امیررضا نظری

روزنامه‌نگار

 

 

اتحاد جماهیر شوروی ابرقدرت شرق و رقیب ایالات متحده آمریکا که به گواه بسیاری از کارشناسان در امور نظامی از آمریکا برتر بود در سال ۱۹۹۱ میلادی و بدون شلیک یک گلوله از هم پاشید. شوروی در سال ۱۹۴۹ به بمب اتم دست پیدا کرد و مایه هراس رقیب دیرینه خود شد. این کشور در تسلیحات نظامی به کلاشینکف، بمب افکن توپولف تو-۱۶۰ و زیردریایی کلاس تیفون مجهز بود و موجب شده بود در صورت وقوع درگیری نظامی هیچ نگرانی یا هراسی متوجه کرملین نباشد. اما ابرقدرت شرق همانقدر که در امور نظامی قدرتمند بود در اقتصاد و مسائل اجتماعی ضعیف بود، در این کشور اقتصاد منحصرا در اختیار دولت بود و امکان پیشرفت اقتصاد وجود نداشت و فقط امکان بهره‌برداری بیشتر از مواهب دولتی برای مردم فراهم بود! و طبیعتا این راه هم از طریق عضویت در حزب و ارتقا در حزب کمونیست میسر بود.

مسئولین شوروی همواره نگاه منفی و مغضوبی به بخش خصوصی داشتند و معتقد بودند پول و سرمایه رنگ و بوی آمریکا را می‌دهد و هرچه که کوچکترین وابستگی به غرب داشته باشد مطرود است. آن‌ها همواره به مردم خود القا می‌کردند که شکست و نابودی آمریکا به زودی رخ خواهد داد و بلوک غرب در بلوک شرق ادغام خواهد شد اما در ۳۱ ژانویه سال ۱۹۹۰ هنگامی که نخستین شعبه مک دونالد در مسکو افتتاح شد صدها هزار نفر برای تجربه نخستین محصول غربی صف کشیدند و حتی ۶۳۰ نفر برای استخدام در یگانه فست فود آمریکایی نامزد شدند، اما مک‌دونالد مسکو تنها به ۲۷ نفر نیاز داشت! این اشتیاق مردم به سبک زندگی مردم تا جایی پیش رفته بود که ناصر نوبری سفیر وقت ایران در شوروی روایت می‌کند: "یک‌بار کارمند سفارت را فرستادم تا برود در صف بایستد. ساعت ۱۰ صبح رفت و ۸ شب با یک ساندویچ برگشت!"

در این دوران روزنامه‌ها و نشریات فقط با اجازه کمیسیون ویژه‌ای حق انتشار داشتند و از طرح کوچکترین انتقادی نیز محروم بودند.

در چنین وضعیتی مسئولین کرملین که حضور و رشد خود در قدرت و همچنین اقتصاد را از مردم بی نیاز می‌دانستند و موفق شده بودند جامعه‌ای تک صدا ایجاد کنند، به جدال‌های بی‌فایده با آمریکا در عرصه‌های نظامی، سیاسی و فرهنگی می‌پرداختند.

سال‌ها انتقادات مردم و متفکران جهت تغییر سیاست خارجی توسط هسته اصلی حزب کمونیست نادیده گرفته می‌شد تا اینکه در سال ۱۹۸۵ رهبر جدید آن حکومت دکترین بازسازی رابطه با واشنگتن را طراحی کرد. او جهت جلب نظر غرب حتی دست به اصلاحات سیاسی زد که از نظر منتقدان وی در حزب کمونیست، این اصلاحات منجر به فروپاشی شوروی شد.

اما دلیل اصلی این نبود، در این کشور مردم از مناسبات سیاسی به طور کامل حذف شده بودند و سیستم می‌پنداشت هرآنچه متعلق به غرب باشد همچون موریانه به دنبال تهی کردن ساختار از درون است. از این رو دوام سیاست‌های بسته اقتصادی و فرهنگی به طول هفت دهه منجر شد این حکومت از تامین نیازهای اساسی مردم خود مانند پوشاک و غذا ناتوان بماند و ۲۵ دسامبر در شرایطی که رادیکال‌های هسته اصلی قدرت همچنان بدنبال دفن استعمار آمریکایی و نابودی آن کشور بودند به یکبار فرو بپاشد و به تاریخ بپیوندد.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها