فرهاد قنبری

فعال حوزه رسانه

 

«آن‌چه بوده‌ای وابسته به ژنتیک بود، آن‌چه خواهی شد را سیاست تعیین می‌کند» 

(استانیسلاو یرژی)

برخلاف تصور عمومی این مردم نیستند که حاکمان را انتخاب می‌کنند، بلکه این حاکمان هستند که از طریق رسانه‌هایی که در اختیار دارند (تلویزیون، رادیو، روزنامه)، نظام آموزشی(کتب مدارس، رشته‌های دانشگاهی، واحدهای درسی)، نظام فرهنگی (کتاب‌ها، فیلم‌ها و آثار هنری که مجوز می‌گیرند، افراد و ارگان‌هایی که یارانه و بودجه‌های کلان فرهنگی دریافت می‌کنند) و امثالهم مردم را همانگونه که دلخوهشان است شکل و پرورش می‌دهند. 

 

بر اساس چنین الگویی می‌توان ادعا کرد اغلب مردم پس از گذشت چند دهه از عمر یک حکومت (گفتمان سیاسی هژمونیک) بسیار شبیه حاکمان همان گفتمان شده و مانند آنان رفتار می‌کنند.

میزان تساهل و رواداری مردم [حتی اگر خود را صد درصد مخالف آن گفتمان بدانند]، میزان سعه صدر مردم حتی مخالفان حکومت مستقر، میزان تحمل دیگری، میزان توجه به کسب ثروت و قدرت و شهرت، میزان دروغگویی و کلاهبرداری و فساد، میزان توجه به معنویت و اخلاقیات، میزان دینداری و خداجویی و در یک کلام هر کنش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی شهروندان یک جامعه به شدت شبیه حاکمان آن جامعه خواهد بود، چرا که توسط همان حاکمان و ابزارهای تربیتی آن‌ها رشد و پرورش یافته‌اند.

 

افلاطون فیلسوف بزرگ یونان باستان پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید: مرد سیاسی راستین کسی است که در دوره فرمانروایی خود «شهروندان بهتری تربیت کرده باشد» افلاطون می‌پرسد: «آیا هنگامی که پریکلس [سیاستمدار برجسته یونان باستان] در برابر مردم آتن سخن گفت، آتنیان بدتر از روزی بودند که او آخرین بار در برابر آنان ظاهر گردید؟»

این سخنان افلاطون بیانگر آن است که او نیز بر این باور بوده است که حاکمان و سیاستگذاران یک جامعه هستند که مردم خود را همانگونه که دلخواه خودشان است تربیت کرده و پرورش می‌دهند و بر اساس چنین نگاهی ملاک قضاوت حاکمان را پرورش شهروندان خوب و بد می‌داند.

 

به نمونه تربیت توده‌ها توسط حاکمان در کشور خودمان بنگریم:

محمود احمدی نژاد بیشتر از آنکه شبیه طرفدارانش باشد این طرفداران او بودند و هستند که خود را در گفتار و رفتار و سبک زندگی شبیه احمدی نژاد می‌بینند.

احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش هر میزان که اشتباه می‌کرد و هر میزان رفتارهای غیرمعقول نشان می‌داد به همان میزان توده‌های بیشتری جذب او می‌شدند و به اصطلاح مردمان شبیه خود را تولید می‌کرد. اغلب طرفداران احمدی نژاد نه حقوق شهروندی برایشان موضوعیتی داشت و نه راستگو بودن رئیس جمهور را امری ملموس به شمار می‌آوردند. آن‌ها در قامت احمدی نژاد، صورت‌های ِ آفتاب سوخته و سختی کشیده خویش را می‌دیدند که مثل خودشان لباس پوشیده و ادبیاتی بسیار شبیه آن‌ها دارد. آن‌ها خود را در احمدی نژاد مستتر دیده و با او همذات پنداری می‌کردند. احمدی نژاد بیشتر از آنکه برآمده از مردم باشد، این مردم و توده‌های دلخواه و مدنظر او بودند که توسط گفتمان وی ساخته و پرداخته شدند.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها