کد خبر : 180398 |

پیشروی حوثی‌ها به سوی باب‌المندب؛ گلوگاه دومی که می‌تواند به نفع ایران باز شود

اگر تا دیروز هرمز تنها نقطه‌ی آسیب‌پذیر بود، امروز باب‌المندب نیز به یک برگ برنده‌ی بالقوه در دست محور مقاومت بدل شده است؛ برگی که فعال‌شدن کامل آن، بسته به واکنش عربستان، آمریکا و بازارهای جهانی انرژی، می‌تواند تصویر این جنگ را از یک رویارویی دوجانبه، به بحرانی با ابعاد منطقه‌ای و اقتصادی گسترده‌تر تغییر دهد.

حالا دو گلوگاه دریایی در دو سوی شبه‌جزیره‌ی عربستان هم‌زمان در معرض اختلال قرار می‌گیرند؛ وضعیتی که می‌تواند قیمت جهانی نفت و هزینه‌ی حمل‌ونقل دریایی را بیشتر بالا ببرد

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

 

در حالی که نگاه‌ها هفته‌هاست به تنگه‌ی هرمز دوخته شده، جنگ در جبهه‌ای دیگر نیز وارد مرحله‌ای تازه شده است. نیروهای حوثی یمن، پنجشنبه نوزدهم شهریور، کنترل کامل بندر راهبردی المخا در ساحل دریای سرخ را به دست گرفتند؛ بندری که تنها هفتاد کیلومتر با تنگه‌ی باب‌المندب فاصله دارد. شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفته‌اند نیروهای حوثی هنگام ورود به شهر شعار «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل» سرمی‌دادند؛ در همان ساعات، خطوط نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی در جنوب غربی یمن با سرعتی غیرمنتظره فروپاشید.

 

چرا باب‌المندب اهمیت دارد

 

باب‌المندب، تنگه‌ای که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند، یکی از هشت گلوگاه راهبردی انرژی جهان است؛ از آن کشتی‌هایی عبور می‌کنند که مسیر کانال سوئز و مدیترانه را به بازارهای آسیا و اروپا پیوند می‌زنند. اهمیت تصرف المخا، به گفته‌ی تحلیل‌گران، نه در خودِ بندر که در موقعیت جغرافیایی آن است؛ اگر پیشروی حوثی‌ها به مناطق مشرف بر تنگه برسد، جنگ کنونی دیگر صرفاً نبردی بر سر هرمز نخواهد بود، بلکه دو گلوگاه دریایی در دو سوی شبه‌جزیره‌ی عربستان هم‌زمان در معرض اختلال قرار می‌گیرند؛ وضعیتی که می‌تواند قیمت جهانی نفت و هزینه‌ی حمل‌ونقل دریایی را بیشتر بالا ببرد و فشار بر آمریکا و متحدانش برای گشودن مسیرهای دریایی را دوچندان کند.

 

رد پایی که پیش از این دیده شده بود

 

پیوند این پیشروی با جنگ ایران و آمریکا صرفاً یک برداشت تحلیلی نیست. خبرگزاری رویترز بیست‌وپنجم تیرماه، به نقل از دو مقام ارشد ایرانی و یک منبع منطقه‌ای، گزارش داده بود تهران از حوثی‌ها خواسته است در صورت حمله‌ی آمریکا به زیرساخت‌های برق ایران، برای بستن باب‌المندب آماده باشند. «مقاومت ملی»، از گروه‌های مخالف حوثی‌ها در ساحل غربی یمن، نیز هجدهم شهریور مدعی شد به نقشه‌ها و اطلاعاتی دست یافته که از طرحی مرحله‌ای برای پیشروی حوثی‌ها به سوی باب‌المندب حکایت دارد؛ این گروه گفت سند مورد نظر در لپ‌تاپ یکی از فرماندهان حوثی یافته شده که به اسارت نیروهای دولتی درآمده است. این ادعا را باید با احتیاط خواند، چرا که از سوی یکی از طرف‌های درگیر در جنگ با حوثی‌ها مطرح شده و تاکنون به‌طور مستقل تأیید نشده است؛ اما در کنار گزارش رویترز، تصویری به‌دست می‌دهد از جنگی که مرزهای آن دیگر به خاک ایران محدود نمانده است. حوثی‌ها خود نیز، هم‌زمان با جنگ ایران و آمریکا، «محاصره‌ی دریایی» علیه عربستان سعودی اعلام کرده و در هفته‌های اخیر کشتی‌های مرتبط با این کشور را در دریای سرخ هدف گرفته‌اند.

 

سابقه‌ای که این‌بار وارونه شده

 

آنچه امروز در ساحل غربی یمن می‌گذرد را باید در پرتو یک دهه جنگ داخلی این کشور خواند. حوثی‌ها در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی) صنعا را تصرف کردند و رئیس‌جمهور وقت را وادار به فرار کردند. در واکنش، عربستان سعودی در فروردین ۱۳۹۴ (مارس ۲۰۱۵) با تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی، از جمله امارات متحده عربی، کویت، بحرین، مصر، مراکش، اردن و سودان، و با پشتیبانی تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا و فرانسه، عملیاتی به نام «طوفان قاطعیت» را آغاز کرد؛ عملیاتی با هدف اعلامی بازگرداندن دولت وقت یمن، عقب‌راندن حوثی‌ها از شهرها و خلع‌سلاح آنان. در سال‌های نخست، این ائتلاف در مقاطعی موفق شد پیشروی حوثی‌ها را متوقف و بخش‌هایی از خاک ازدست‌رفته را بازپس بگیرد؛ نمونه‌ی شاخص آن، نبرد بندر حدیده در ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) بود، جایی که نیروهای ائتلاف تا آستانه‌ی این بندر حیاتی پیش رفتند پیش از آنکه توافق آتش‌بس استکهلم مانع سقوط کامل آن شود. بااین‌حال، پس از حدود هشت سال جنگ، عربستان هرگز به هدف اعلامی خود، یعنی شکست کامل حوثی‌ها، دست نیافت و توازن قدرت میدانی در نهایت به سود آنان چرخید.

 

آنچه امروز رخ می‌دهد، دقیقاً تصویر معکوس آن سال‌هاست. به‌جای حمایت هوایی گسترده‌ی ائتلاف سعودی از نیروهای زمینی ضدحوثی، این‌بار خطوط این نیروها بدون پشتیبانی کافی درهم شکست؛ نه‌تنها پیشروی به سمت بندر حیاتی حدیده ناکام ماند، بلکه در جریان عقب‌نشینی، مناطقی از جمله همین بندر المخا نیز از دست رفت.

 

چرا عربستان این‌بار وارد میدان نشد

 

آنچه از وضعیت میدانی برمی‌آید این است که عربستان سعودی در ساعات حساس درگیری، حمایت هوایی مورد انتظار را ارائه نکرد؛ میزان محدود بمباران و کاهش محسوس پشتیبانی هوایی این پرسش را برانگیخته که آیا ریاض عمداً از ورود مستقیم‌تر خودداری کرده یا نگرانی‌های امنیتی دست او را بسته است. برخی نیروهای همسو با عربستان، ریاض را به «خیانت» و رهاکردن نیروهایش در میدان متهم کرده‌اند؛ اتهامی که از شکاف و بی‌اعتمادی فزاینده در میان گروه‌های ضدحوثی خبر می‌دهد. توضیح محتمل، ملاحظات امنیتی عربستان در بحبوحه‌ی جنگ ایران و آمریکاست؛ ریاض که خود هدف حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها در سال‌های گذشته بوده، در شرایطی که واشنگتن و تهران در تنگه‌ی هرمز درگیرند، ممکن است ورود مستقیم‌تر به یک جبهه‌ی تازه در برابر نیرویی را که از حمایت ایران برخوردار است، مخاطره‌ای غیرضروری ارزیابی کند؛ مخاطره‌ای که می‌تواند زیرساخت نفتی خودِ عربستان را نیز در تیررس قرار دهد.

 

 جمع‌بندی

 

آنچه در المخا رخ داد را نباید صرفاً تحولی محلی در جنگ داخلی یمن دانست. این پیشروی، در امتداد ادعای تهران درباره‌ی آماده‌باش حوثی‌ها برای بستن باب‌المندب و در بستر خودداری آشکار عربستان از دفاع مؤثر از متحدان میدانی‌اش، نشان می‌دهد جنگ ایران و آمریکا ظرفیت گسترش به گلوگاه‌های دیگر انرژی جهان را نیز دارد. اگر تا دیروز هرمز تنها نقطه‌ی آسیب‌پذیر بود، امروز باب‌المندب نیز به یک برگ برنده‌ی بالقوه در دست محور مقاومت بدل شده است؛ برگی که فعال‌شدن کامل آن، بسته به واکنش عربستان، آمریکا و بازارهای جهانی انرژی، می‌تواند تصویر این جنگ را از یک رویارویی دوجانبه، به بحرانی با ابعاد منطقه‌ای و اقتصادی گسترده‌تر تغییر دهد.