علی نظری 

سردبیر روزنامه مستقل

 

متاسفانه ما ایرانی‌ها نیاموختیم که از تاریخ عبرت بگیریم و این خلاء باعث شده از یک سوراخ چند بار گزیده شویم.

ناکارآمدی دولت، گسترش فساد و تحریم‌ها باعث شده مردم ایران این سال‌ها در بدترین شرایط اقتصادی بسر ببرند.

اکنون طبقه متوسط که زمانی به انسداد سیاسی و فرهنگی معترض بود، با فرو غلتطیدن به حوالی خط فقر در کنار طبقه فرودست (که از حداقل‌های اقتصادی محروم شده‌)، اکثریت معترض جامعه را تشکیل می‌دهند.

دولت سیزدهم که در یک چرخه انتخاباتی مهندسی شده در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ در غیاب اکثریت جامعه پیروز انتخابات غیررقابتی شد، عملا منتج به شکست کامل پدیده یکدست شدن حاکمیت گردیده است.

 

ناتوانی دولت سیزدهم، منجر به گسترش اعتراضات اقشار مختلف مردم گردیده است.

امواج اعتراضات معیشتی مردم در ۴۳ سال اخیر بی‌سابقه بوده است.

خیابان، تبدیل عرصه اعتراضات مردمی به جناح حاکم شده و نارضایتی از انسداد جامعه به اوج خود رسیده است.

اشاره‌ به نکات فوق به عنوان مقدمه یادداشت، برای بیان صریحتر اصل مطلب می‌باشد. 

بنده به عنوان یک کنشگر سیاسی و عضوی از خانواده رسانه در درون کشور منتقد وضع موجود هستم و هیچ نسبتی هم با حاکمیت ندارم.

صراحت بنده در بیان صدای مردم به گوش حاکمیت، مورد اجماع موافقان و مخالفانم می‌باشد.

با اوج‌گیری اعتراضات مردم در درون کشور، سناریوی طراحی شده وابستگان به رضا پهلوی آغاز شد تا با بهره بردن از رسانه‌های خاص شاهزاده ناپخته را ناجی مردم ایران بدانند.

حامیان پهلوی سوم بدنبال بازتولید استبداد و بازگشت شاه به جای شیخ هستند.

مردم ایران در سال ۵۷ علیه استبداد شاهنشاهی شوریدند و به نظام جمهوری اسلامی به عنوان جایگزین سلطنت رای دادند.

اگرچه در ۴۳ سال گذشته جمع‌بندی نهایی کارنامه جمهوری اسلامی نتوانسته موجب خوشوقتی و رضایت مردم ایران را فراهم نماید،

اما نظام پادشاهی نیز با تکیه بر اراده و قدرت شاه دقیقا نماد استبداد فردی است، از دل یک حکومت پادشاهی مطلق هرگز نهال دموکراسی نمی‌روید.

عصرکنونی، دیگر مجال بازگشت حکومت به یک آمریت فردی نیست.

جمهوری بر اساس آرای مردم دقیقا مخالف هر گونه حکومت مطلقه فردی است.

اکنون ۴۴ سال است که شاه از مقام پادشاهی خلع شده است و بعبارتی شاهی وجود ندارد که بخواهیم شاهزاده داشته باشیم؟

حامیان رضا پهلوی پاسخ دهند در زمان پهلوی دوم کدام انتخاباتی در ایران برگزار شده است؟

در زمان محمدرضا کدام حزب ایرانی متشکل از مخالفین شاه اجازه فعالیت داشت؟

رضا پهلوی که میراث‌دار سلطنت پدر و پدر بزرگش شده است، آیا می‌تواند سندی از آزادی حداقلی سیاسی از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ما نشان دهد؟

آقای شاهزاده بدانید در قرن بیست و یکم مردم ایران زیر بار حکومت ژن خوب نمی‌روند!

آقای رضا پهلوی! اگر نسب خانوادگی‌تان را از شما بگیرند، چه حرفی برای گفتن دارید؟

شاهزاده! شما در مقایسه با ده‌ها فعال سیاسی اثرگذار داخلی مانند نسرین ستوده، نرگس محمدی، مصطفی تاجزاده، احمد زید آبادی و ... چه اثرگذاری در سپهر سیاست داشته‌اید؟

آقای پهلوی سوم! شما که مدعی رهبری مخالفان جمهوری اسلامی هستید، چرا همچنان به شاهزادگی و شاهنشاهی چسبیده‌اید؟

شاهزاده مدعی! اگر شما به دموکراسی و جمهوریت اعتقاد دارید چرا مانند دیگر تفکرات سیاسی حزب تشکیل نمی‌دهید؟

حزب سلطنت را راه‌اندازی کنید، خودتان و حامیان سلطنت را در معرض رای مردم قرار دهید، اگر مردم شمارا پذیرفتند حرفی نیست.

اما اگر فکر می‌کنید شاهزاده هستید و بر من کارگرزاده به لحاظ ژن شاهزادگی برتری دارید سخت در اشتباه هستید.

آقای شاهزاده! آیا شنیدید که تقی رحمانی فعال ملی و مذهبی مستقر در خارج از کشور بر شما ایراد گرفت که چرا در مقابل اظهارات مشاورانتان، مبنی بر کشتار مخالفان سلطنت و عدم برگزاری انتخابات تا ۱۰ سال بعد از روی کار آمدن‌تان در ایران سکوت کرده‌اید؟

آقای شاهزاده! شما که داعیه دموکراتیک بودن را دارید، چرا مقابل بسیاری از سوالات مخالفان پدرتان سکوت می‌کنید و از پاسخ روشن به شبهات مردم ایران بعنوان نمونه در کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق، طفره می‌روید؟

در نظام سیاسی آینده ایران حرف اول و آخر را رای مردم می‌زند. جناب شاهزاده! لطفا از اسب غرور شاهزادگی پیاده شوید بدانید که در جمهوری دموکراتیک که حکومت بر اساس رای مردم تعیین می‌گردد پدیده دردانگی وجود ندارد.

حامیان و اطرافیان شما در اهلیت شما برای آینده ایران فقط به شاهزاده بودن شما استناد می‌کنند.

بگویید کسی که ۴۴ سال از مملکت دور بوده و آلام مردم را نچشیده است چگونه برای ایرانیان نسخه می‌پیچد؟

شاهزاده لطفا به حامیان سینه چاک‌تان بگویید این مردم دیگر به هیچ فردی اعم از شیخ و شاه چک سفید نمی‌دهند!

 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها