مردم با تلویزیون قهر کرده اند

رامین راستاد بازیگر ۴۷ ساله سینما و تلویزیون متولد ۲ خرداد ۱۳۵۱ در شهر تهران است، وی سابقه بازی در فیلم های شاخصی نظیر: «میم مثل مادر»، «بانوی اردیبهشت»، «زیر تیغ»، «معمای شاه»، «تبریز در مه» و ... را در کارنامه هنری خود دارد.

مردم با تلویزیون قهر کرده اند

رامین راستاد یکی از بازیگرانی بی حاشیه سینما و تلویزیون است که در حوزه های مختلفی از قبیل بازیگری، دستیارکارگردانی، چهره پردازی و ... فعالیت دارد، پس از اتمام پخش سریال «وارش» به کارگردانی «احمد کاوری» و تهیه کنندگی«محمودرضا تختشید» خبرنگار ما به سراغ این بازیگر رفته و با وی پیرامون موضوعات متفاوتی به گفت و گو نشسته است که در ادامه خواهید خواند:

اولویت اصلی شما در انتخاب نقش هایتان چیست و چه معیاری را  در نظر می گیرید؟

من بعنوان هنرمندی که در حدود بیست و دو سال است فعالیت بازیگری میکنم، نقش های متفاوت بسیاری را تجربه کرده ام و الان دیگر تمایل به این موضوع که فلان نقش را بازی کنم، ندارم.دنبال بازی در فیلم هایی هستم که بدانم کارگردان کار خودش را بلد است و من دیگر نگرانی اینکه فیلم خوب می شود یا بد را نداشته باشم.لذا برای آدمی مثل من در آستانه ی پنجاه سالگی پذیرفتن نقش هایی که عوامل آن تجربه ی کمی دارند و به نوعی تازه کار هستند، ریسک است.پس کار من کمی سخت می شود و ترجیح می دهم جایی کار کنم که آرامش داشته باشم.

پس سریال وارش بعنوان آخرین اثری که از شما بعد از مدتی کم کاری دیدیم، شامل تمامی موارد فوق می شود؟

نه، اینطور نبوده است.من متاسفانه یک سال و نیم برای سریال افسانه ی هزارپایان وقت گذاشتم و نقش اصلی آن سریال را که در ژانر کمدی تاریخی است و کمتر نمونه ی آن در تلویزیون ساخته شده است، بازی کردم.در طی این مدت، من واقعا حتی یک ماه هم تعطیل نبودم و تقریبا هرروز مقابل دوربین شهاب عباسی بودم.اما این سریال بواسطه ی اینکه تهیه کننده اش تجربه و سواد کافی نداشت، باعث شد تا تلویزیون مقدار زیادی به عوامل سریال بدهکار شود.من خودم رقمی بالغ بر صدمیلیون تومان از این پروژه طلب دارم.حالا شما حساب کنبد من یک سال و نیم زمانم را برای پروژه ای گذاشته ام و حالا این مبلغ را بعنوان یک بازیگر این سریال طلبکار هستم.این قطعا بخاطر بی کفایتی و بی لیاقتی تهیه کننده ای است که باعث شده سریالی که باید دو سال پیش پخش میشد،هنوز پخش نشود و عوامل دیگر هم از ایشان طلبکار باشند.ضمنا من هشت ماه مشغول بازی در سریال وارش بودم و لذا در طول حدود دو سال و نیم، من فقط درگیر دو سریال بودم و برای همین چیزی برای پخش در تلویزیون نداشتم.اما خداروشکر توانستم در این مدت، در فیلم مشت آخر آقای فخیم زاده بازی کنم که الان در حال اکران است و باز هم متاسفم بابت بازی در سریالی که چه به لحاظ مالی و چه معنوی باعث تلف شدن زمان و انرژی من شد.

با این اوصاف، تضمین شغل بازیگری در جامعه ی امروز را چطور ارزیابی می کنید؟

به نظر من، این سوالی است که مدیران رسانه ی ملی و مدیران شبکه های مختلف تلویزیون باید پاسخگوی آن باشند.الان آن مدیران کجا هستند که جواب طلب صد میلیونی من و خانم نسرین مقانلو و آقای رضا توکلی را بدهند.این مساله برای سایر عوامل یک فیلم و سریال مثل فیلمبردار،صدابردار و گریمور هم هست.من این اسامی را عمدا برایتان نام میبرم که بدانید یک پروژه به چه کسانی بدهکار است.به عوامل اصلی خودش بدهکار است و این عواملی هستند که دیگر بالاتر از این ها در یک پروژه نداریم.الان مدیری که با آقای عباسی قرارداد بسته است، کجاست که پاسخگو باشد.مشکل ما این است که یک مدیر می آید و وعده های بسیاری می دهد. درحالیکه پس از مدتی می رود و فکر عوامل یک سریال و نان شب خانواده های آن ها نیست و فقط به منافع خودش می اندیشد.لذا آن ها هستند که باید پاسخگو باشند و متاسفانه هیچکس پاسخگو نیست .

ترجیح شما برای بازیگری در تلویزیون،سینما و تاتر کدام است ؟

راستش را بگویم؛ ترجیح من یک فلافل فروشی زیرپله ای است برای اینکه اصلا وارد دنیای هنر نشوید.

آیا تا به حال شده است برای ایفای نقشی پشیمان شوید که ای کاش آن را بازی نمی کردید؟

صد در صد.وقتی این جمله را از یک بازیگر که می گوید کارهای آدم مثل بچه ی آدم می ماند را می شنوم، فقط و فقط میخندم.این حرف بسیار خنده دار و قدیمی و کهنه و درواقع نخ نما شده است.در خانواده هم پدر و مادر بین فرزندانشان که با هم اختلاف های بسیاری دارند، تفاوت میگذارند.من بسیاری از نقش هایم را صرفا بواسطه ی نیاز مالی پذیرفته و بازی کرده ام.میدانستم نباید در این کار بازی کنم و هیچ میلی هم نسبت به آن نداشتم.اما موقعیت زندگی من به گونه ای نیست که بخواهم برای گذراندن عمر مخصوصا رسیدگی به امور مابوط به خانواده ام، از مسائل مالی بگذرم و امیدوارم شرایط به گونه ای شود که دیگر مجبور نشوم بواسطه ی آن ها نقش هایی را بازی کنم که هیچ میل و علاقه ای به آن ها ندارم.

با توجه به سابقه ی بازیگری شما و حضور در سریال های موفقی چون زیرتیغ و حالا هم وارش ،مثبت و منفی بودن یک نقش چقدر در انتخاب شما تاثیرگذار است و اینکه نظر مخاطب نسبت به این نقش ها چقدر برایتان مهم است؟

من شخصا برایم مثبت و منفی بودن نقش مهم نیست و اینکه بدانم مخاطب با نقشی که من ایفا میکنم، همزاد پنداری می کند برایم کفایت می کند.فاکتورهای دیگری هم مانند گروه خوب،فیلمنامه ی خوب و کارگردانی خوب وجود دارد که برایم مهم باشد.اما در ارتباط با مخاطب و ذهنیتش به نقش های من و با تمام احترامی که برایشان قائل هستم،اصلا نظر مخاطب را در انتخاب نقش هایم لحاظ نمی کنم.ابتدا خودم را میبینم که چطور باید با این نقش کنار بیایم و درگیر چالش های مربوط به آن شوم.اگر راضی شدم و با اعتقاد و از صمیم قلب آن را بازی کنم، مخاطب هم آن را دوست خواهد داشت.زیر تیغ را حدود چهارده سال پیش بازی کردم و شما هنوز آن را به یاد دارید.سریالی به نام پیامک از دیار باقی را به کارگردانی سیروس مقدم بازی کردم که یک کار کاملا طنز و کمدی بود.من نقشی را در آنجا بازی کردم که مورد تمسخر یکی از مجریان شبکه ی سوم سیما واقع شد و ادای من را در آورد.این برای من خیلی جذاب بود که پس از گذشت سال ها بخواهند با این حالت مسخره کردن من، خودی نشان دهند.این یعنی اینکه من نهایت تاثیرم را روی مخاطبم گذاشته ام و حتی برای دشمنی با من هم از هنر من استفاده می کنند.به نظر من، این معنای واقعی هنر است که پس از گذشت سال ها اینطور از شما یاد کنند.لذا مثبت و منفی بودن نقش ها خیلی برایم مهم نیست و بیشتر به تاثیرگذاری نقش و رضایت از آن، اول خودم و بعد مخاطب را در نظر می گیرم.مثلا همین نقش شاپور در وارش که در واقع قهرمان اصلی داستان است و من با تمام وجودم، آن را بازی می کنم و خودم هم کمی به نقشم جلا و شاخ و برگ می دهم تا کاملتر و واقعی ترشود.به حدی که وقتی این شخصیت منفور داستان در پایان می میرد، در صفحه ی شخصی ام می بینم که مخاطب برایش گریه می کند و می گوید دلم برای شاپور سوخت و ای کاش شاپور نمیمرد و نظرات فراوان دیگری که نشان از درست بودن این شخصیت دارد .ولی خوب در سریال هایی مثل افسانه هزارپایان،نقش کاملا کمدی دارم و همچنین سریال دنیای گمشده که برای پخش در نوروز امسال آماده می شود و آنجا هم نقش صددرصد کمدی دارم و بار طنز روی دوش من است.اما چون تاثیر نقش های منفی روی مخاطب بیشتر است، سریالی مثل زیر تیغ با گذشت این همه سال هنوز در ذهن مخاطب باقی مانده است و یا این اواخر هم وارش.

وضعیت کنونی تلویزیون و سینما را چطور ارزیابی می کنید؟

در حال حاضر به نظر من بخشی از مردم با تلویزیون قهر کرده اند که امیدوارم درست شود.حالا با ساختن کارهای خوب می توان مخاطب را به رسانه ی ملی بازگرداند.به هرحال باید بپذیریم که در سال های اخیر، تلویزیون ما ریزش مخاطب داشته است و به نظرم با کارهای فاخر و بازگرداندن اعتماد مردم، تلویزیون می تواند مثل قبل محبوب شود.سریال هایی مثل نرگس،زیرتیغ،شب دهم و مانند این ها که خیابان خلوت می کردند.لذا باید کسانی که رزومه ی قوی و سابقه ی خوب در تلویزیون دارند،بازگردند و مجددا کارهای فاخر بسازند.کمی از مسائل هم مانند توهین به اساتید و بزرگان در تلویزیون باید رعایت شود.من قبلا هم گفته ام،شهید همت یا علی دایی تفاوتی ندارد.پروفسور سمیعی باشد یا کیمیا علیزاده تفاوتی ندارد.اینان همگی کسانی هستند که اعتبار به کشور ما داده اند و به قولی پرچم ایران را بالا نگاه داشته اند.متاسفانه گاهی در تلویزیون به امثال این عزیزان توهین شده است و امیدوارم این مسائل حل شود و رسانه ی ملی ، به محبوبیت ده سال پیش و دهه هشتاد میان مردم بازگردد.

آیا روزی شما را روی صحنه ی تاتر خواهیم دید یا خیر ؟

نمایشنامه ای هست که خیلی دوست دارم در آن بازی کنم.تاتری که حدود شش سال پیش آن را با یک تیم اجرا کردیم ودر آن زمان، در دو شهر اجرا رفتیم و فرصت اجرا در تهران را نداشتیم.امیدوارم که بتوانم آن کار را مجدد اجرا کنم

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها