقه بیشتر دوام نداشت؛ اما آتش بحثها در شبکههای اجتماعی، هنوز هم خاموش نشده است.

ارسال نظر