احمد حیدری، پژوهشگر/

بعد از این که با امام علی(ع) به خلافت بیعت شد، «مدعیان دوآتشه انقلاب» علیه خلیفه سوم از جانب امام به ولایتداری برگزیده نشدند. آنان که دنیا همه زوایای قلبشان را پر کرده بود، «جمل» را عَلَم و با تبلیغات، بسیاری را به تردید انداختند: یک طرف امّ‌المؤمنین، طلحه و زبیر؛ طرف دیگر علی بن ابیطالب! بسیاری حتی در کوفه علی‌رغم نصایح عمّار و امام حسن(ع) نتوانستند تردید از دل بزدایند و در رکاب امام علی(ع) روانه جمل شوند. امام علی اقناع‌گرانه در دعوت همراهی کوفیان مردّد نوشت: «من به سوی بصره ظالمانه یا مظلومانه، تجاوزگرانه یا مورد تجاوز واقع شده روانم، شما را به خدا، بیایید و بررسی کنید، اگر مظلومم، یاریم دهید و اگر ظالمم، توبیخم کنید.»(بحارالأنوار ۳۲/۸۷). اصحاب ابن مسعود نیز در حقانیت امام در مواجهه با معاویه مردّد بودند و به امام نوشتند: «ما به حقانیت شما یقین نداریم از این رو در کنار (نه همراه شما) می‌آییم تا بررسی کنیم، اگر شما را حق یافتیم، در رکابتان بجنگیم و اگر رقیبتان را حق یافتیم، علیه‌تان شمشیر بکشیم. اما در جواب، رفتار آنان را فقه واقعی و اسلام شناسی حقیقی برشمرد» (وقعة صفین 115) حال نگاهی به وضعیت امروز خودمان بیندازیم: امروز در کشور ما مراحل مقدماتی و مهم انتخابات از جمله مرحله بسیار مهم تأیید و ردّ صلاحیت گذشته و کاندیداها اعلام شده و این که در آینده، معدودی به هر دلیل اضافه شود، در وضعیت تغییری ایجاد نمی‌کند. بارها هشدار داده شد که وحدت و یگپارچگی مردم زیر تابوت حاج قاسم را پاس بداریم و اجازه ندهیم «دشمنان دانا و دوستان نادان» توده‌های مردم را از تأثیرگذاری در سرنوشت خود مأیوس و از شرکت در انتخابات بازدارند. متأسفانه کانون‌هایی که می‌توانستند هشدار دهند، نهیب زنند و زمینه را ایجاد کنند، سکوت یا همراهی کردند و ما از امروز با دعوت به شرکت در انتخابات مواجهیم اما کیفیت این دعوت چگونه است؟ عملکرد شورای نگهبان در تایید افراد هیئت‌های اجرایی و تعیین هیئت‌های نظارت به گونه‌ای بود که هر دو در ردّ صلاحیت جمع کثیری از فرزندان انقلابی، سابقه‌دار، متعهد و متدین دست به دست هم دادند و بسیاری افراد شناخته شده و با سابقه را به عنوان «غیر معتقد به اسلام و غیر ملتزم به نظام و ولایت فقیه» ردّ صلاحیت کردند. جامعه نسبت به این عملکرد قانع نشده است و امروز به جای توجیه عقلانی، با تحکّم و استفاده ابزاری از مقدّسات، مردم را به شرکت در انتخابات فرامی‌خوانند. نمونه آن، سخنان آقای علم الهدی امام جمعه مشهد است: «این‌که بگویند شورای نگهبان جناح‌گرا هستند و ... این نوع حرف زدن به شش مجتهد عادل صحیح است؟ این‌که شش مجتهد عادل شورای نگهبان را به جناح گرایی محکوم کنیم مثل این است که بگوییم پیامبر به نفع داماد و پسرعمویش حکم می‌کند» با این گونه دعوت مردم قانع می‌شوند؟ ردّ صلاحیت‌ها جلو چشم آنان است و با توجه به فضای مجازی، افراد ردّ صلاحیت شده به سرعت شناسایی می‌گردند. وقتی هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای ردّ آنان ارائه نمی‌شود، آیا این که امام جمعه مشهد یا دیگری اعضای شورای نگهبان را عادل، نماز شب‌خوان، بی‌رغبت به دنیا و ...، بنامد، مردم را قانع و مسأله ذهنیشان را پاک می‌کند و قلبشان را اطمینان می‌بخشد؟ آقایان شورای نگهبان و هیئت‌های اجرایی و نظارت منصوب‌شان بر این اعتقادند که هر کس به رهبر یا نهادهای منصوب رهبر انتقادی کند و اعتراضی داشته باشد، بی‌اعتقادی خود به اسلام و بی‌وفایی خود به نظام و ولایت فقیه را فریاد زده و اتفاقاً عدالت هیئت‌های اجرایی و نظارت و شورای نگهبان، آنان را به ردّ صلاحیت این گونه افراد امر می‌کند. «این اعتقاد» را امام جمعه مشهد که همفکر با فقیهان شورای نگهبان و هیئت‌های نظارت و اجرایی منصوبشان است، امروز این‌گونه فریاد زده: «این که شش مجتهد عادل شورای نگهبان را به جناح‌گرایی محکوم کنیم مثل این است که بگوییم پیامبر به نفع داماد و پسرعمویش حکم می‌کند»! طبیعی است که از نگاه صاحبان چنین باوری، افرادی همچون مطهری و صادقی و ...، «غیر معتقد به اسلام و غیرملتزم به نظام و ولایت فقیه» هستند و ردّ صلاحیتشان عمل صالحی است که به عنوان ذخیره قبر و قیامت خویش پیش می‌فرستند. آقایان! با دعوت تحکّمی مردم را به انتخابات بی‌رغبت‌تر نکنید. کسانی را که به عنوان «عدم اعتقاد به اسلام و عدم التزام به نظام و ولایت فقیه» بدون ارائه دلیل اثبات کننده معتبر و محکمه‌پسند، ردّ شده‌اند، تایید کرده و به میدان انتخابات بازگردانید تا بدون نیاز به توسل به مقدّسات، با اقبال بی‌نظیر مردم به انتخابات مواجه گردید.

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها