محمد هاشمی رفسنجانی در گفتگو با مستقل:

۶۰ میلیون فقیر یارانه‌بگیر داریم

اختلاف نظر میان اصلاح‌طلبان در باب اولویت قرار دادن توسعه اقتصادی یا سیاسی، بعد از ۲۳ سال از دولت اصلاحات هنوز ادامه دارد.

امیرحسین جعفری/روزنامه نگار

هاشمی رفسنجانی یکی از طرفداران سرسخت برنامه توسعه اقتصادی بود و اصلاح‌طلبان نقدهایی را در این زمینه به او وارد می‌کردند مبنی بر اینکه هاشمی نسبت به رسانه‌ها و نیروهای سیاسی برخورد تندی دارد. شاید تفاوت میان هاشمی و خاتمی نیز در شرایط زمانی متفاوتی بود که این دو در قامت ریاست جمهوری قرار گرفتند، هاشمی بعد از جنگ با یک کشور ویران و فقیر رو به رو شده بود که راهی به جز بهبود وضعیت اقتصادی و بازسازی زیرساخت‌های صنعتی نداشت اما خاتمی کشوری را تحویل گرفت که نسبتا در وضعیت آرامی به سر می‌برد و تقاضای جامعه‌ی جوان و تحصیلکرده آن سال‌ها، آزادی رسانه و تعامل سیاسی بود. شرایط و خواست جامعه ایجاد می‌کرد که توسعه سیاسی و تشکیل احزاب و تکثر روزنامه‌ها در صدر امور قرار گیرد. هرچند موضوع احزاب پس از انقلاب و عدم وجود نظام انتخابات حزبی نیز از دیگر موارد قابل بحث در سپهر سیاسی ایران است. اما شرایط فعلی کشور باز هم در میانه این تضاد باقی مانده است، عده‌ای معتقدند با راهکارهای سیاسی و ارتباط با غرب به توسعه اقتصادی نیز دست پیدا می‌کنیم اما عده‌ای معتقدند تهدید معیشت مردم بسیار خطرناک‌تر از آمریکاست. برای بررسی این دوگانه فکری و نگاهی به روند احزاب در جامعه سیاسی ایران گفتگو کردیم با محمدهاشمی رفسنجانی رئیس سابق صدا و سیما، معاون نخست وزیر، عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام و برادر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی که مشروح آن را می‌خوانیم:

چرا احزاب سیاسی بخصوص در جبهه اصلاح‌طلبان صرفا خاصیت انتخاباتی دارند و کادرسازی و تربیت سیاسی جامعه در دستور کارشان نیست؟ چه نمونه‌های موفقی در احزاب بعد انقلاب داریم؟

فلسفه تشکیل حزب معمولا به دست گرفتن قدرت است در جاهایی که حکومت‌های حزبی وجود دارند احزاب با هدف به دست گرفتن قدرت تشکیل می‌شوند و برنامه ارائه می‌کنند. اما در ایران حزبی که این ویژگی‌ها را داشته باشد نداریم. در حال حاضر در کشور حدود ۳۰۰ حزب ثبت شده داریم، با ۳۰۰ حزب که نمی‌شود رقابت درست کرد. کشور‌هایی که حکومت‌های حزبی دارند دو الی سه حزب بیشتر وجود ندارد. اما این قاعده در کشور ما وجود ندارد و با تعدد بیش از اندازه احزاب مواجهیم، فضای سیاسی کشور هم به گونه‌ایست که احزاب نمی‌توانند تمامی قدرت را به دست بگیرند و نهایت قدرت در حد رئیس جمهور است. بنابراین فلسفه تشکیل حزب در ایران با کشورهای دیگر کاملا متفاوت است. به همین دلیل هم احزاب برنامه‌ریزی برای به‌دست گرفتن قدرت سیاسی و تربیت کادر را ندارند فقط زمان انتخابات است که فعال می‌شوند تا مردم را ترغیب به شرکت در انتخابات برای رای دادن به کاندیدای مورد نظرشان کنند. فلسفه تشکیل احزاب در ایران با کشورهایی که بر مبنای حزب اداره می‌شوند کاملا متفاوت است. بعد از انقلاب حزب جمهوری اسلامی که تشکیل شد در زمان حیات خودش موفق بود و در چند انتخابات مختلف هم برنده شد هر چند در انتخابات ریاست جمهوری اول کاندیدا حزب جمهوری اسلامی موفق به پیروزی نشد اما کلا حزب جمهوری اسلامی را می‌توانیم در زمان حیاتش یک حزب موفق بدانیم، چون هم برنامه و هم موضع و کادر داشت. البته به آن معنا تربیت حزبی نداشتند اما از اشخاص با تجربه استفاده می‌کردند و حزب فراگیری هم بود به‌طوریکه در آغاز فعالیتش چندین میلیون درخواست عضویت به دفتر حزب رسید. البته احزابی مثل نهضت آزادی هم بودند که قبل از انقلاب تشکیل شدند و مقداری برنامه داشتند و جبهه خاصی را پیگیری می‌کردند اما جمعیت زیادی نداشتند چون شرایط کشور شرایط خفقان بود و تشکل‌هایی که وابسته به رژیم شاه نبودند نمی‌توانستند فعالیت داشته باشند. در مجموع نهضت آزادی را هم با شرایطی که در زمان حیاتش داشت موفق می‌دانم. بعد از پیروزی انقلاب هم دولت موقت را اعضای نهضت آزادی تشکیل دادند البته امام در حکمی که به آقای بازرگان دادند اشاره شده بود که ایشان فارغ از وابستگی حزبی انتخاب شده‌اند و دولت ایشان هم ۹ ماه در شرایط آشفته بعد از انقلاب توانستند کشور را اداره کنند و بعد از آن هم فعالیت چشم‌گیری نداشتند چون فضای مناسبی برای کار نداشتند. حزب توده ایران هم خیلی تشکیلاتی عمل می‌کرد و نیرو و کادر زیاد داشت اما شرایط کشور ما هیچوقت بستر لازم برای احزاب کمونیستی و غیرمسلمان را نداشت و آن‌ها هیچوقت موفق نشدند. مثلا در زمان رضا شاه هم حزب عدالت در ایران تشکیل شد که ۵۰۰۰ عضو با ایده‌های مارکسیستی داشت اما مورد استقبال مردم قرار نگرفت و به دنبال آن حزب توده تشکیل شد و با اینکه کادرسازی داشت اما مردم از آن استقبال نکردند چون حزب مذهبی نبود و خلاف مذهب عمل می‌کرد. در ایران احزاب غیردینی زمینه مردمی ندارند. بنظر من یکی از دلایل مهم آن هم وجود مذهب تشیع در کشور است. شیعه طبق تعاریف بهترین حزب است چون حزبیست که هم آموزش و مسئولیت و برنامه و خودسازی دارد، بهترین حزب تشیع است. در مورد احزاب داخلی و اسلامی هم مسئله‌ای که وجود دارد این است که اگر تعارضی بین منافع ملی و مذهبی با حزب به‌وجود آید و حزب منافع خودش را بر منافع ملی- مذهبی اولویت قرار می‌دهد مردم آن را رها می‌کنند. فکر می‌کنم یکی از دلایلی که حکومت حزبی به معنای رایج روز در ایران شکل نمی‌گیرد بحث مذهب تشیع و مکتب اهل بیت است.

از مرحوم هاشمی به عنوان معمار حزب کارگزاران یاد می‌شود. دیدگاه ایشان در مورد احزاب چطور بود؟

ایشان علاقه‌مند بود کشور حزبی اداره شود و معتقد بود اگر احزاب قدرتمند در کشور وجود داشته باشند اداره حزبی کشور بهتر است. اما هیچگاه چنین حزبی تشکیل نشد و به غیر از حزب جمهوری اسلامی که آن هم محصول شرایط اول انقلاب بود دیگر احزاب واجد شرایط اداره کشور نبودند. (اکنون هم) شرایط نیز به گونه‌ایست که حزب قدرتمندی نمی‌تواند تشکیل شود.

یکی از سوالاتی که درباره مرحوم هاشمی مطرح می‌شود این است که ایشان توسعه اقتصادی را بر توسعه سیاسی مورد نظر اصلاح طلبان ترجیح می‌دادند. کمی در این باره توضیح دهید.

این صحبتی که در این باره می‌شود را قبول ندارم چون آقای هاشمی یک نظر جامعی به کشور داشتند. نه توسعه اقتصادی و نه توسعه سیاسی را بر هم ترجیح نمی‌دادند. ممکن است جایگاه این‌ها نسبت به ضرورت‌های ملی متفاوت باشد مثلا شرایط بعد از جنگ را تصور کنید که خزانه خالی، کشور تخریب شده، دو میلیون نفر آواره جنگی در ۴۰۰ اردوگاه، ۱۶ استان با ۲۷۰۰ روستا بین ۱۰ تا ۱۰۰ درصد تخریب شده است و تولید تقریبا به صفر رسیده و امکانات رفاهی مثل برق و آب و جاده چندان در دسترس نیست. مثلا در تهران به عنوان پایتخت ساعت‌ها خاموشی داشتیم خب وقتی وضع مملکت چنین است اولویت دادن به مسائل سیاسی مشکلات را حل می‌کند؟ آقای هاشمی در این شرایط اولویتش سازندگی و بازسازی خرابی‌ها و نوسازی کشور بود وقتی دولت ایشان هم تشکیل شد لایحه ایران ۱۴۰۰ را تصویب کردند که با آمدن اصلاح‌طلبان در مجلس رد شد و سپس ایشان در مجمع تشخیص مصلحت توانست آن را با نظر رهبری تصویب کند چون افق روشنی را برای کشور در این برنامه می‌دید. اما در دولت احمدی نژاد این برنامه متوقف شد و نهایت ۳۰ درصد این برنامه انجام شد؛ آقای هاشمی نظر جامعی داشتند که هر چیزی در جای خودش بررسی شود اما اصلاح‌طلبان که روی کار آمدند سعی کردند اعتماد سازی با آمریکا را انجام دهد و نتایج خیلی خوبی را هم نداشت. درست است وزیر خارجه آن‌ها از ملت ایران بابت کودتای ۲۸ مرداد عذرخواهی کرد اما در همین حد بود و برنامه‌ی اقتصادی صورت نگرفت و فقط در حد حرف باقی ماند که هنوز هم ادامه دارد.

در شرایط فعلی توسعه اقتصادی اولویت است یا توسعه سیاسی مدنظر اصلاح‌طلبان؟

الان بحث اقتصاد بر همه چیز اولویت دارد چون وضع معیشتی مردم خیلی بد است. وقتی می‌گویند ۶۰ میلیون نفر یارانه می‌گیرند یعنی چی؟ یعنی ۶۰ میلیون نفر فقیرند و بحث معیشت مردم جز اولویت‌های اول نظام است. در قانون اساسی هم به مباحث اقتصادی و معیشتی مردم بیشتر پرداخته شده است و کفه سنگین قانون اقتصادیست بنابراین اگر بخواهیم طبق قانون اساسی هم عمل کنیم اقتصاد مهم‌تر از مسائل دیگر است. با وجود شرایط فعلی و کاهش اشتغال، تورم، فقر و نبود مسکن مناسب، در کنار وجود میلیون‌ها حاشیه نشین، انتظار مردم نیز رسیدگی به امور اقتصادیست. باید توجه کرد حاشیه نشین یعنی چی؟ یعنی یک آدم بی‌خانمان و آواره و باید به آن رسیدگی شود که بحث توسعه اقتصادی را می‌طلبد. بنابراین اول باید معیشت مردم را تامین کرد و بعد به مسائل دیگر پرداخت در فرهنگ اسلامی هم این مسئله وجود دارد کسی که معاشش تامین نباشد معاد ندارد. نتیجتا اولویت در شرایط فعلی حل مشکلات اقتصادی مردم است.

کمی به مسائل روز بپردازیم به عنوان کسی که سال‌های بعد از انقلاب از نزدیک شاهد برگزاری انتخابات مختلف بوده‌اید، چرا در حال حاضر با کاهش کیفیت منتخبین و کاهش سطح مشارکت مواجهیم؟

به جز انتخابات مجلس یازدهم تجربه دیگری در انتخابات‌ها نداشته‌ایم که تا این حد شاهد کاهش میزان مشارکت بوده باشیم و نمی‌توان گفت از کیفیت انتخابات و سطح مشارکت به طور کلی کاسته شده است.

در انتخابات مجلس یازدهم صحنه رقابت مناسب نبود و به اصطلاح یک طرف یک سری کاندیداهای خاصی بودند که تایید صلاحیت شدند و چون رقابت کمرنگ بود نتیجتا انتخابات هم به همین شکل بی‌رونقی برگزار شد. 

دولت روحانی نشان داد اصلاح‌طلبان سهمی در قدرت به‌خصوص میان وزرا ندارند آیا روحانی اصلاح‌طلبان را پس از قدرت رها کرد؟

خیر معاون اول ایشان از اصلاح‌طلبان است. معاون اول رئیس جمهور به نوعی حکم نخست وزیر را دارد. درست است رئیس دولت رئیس جمهور است اما در دولت به معنی وزرا و کابینه نقش معاون اول جدی است. آقای روحانی در انتخاب‌هایش اصلاح‌طلبان را هم در نظر گرفت. مثلا سازمان برنامه بودجه را از اعضا حزب اعتدال و توسعه انتخاب کرد که بخش مهمی از دولت هست و در یک سری از وزارت‌خانه‌ها نیز اصلاح‌طلبان نقش مهمی دارند. یعنی دولت آقای روحانی یک دولت ترکیبی است و چینش خوبی دارد او نخواسته کسی را حذف کند.

نام لاریجانی بعضا از سوی کارگزاران شنیده می‌شود. به‌نظر شما اگر لاریجانی منتخب اصلاح‌طلبان شود وی می‌تواند نماینده اصلاح وضع موجود جامعه باشد؟ یا باز هم دولتی مانند دولت روحانی شکل می‌گیرد؟

من اطلاعی ندارم چون عضو کارگزاران نیستم و اطلاعی هم از کار‌های آن‌ها ندارم و نمی‌توانم در این باره اظهار نظر کنم.

آیا شاهد کاندیداتوری شما خواهیم بود؟

خیر چون من از نظر قانونی هم واجد شرایط نیستم چون مجلس از نظر سنی محدودیت به وجود آورده است و قانون مجلس کف و سقف سنی را بسته است.

 

‍‍‍

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها