خلبانان ناو آبراهام لینکلن در حالت آمادهباش؛ آمریکا فهرست اهدافش برای حمله به ایران را آماده کرده است!
حمله مجدد آمریکا به ایران در آستانه تصمیم نهایی؛ دیپلماسی آخرین سد مقابل بازگشت جنگ در خلیج فارس است.
بحران میان تهران و واشینگتن وارد مرحلهای شده که هر تصمیم نظامی یا دیپلماتیک میتواند مسیر منطقه را تغییر دهد.
در حالی که گمانهزنیها درباره حمله مجدد آمریکا به ایران افزایش یافته، منابع آمریکایی از توقف موقت عملیات نظامی برای ایجاد فرصت دیپلماتیک خبر میدهند؛ توقفی که همزمان با آمادهباش ناوها و جنگندههای آمریکایی، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، به معنای قرار گرفتن منطقه در آستانه تصمیمی سرنوشتساز تلقی میشود.
ناوهای آمریکایی در آمادهباش کامل؛ حمله مجدد آمریکا به ایران از سر گرفته میشود؟
پس از دو روز حملات آمریکا به اهدافی در سواحل جنوبی ایران و تشدید تنشها در اطراف تنگه هرمز، شرایط امنیتی منطقه وارد مرحلهای پیچیده و چندلایه شده است. اکنون مهمترین پرسش در محافل سیاسی و نظامی این است که آیا حمله مجدد آمریکا به ایران تنها به تعویق افتاده یا واشینگتن تصمیم گرفته مسیر دیپلماسی را جایگزین گزینه نظامی کند؟
مقامهای آمریکایی ادعا کردهاند که توقف عملیات نظامی به معنای کنار گذاشتن گزینه حمله نیست. واشینگتن همچنان مجموعهای از اهداف نظامی را به عنوان اهرم فشار حفظ کرده و در صورت تغییر شرایط میتواند عملیات جدید را آغاز کند.
همزمان گزارشها از ادامه آمادهسازی نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارد. جنگندههای مستقر بر روی ناو هواپیمابر آمریکایی در دریای عرب به تسلیحات مجهز شدهاند و خلبانان مأموریتهای تمرینی و عملیاتی خود را در روز و شب ادامه میدهند.
چرا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان روی میز باقی مانده است؟
برخلاف تصور اولیه، توقف حملات اخیر به معنای کاهش تهدید نیست. آنچه اکنون مشاهده میشود، تغییر تاکتیک از «فشار نظامی مستقیم» به «فشار همزمان نظامی و دیپلماتیک» است.
واشینگتن تلاش میکند از یک سو امکان بازگشت به جنگ ایران و آمریکا را به عنوان ابزار بازدارندگی حفظ کند و از سوی دیگر، مسیر مذاکرات درباره توافق ایران و آمریکا و پرونده هستهای را کاملاً مسدود نکند.
این رویکرد نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ به دنبال مدیریت بحران است، نه لزوماً گسترش آن؛ هرچند ابزار نظامی همچنان فعال و آماده باقی مانده است.
تنگه هرمز؛ نقطهای که میتواند معادلات را تغییر دهد
در میان تمام متغیرهای بحران، تنگه هرمز به مهمترین عامل تعیینکننده تبدیل شده است.
بخش مهمی از صادرات انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، حتی در اوج تنشها نیز آمریکا تلاش کرده از گسترش درگیری به سطحی که عبور و مرور دریایی را مختل کند، جلوگیری کند.
همین مسئله باعث شده که موضوع حمله آمریکا به ایران دیگر صرفاً یک مسئله دوجانبه نباشد و ابعاد اقتصادی و بینالمللی گستردهای پیدا کند.
میانجیهای منطقهای چگونه مانع جنگ ایران و آمریکا میشوند؟
همزمان با تحرکات نظامی، کانالهای دیپلماتیک نیز فعال شدهاند.
چند کشور منطقه تلاش میکنند از تشدید تنش جلوگیری کرده و زمینه بازگشت مذاکرات درباره توافق ایران و آمریکا را فراهم کنند. فعال شدن این میانجیگریها نشان میدهد که بازیگران منطقهای نسبت به هزینههای یک درگیری گسترده در خلیج فارس نگرانی جدی دارند.
در واقع، منطقه اکنون در وضعیتی قرار گرفته که هر اقدام نظامی میتواند مسیر مذاکرات هستهای، امنیت انرژی و حتی توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد.
مهمترین زاویه این بحران، نه خود حملات اخیر بلکه «استفاده همزمان از تهدید نظامی و مذاکره» است.
آمریکا در حال ارسال دو پیام متفاوت اما مکمل است:
۱ـ گزینه نظامی همچنان فعال است.
۲ـ مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده است.
این استراتژی شباهت زیادی به الگوی «فشار حداکثری همراه با پنجره مذاکره» دارد؛ مدلی که هدف آن افزایش امتیازگیری در مذاکرات آینده بدون ورود به جنگی پرهزینه است.
در مقابل، تهران نیز تلاش میکند بدون ورود به جنگ مستقیم، هزینههای امنیتی و اقتصادی تنش برای آمریکا و متحدانش را افزایش دهد.
اگرچه در حال حاضر عملیات نظامی متوقف شده، اما شواهد نشان میدهد سناریوی حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان از دستور کار واشینگتن خارج نشده است. آنچه فعلاً مانع آغاز دور تازه درگیریها شده، تلاشهای دیپلماتیک و نگرانی از پیامدهای اقتصادی و امنیتی یک جنگ گسترده در منطقه است.
در واقع، خاورمیانه اکنون در وضعیتی قرار دارد که فاصله میان مذاکره و درگیری، تنها به چند تصمیم سیاسی وابسته است.
ارسال نظر