حمله زمینی آمریکا به ایران قطعی است، ترامپ منتظر است هوا خنک شود! / جنگ تمام عیار شروع شده است!
نشانههایی که نگرانیها را افزایش دادهاند؛ آیا جنگ ایران و آمریکا وارد فاز جدید میشود؟
حمله مجدد آمریکا به ایران بار دیگر به یکی از مهمترین محورهای بحث در فضای سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. همزمان با تشدید کنترل دریایی آمریکا در خلیج فارس، آسیب دیدن زیرساختهای انرژی ایران و افزایش هشدارها درباره احتمال گسترش درگیریها، برخی تحلیلگران از ورود بحران به مرحلهای فراتر از تنشهای محدود سخن میگویند؛ مرحلهای که میتواند معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را دگرگون کند.
خلیج فارس در آستانه تغییر معادلات؛ محاصره دریایی ایران و هشدار درباره جنگ گستردهتر
بحث درباره حمله مجدد آمریکا به ایران در روزهای اخیر با مجموعهای از تحولات میدانی و سیاسی بار دیگر شدت گرفته است. عملیات بازرسی یک نفتکش در خلیج فارس توسط نیروهای آمریکایی، آسیب به بخشی از ظرفیت پالایشگاهی کشور و اظهارات برخی چهرههای سیاسی درباره احتمال گسترش درگیریها، فضایی را ایجاد کرده که بسیاری آن را فراتر از یک تنش مقطعی ارزیابی میکنند.
جلال رشیدی کوچی، نماینده سابق مجلس، در اظهاراتی که بازتاب گستردهای پیدا کرد مدعی شد احتمال عملیات زمینی آمریکا علیه ایران جدی است و تمرکز تحولات نظامی در جنوب کشور را در همین چارچوب تحلیل کرد. او در این باره نوشت: حمله زمینی آمریکا به ایران قطعی است و دلیل احتمالی تاخیر، گرمای هواست. بنا بر پیشبینی این نماینده سابق مجلس، تمرکز حملهها بر جنوب نیز در راستای آمادهسازی این حمله است.
این ادعا تاکنون از سوی منابع رسمی داخلی یا خارجی تایید نشده، اما مطرح شدن آن نشان میدهد حمله آمریکا به ایران بار دیگر به یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران تبدیل شده است.
همزمان، ارتش آمریکا ادعا کرده نیروهای تفنگدار دریایی این کشور در قالب یک عملیات هلیبرن، یک نفتکش را در خلیج فارس متوقف و مورد بازرسی قرار دادهاند. واشنگتن هدف این اقدام را اطمینان از اجرای محدودیتهای دریایی علیه ایران عنوان کرده است.
این اقدام از نگاه بسیاری از ناظران، صرفاً یک عملیات بازرسی دریایی نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از افزایش فشار بر مسیرهای صادرات انرژی و تجارت دریایی ایران باشد؛ موضوعی که در صورت ادامه، پیامدهای اقتصادی گستردهای برای منطقه خواهد داشت.
در سوی دیگر، کاهش ظرفیت تولید پالایشگاه لاوان نیز به نگرانیها دامن زده است. مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی اعلام کرده این پالایشگاه بخشی از ظرفیت تولید خود را از دست داده و اکنون با حدود نیمی از توان پیشین فعالیت میکند.
اگرچه مسئولان از جبران این کاهش تولید از طریق افزایش خوراک سایر پالایشگاهها خبر دادهاند، اما افزایش مصرف بنزین در ماههای آینده میتواند فشار مضاعفی بر شبکه تامین سوخت کشور وارد کند.
همزمان، برخی نمایندگان مجلس نیز معتقدند تحولات اخیر دیگر در سطح درگیریهای پراکنده باقی نمانده و احتمال حرکت به سمت یک رویارویی گستردهتر وجود دارد؛ مسئلهای که نگرانیها درباره آینده جنگ ایران و آمریکا را افزایش داده است.
فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در همین رابطه به سایت تابناک گفت: «همانطور که ترامپ برجام را به تعبیر خودش پاره کرد، تفاهم اسلامآباد را هم عملا نادیده گرفت، بنابراین تفاهم دیگر هیچ ارزشی برای جمهوری اسلامی ندارد.»
او همچنین گفت تحولات اخیر در تنگه هرمز از «یک جنگ پراکنده» فراتر رفته و «به سمت یک جنگ تمامعیار» در حال حرکت است.
آیا حمله مجدد آمریکا به ایران وارد فاز عملیاتی شده است؟
واقعیت این است که هنوز هیچ نشانه قطعی درباره آغاز عملیات نظامی گسترده علیه ایران وجود ندارد و بسیاری از گمانهزنیهای مطرح شده در فضای رسانهای، در حد تحلیل و ارزیابی باقی ماندهاند.
با این حال، افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، تشدید فشار بر تردد دریایی و تمرکز بر زیرساختهای انرژی باعث شده احتمال تشدید تنشها بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
محاصره دریایی ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟
اگر محدودیتهای دریایی علیه ایران گسترش پیدا کند، مهمترین اثر آن بر صادرات نفت، واردات کالاهای اساسی و هزینههای حملونقل دریایی خواهد بود.
تنگه هرمز یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال در این منطقه میتواند بر قیمت جهانی نفت و بازارهای انرژی تاثیر مستقیم بگذارد.
آسیب به پالایشگاهها، نقطه ضعف جدید در جنگ ایران و آمریکا؟
در جنگهای مدرن، زیرساختهای انرژی معمولاً یکی از اهداف اصلی محسوب میشوند. کاهش ظرفیت پالایشگاه لاوان نشان داد حتی اختلال محدود در بخش پالایش میتواند مدیریت بازار داخلی سوخت را پیچیدهتر کند.
در صورت تکرار چنین حملاتی دولت ناچار خواهد شد بخشی از ظرفیت ذخایر راهبردی سوخت را فعال کرده یا وابستگی بیشتری به تولید سایر پالایشگاهها ایجاد کند.
ترکیب سه عامل شامل فشار دریایی، هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی و تشدید ادبیات سیاسی، نشان میدهد رقابت میان تهران و واشنگتن از سطح فشار دیپلماتیک فراتر رفته و وارد مرحلهای شده که ابزارهای اقتصادی و امنیتی نقش پررنگتری در آن دارند.
زاویه مهمتر اما احتمال تغییر ماهیت درگیریهاست. در سالهای گذشته تمرکز عمده بر جنگ نیابتی و حملات محدود بوده است، اما اکنون نشانههایی از انتقال فشار به حوزه انرژی و تجارت دریایی مشاهده میشود؛ حوزهای که اثر آن نه تنها بر ایران بلکه بر اقتصاد جهانی نیز محسوس خواهد بود.
اگرچه هنوز شواهد قطعی درباره گسترش حمله آمریکا به ایران وجود ندارد، اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد فضای منطقه وارد مرحلهای حساس شده است. تشدید محدودیتهای دریایی، فشار بر زیرساختهای انرژی و افزایش هشدارها درباره گسترش درگیریها باعث شده حمله آمریکا به ایران و احتمال تشدید جنگ ایران و آمریکا بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. تداوم این روند میتواند آثار بلندمدتی بر امنیت انرژی، اقتصاد منطقه و موازنه قدرت در خاورمیانه بر جای بگذارد.
ارسال نظر