تروریسم گزینشی و چالش اعتبار حقوق بینالملل
به نظر میرسد در این دنیای بیرحمِ "رئالپولیتیک"، تروریست اعلام کردن سپاه پاسداران نه یک ضرورت حقوقی، بلکه امتیاز و وجهالمصالحهای است که اروپاییها روی میز ترامپ گذاشتهاند؛ معاملهای که در آن امنیت یک منطقه حساس در خاورمیانه، قربانی چانهزنیهای تجاری و ارضی در قطب شمال شده است تا شاید اروپا از این طریق، از تعرفههای گمرکی سنگین یا تنشهای دیپلماتیک با آمریکا در امان بماند.
برچسب تروریسم بر قامت استقلال
حمیرا حسینی یگانه/ روزنامهنگار
تصمیم اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر گنجاندن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی، بیش از آنکه یک اقدام امنیتی باشد، برداشتی گزینشی از حقوق بینالملل و نادیده گرفتن بدیهیات تاریخی است. این اقدام تناقضی آشکار را به نمایش میگذارد که اعتبار نهادهای بینالمللی را در میان افکار عمومی منطقه به شدت به چالش میکشد
از منظر حقوق بینالملل، برچسب تروریسم معمولاً به "بازیگران غیردولتی"* اطلاق میشود. سپاه پاسداران بر اساس قانون اساسی ایران، بخشی از ساختار رسمی، دفاعی و حاکمیتی یک عضو رسمی سازمان ملل متحد است. برچسب تروریسم بر یک نیروی نظامی رسمی، بدعتی خطرناک در روابط بینالملل است که میتواند به رویهای برای برخورد با هر نهاد قانونی در کشورهای منتقد غرب تبدیل شود. این اقدام نه تنها با اصل «مصونیت حاکمیتی» در تضاد است، بلکه عملاً دیپلماسی را به بنبست میکشاند.
از سوی دیگر، این تصمیم در حالی گرفته میشود که جهان شاهد سکوت معنادار نهادهای غربی در قبال اقدامات نیروهای دولتی مانند ارتش اسرائیل است که بر اساس گزارشهای مستند سازمانهای بینالمللی، تنها در عملیات اخیر غزه مسئول کشتار دهها هزار غیرنظامی بیگناه شناخته شده است. این معیار دوگانه پرسشهای بنیادینی درباره انگیزه سیاسی پشت عنوانتروریستی ایجاد میکند.
سپاه پاسداران نهادی است که در دهه گذشته، اصلیترین سد زمینی در برابر پیشروی ماشین کشتار داعش و طالبان در عراق، سوریه و افغانستان بود. در روزهایی که پایتختهای اروپایی از بیم حملات انتحاریِ سربازان «خلافت» به خود میلرزیدند، این عملیاتهای میدانی و راهبردی ایران بود که مانع از تبدیل شدن دمشق و بغداد به پایگاههای رسمی تروریسم جهانی شد. غرب که روزگاری از نتایج ثباتسازِ این حضور بهرهمند میشد، حالا به نظر میرسد برای مصلحتهای سیاسی و معامله بر سر موضوعاتی چون «گرینلند» و خوشآمد دولت ترامپ، ترجیح داده است این حافظه تاریخی را دفن کند.
در مقابل این تصمیم، جهان شاهد یک «شعبدهبازی سیاسی» حیرتانگیز است. احمد الشرع، جولانی سابق، رهبر شناختهشده جبهه النصره و از مهرههای اصلی القاعده که روزگاری برای سرش جایزه ۱۰ میلیون دلاری تعیین شده بود، حالا با یک تغییر نام و پوشیدن کتوشلوار به ریاست دولت سوریه رسیده است. جالب آنکه دیپلماتهای غربی برای ملاقات با او صف میکشند! این همان فردی است که نیروهای سپاه پاسداران سالها برای جلوگیری از تسلط تفکر افراطی او بر شام، هزینههای سنگین جانی و مالی دادند. این تضاد نشان میدهد که در قاموس غرب، تروریسم نه یک «ماهیت»، بلکه یک «برچسب سیاسی منعطف» است که با تغییر جهتگیریهای سیاسی، برطرف یا چسبانده میشود.
در لایه پنهان این تصمیم، ردپای یک "معامله بزرگ" سیاسی میان بروکسل و واشینگتن نیز به چشم میخورد. در حالی که دونالد ترامپ بار دیگر بلندپروازیهای ارضی خود در قطب شمال و موضوع خرید "گرینلند" را به صدر اخبار بازگردانده، اتحادیه اروپا در پی یافتن راهی برای کاهش فشارهای اقتصادی و امنیتی کاخ سفید است. به نظر میرسد در این دنیای بیرحمِ "رئالپولیتیک"، تروریست اعلام کردن سپاه پاسداران نه یک ضرورت حقوقی، بلکه امتیاز و وجهالمصالحهای است که اروپاییها روی میز ترامپ گذاشتهاند؛ معاملهای که در آن امنیت یک منطقه حساس در خاورمیانه، قربانی چانهزنیهای تجاری و ارضی در قطب شمال شده است تا شاید اروپا از این طریق، از تعرفههای گمرکی سنگین یا تنشهای دیپلماتیک با آمریکا در امان بماند.
برای جامعه ایران، سپاه نه یک پدیده جدید، بلکه نهادی گرهخورده با امنیت ملی است. حافظه جمعی ایرانیان فراموش نمیکند که در جریان جنگ هشتساله، زمانی که ارتش بعث با حمایتهای همهجانبه تسلیحاتی غرب به مرزهای ایران تاخت، این نهاد نقش کلیدی در حفظ تمامیت ارضی کشور ایفا کرد. تعبیر معروف امام خمینی (ره) که فرمودند "اگر سپاه نبود کشور نبود" ریشه در همین واقعیت سخت دفاعی دارد. هدفگیری این نهاد، در واقع هدف گرفتن «قدرت بازدارندگی» کشوری است که غربی ها نمیخواهند آباد، آزاد و مقتدر باشد.
اروپا با این اقدام، نه تنها به نقش ثباتساز ایران در نبرد با افراطگرایی پشت کرد، بلکه با تضعیف یک نیروی رسمی دفاعی، عملاً به بیثباتی در منطقهای دامن میزند که خود بیش از همه از ناامنی آن آسیب خواهد دید. حقیقت آن است که غرب با نماد ایستادگی در برابر سلطه مشکل دارد. آنها میدانند ایرانِ مقتدر بدون یک سپر امنیتی نفوذناپذیر ممکن نیست. این تصمیم بیش از آنکه ایران را منزوی کند، استانداردهای دوگانه غرب را در برابر قضاوت تاریخ عریان کرد؛ جایی که مدافعان وطن «تروریست» خوانده میشوند و تروریستهای سابق، لباس «دیپلمات» به تن میکنند.
(Non-state actors)