توافق یا جنگ؟

اختلاف نظر در میان کشورها امری کاملا طبیعی بوده و مذاکره برای یافتن راه حل میانی است. هنر دیپلماسی یافتن این راه است وگرنه اصرار بر مواضع هنر نبوده و حاصلی نخواهد داشت.

توافق یا جنگ؟

می‌توان از فرصت پیش آمده در مذاکرات مستقیم بدون حضور اسرائیل و کشورهای منطقه که اهداف خود را دنبال می کنند، استفاده کرد

 

دکتر هاشم اورعی

استاد دانشگاه صنعتی شریف

در مذاکرات مسقط، رم و ژنو بین نمایندگان جمهوری اسلامی و آمریکا موارد اصلی مورد مذاکره فعالیت های هسته ای، نیروهای نیابتی و توان موشکی ایران بود. در پی شکست مذاکرات و حمله ناجوانمردانه ایالات متحده و اسرائیل، رئیس جمهور آمریکا تحت تاثیر نخست وزیر اسرائیل انتظار داشت ظرف چند هفته جمهوری اسلامی را به زانو درآورد. اما شجاعت مثال زدنی نیروهای مسلح در دفاع از کشور و هدف قراردادن اهداف متعدد در کشورهای منطقه ورق را برگرداند و به متجاوزین فهماند که ایران نه سوریه است و نه ونزوئلا.

در نهایت پس از چهل روز حملات گسترده از سوی طرفین منازعه، علیرغم اینکه دو طرف بر طبل پیروزی می کوبیدند آتش بسی شکننده برقرار شد. انگیزه ترامپ در قبول آتش بس، بازگرداندن آرامش نسبی به بازارهای بین المللی به ویژه بازار انرژی و تجدید قوای نظامی بود در حالی که تصمیم گیران جمهوری اسلامی در پی ضرب الاجل ترامپ در مورد حمله به نیروگاه های برق کشور به این نتیجه رسیدند که در صورت نابودی نیروگاه های برق خسارات غیر قابل جبرانی وارد خواهد شد. لذا علیرغم اینکه دست بالا را داشتند با آتش بس موافقت کردند و بدین ترتیب اسلام آباد در مرکز توجه جهانیان قرار گرفت.

دشواری مذاکرات اسلام آباد نسبت به دوره‌های قبل تشدید شده بود. اسرائیل با حملات گسترده به مواضع حزب الله در جنوب لبنان فضای مذاکرات را متشنج کرد تا جایی که رئیس تیم مذاکره کننده ایران در رجزخوانی‌های متداول قبل از آغاز مذاکرات اعلام کرد که در صورت ادامه این حملات مذاکره بی معنی است. اما دلیل اصلی شانس کم حصول توافق تنگه هرمز بود.

بلافاصله پس از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی اقدام به بستن این تنگه کرد و علیرغم تهدیدات گسترده ترامپ به قدرت نمایی خود در بسته نگه داشتن تنگه ادامه داد. بدین ترتیب بجز موضوعات قبلی مورد مذاکره مساله تنگه هرمز هم به بحث اضافه شده و عملا موجب شکست مذاکرات شد. از یک طرف ایران بر کنترل تردد دریایی و اخذ عوارض اصرار داشته و از طرف دیگر ایالات متحده بر بین المللی بودن این آبراه و لزوم رفت و آمد آزادانه کشتی ها تاکید دارد.

اما براستی راه حلی وجود ندارد؟ اساساً هر گونه مذاکره برای دستیابی به راه کار میانی است. مادامی که دو طرف بر مواضع خود اصرار ورزند شرایط فعلی که قطعا به زیان هر دو طرف است ادامه خواهد یافت.

اینجاست که هنر دیپلماسی و خلاقیت خودنمایی می کند. به نظر می رسد ریشه ایستادگی جمهوری اسلامی بر موضع خود در ارتباط با تنگه هرمز حفظ و تداوم قدرت بین المللی است در حالیکه منافع اقتصادی اولویت اصلی ترامپ است و از این منظر می‌توان جاده‌ای میانه گشود. می‌توان از فرصت پیش آمده در مذاکرات مستقیم بدون حضور اسرائیل و کشورهای منطقه که اهداف خود را دنبال می کنند استفاده کرد.

از یک طرف معاون رئیس جمهور آمریکا سخت بدنبال کسب محبوبیت در جامعه آمریکاست تا راه را برای نامزدی خود در دور بعدی ریاست جمهوری هموار کندو از طرف دیگر رئیس مجلس شورای اسلامی با تجربه ای طولانی فردی عملگراست و بخوبی بر نیاز کشور به سرمایه گذاری در توسعه زیرساختها اشراف دارد.

راهکار آن است که رئیس تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی از طریق پاکستان به معاون رئیس جمهور ایالات متحده پیامی صریح و آشکار منتقل کند که خواستار دیداری حضوری و کوتاه است. در این دیدار پیشنهاد دهد که جمهوری اسلامی کنترل تنگه هرمز را دست بگیرد، و از کشتی های عبوری عوارض دریافت کرده و درآمد حاصله را در صندوقی جمع آوری کند و وجوه این صندوق صرفا برای اجرای پروژه های زیربنایی مورد نظر جمهوری اسلامی از سوی آمریکا به این کشور پرداخت شود.

بدین ترتیب هم ایران به خواسته خود رسیده و هم آمریکا از عواید اقتصادی مورد نظر بهره مند خواهد شد. عوارض دریافتی در نهایت به جیب شرکت های آمریکایی رفته و جمهوری اسلامی نیز به اهداف خود می رسد.

مخلص کلام اینکه اختلاف نظر در میان کشورها امری کاملا طبیعی بوده و مذاکره  برای یافتن راه حل میانی است. هنر دیپلماسی یافتن این راه است وگرنه اصرار بر مواضع هنر نبوده و حاصلی نخواهد داشت. البته حضور هیات 80  نفره از طیف های مختلف سیاسی برای مذاکره بهترین نسخه برای شکست مذاکرات بوده و چنانچه این روند ادامه یابد قطعا دورهای بعدی مذاکرات چنانچه درکار باشد به همین سرنوشت دچار خواهد شد.

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها