واقعیت طبیعت ایران را باید پذیرفت!

به نظر می‌رسد، برخی از انسان‌ها نمی‌خواهند یا نمی‌توانند، واقعیت طبیعت ایران را بپذیرند! در اینکه سه چهارم طبیعت و جغرافیای ایران، کویر باشد و کوه و دشت و تعداد دریاچه‌ها و رودخانه‌های داخلی‌اش، همین باشد که هست، یقینا هیچ توطئه و نقشه سیاسی دخیل نبوده است!

نقی آقالو- روزنامه نگار

 

  • شباهت نظام بارش با رفتار و اخلاق مردمان

به نظر می‌رسد، برخی از انسان‌ها نمی‌خواهند یا نمی‌توانند، واقعیت طبیعت ایران را بپذیرند!

در اینکه سه چهارم طبیعت و جغرافیای ایران، کویر باشد و کوه و دشت و تعداد دریاچه‌ها و رودخانه‌های داخلی‌اش، همین باشد که هست، یقینا هیچ توطئه و نقشه سیاسی دخیل نبوده است!

این چشم‌انداز؛ چیدمان کوه‌ها، کویرها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و... هیچیک به اراده و عمل افراد و جناح‌ها، ارتباطی نداشته و ندارد و بی‌گمان، منشاء این تغییرات و تحولات را تماما باید در اوایل دوران چهارم زمین شناسی جستجو کرد.

چه به گزارش زمین‌شناسان، این پستی‌ها و بلندی‌ها در قبل از آغاز آن دوران تا کنون (از دو میلیون سال قبل) فرصت تغییر نداشته‌اند!

چنانچه افرادی بخواهند، شاهد تحولات گسترده باشند، دستکم باید یکصد میلیون سال صبر پیشه کنند تا شرایطی چون پایان دوره دوم زمین شناسی یا اوایل دوران سوم پدید آید!

بنابراین باید با واقعیت جغرافیای طبیعی ایران کنار آمد.

یکی از این واقعیت‌های طبیعی نه چندان خوشایند سرزمین ایران به گفته کارشناسان چنین است:

نظام بارش کشور، متاسفانه و روی‌همرفته ، نظامیست ناموزون که بخش اعظم آن در سطح رشته کوه‌های البرز و زاگرس نازل می‌شود. از این رو، آب اغلب رودخانه‌های ایران، همان باران و برف ذوب شده ارتفاعات دوگانه (سلسله جبال البرز و زاگرس) است که منبع اصلی آب‌های سطحی کشور را تشکیل می‌دهد.

بخش عمده بارش ایران با فصل کشت و نیاز آبی کشتزارها، هماهنگی ندارد! ریزش بارش‌های تند بهاره و پائیزه به صورت رگباری تند، ضمن جریان یافتن در بستر رودخانه‌ها به سرعت از کشور تخلیه می‌شود و هدر می‌رود.

سرعت جریان به علت شیب زیاد زمین، فرصت نفود آب را در لایه‌های زیرین و تغذیه سفره‌های زیرزمینی نمی‌دهد و موجب جاری شدن سیلاب‌های بهاری وحشتناک و خسارات فراوان می‌شود.

اساسا حدود 80 در صد بارش سالانه کشور در بهار و زمستان صورت می‌گیرد. این نظام نامتعادل بارشی، مشکل کم‌آبی را پیوسته تشدید می‌کند و این داستان، همینطور ادامه می‌یابد!

گویا، آدم‌ها نیز نامتعادل بودن را در رفتار و اخلاق، از طبیعت ایران به ارث برده‌اند!

  • توجه به مهار تبخیر و توسعه آبخیزداری

پس طبیعت نامتعادل ایران، همچون سایر مناطق طبیعی دنیا، ویژگی‌های خود را به مردمان ساکنش انتقال داده!

اما از سوی دیگر، آفریدگار دانا و توانا، استعداد و قدرت تسلط و تغییر را نیز به انسان عطا کرده! نتیجه‌ای که از این مبحث گرفته‌ام، چنین است:

1 - مهندسان و پیمانکاران و شرکت‌های مجری و متخصص ما در حوزه مهار آب‌های روان، بدون تردید موفق بوده‌اند و تا حدود زیادی توانسته‌اند با ساخت سدهای فراوان و متنوع در نقاط مختلف کشور بر شیب زمین و سرعت جریان آب فائق آیند و بخش عظیمی از آن را ذخیره کنند.

سخن بر سر آن است که این طرح‌ها، به تنهایی برای تامین آب کشور و جلوگیری از هدر رفتن آن‌ها، کافی نیست!

2 - اما متاسفانه گروه دیگر از مهندسان و متخصصان ما در بخش کشاورزی بر اثر عدم توجه جدی به طرح‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری، نتوانسته‌اند، بخشی از آن آب‌های گریزان را جذب خاک و مخازن زیرزمینی کنند!

این دو گروه عمده عرصه آب و منابع آب و زمین و کشاورزی ایران، از سویی نتوانسته‌اند تا کنون، بخشی از تبخیر 270 میلیارد متر مکعبی سالانه را به اسارت بگیرند و به مقدار آب‌های سطحی و زیرزمینی بیفزایند و از سوی دیگر، متاسفانه مسئولان و مجریان ما در هر دو بخش به دلیل انباشت مسائل و معضلات در طول بیش از چهار دهه یا نخواسته‌اند و یا نتوانسته‌اند به مقوله تبخیر سه چهارم میزان بارش سالانه کشور (رقمی حدود 270 تا 280 میلیارد متر مکعب) به‌طور جدی بپردازند.

بنابراین به نظر می‌رسد برای فائق آمدن بر بحران آب حاکم بر سرزمین، توجه جدی به نکات فوق در برنامه‌ها، سیاست‌ها و پروژه‌های اولویت‌دار با اختصاص سرمایه‌گذاری مورد نیاز، بسیار بسیار حائز اهمیت است.

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها