کد خبر : 179682 |

ماجرای منازعه روسای مجالس ایران و عراق برسر خلیج فارس چه بود؟ تلاش برای برهم خوردن اتحاد دو کشور

عراق، در عین حفظ روابط راهبردی نزدیک با تهران، می‌کوشد فاصله‌ای نمادین از هویت مستقل عربی خود را نیز حفظ کند؛ نه لزوماً به‌قصد خصومت، بلکه برای مدیریت توازنی داخلی میان طیف‌های گوناگون سیاسی عراق و اطمینان‌دادن به بازیگران منطقه‌ای دیگر که بغداد، به‌طور کامل، در محور یک طرف درگیری قرار نگرفته است.

حتی نزدیک‌ترین اتحادها عاری از تنش‌های درونی و لایه‌های پنهان نیستند

 

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

تصویری که هیبت الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، تنها یک روز پس از دیداری گرم با محمدباقر قالیباف منتشر کرد، نشانه‌ای بود از فاصله گرفتن ناگهانی این دو کشور نسبت به نمایش عظیم اتحادشان که در مراسم تشییع رهبر پیشین ایران در نجف و کربلا شاهد بودیم.

ماجرا از سفر قالیباف به بغداد آغاز شد. رئیس مجلس ایران، در جریان دیدار رسمی خود با همتای عراقی‌اش، تصویری از اهدای فرشی نمادین منتشر کرد که در پس‌زمینه‌اش، نقشه‌ای با عبارت «خلیج فارس» دیده می‌شد. ساعاتی بعد، الحلبوسی، در واکنشی سریع، تصویری مشابه از خود در همان شبکه اجتماعی منتشر کرد؛ اما این‌بار، روی نقشه پشت سرش، عبارت جعلی «الخلیج العربی» نقش بسته بود.

دبیرخانه سازمان ملل، در دستورالعمل رسمی خود، صراحتاً بر استفاده از عبارت کامل «خلیج فارس» در تمام اسناد و بیانیه‌های این نهاد تأکید کرده و حتی جایگزین‌کردن آن با واژه کوتاه‌تر «خلیج» را نیز توصیه نمی‌کند.

واکنش به این تصویر، در هر دو سوی مرز، گسترده و پرشتاب بود. عبارت «خلیج عربی» ظرف ساعاتی، به یکی از پرجست‌وجوترین عبارات کاربران ایرانی در گوگل بدل شد. اما نکته درخور توجه، واکنش کاربران عراقی بود؛ بسیاری از آنان نیز، از جمله برخی کاربران شیعه، این اقدام الحلبوسی را نکوهش کردند؛ برخی حتی به‌صراحت از او پرسیدند «چرا خودت را آدم امارات کرده‌ای؟». این واکنش نشان می‌دهد مناقشه بر سر این نام‌گذاری، لزوماً به‌معنای یک صف‌بندی ساده «ایران در برابر عراق» نیست؛ بلکه شکافی داخلی در خودِ سیاست عراق را نیز آشکار می‌کند.

برای فهم دقیق‌تر این ماجرا، باید یک نکته تاریخی را نیز افزود: استفاده از عبارت «خلیج عربی» در ادبیات سیاسی عراق، پدیده‌ای تازه یا منحصر به جریان‌های سنی و مخالف جمهوری اسلامی نیست. مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، در ژانویه ۲۰۲۳ در پیامی از «کشورهای خلیج عربی» سخن گفته بود؛ و حتی محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر وقت عراق که بیشترین حمایت را از جمهوری اسلامی داشت، در همان بازه زمانی، از همین عبارت استفاده کرده بود. این پیشینه، به این معناست که اقدام الحلبوسی را نباید صرفاً یک تحریک آنی و بی‌سابقه خواند؛ بلکه بازتاب یک الگوی زبانی گسترده‌تر در فضای سیاسی عراق است که فراتر از مرزهای شیعه و سنی گسترش یافته.

اما این پیشینه، پرسش اصلی این گزارش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد، چرا این نشانه، دقیقاً یک روز پس از نمایشی چنین بزرگ از اتحاد دو کشور، ابراز شد؟ تنها چند روز پیش، مراسم چهلمین‌روز تدفین رهبر شهید انقلاب در کربلا برگزار شده بود؛ مراسمی که به گفته قالیباف با حضور جمعیتی ده‌میلیونی همراه بود و او آن را نشانه‌ای از پیوند ناگسستنی دو ملت خواند. در چنین بستری، اقدام الحلبوسی را می‌توان به دو شکل خواند. نخست، به‌عنوان واکنشی داخلی و بازتابی، نمایش عظیم همبستگی شیعی و ایرانی در خاک عراق، می‌تواند برای بخشی از طیف سیاسی سنی و ملی‌گرای عراقی، فرصتی برای یادآوری هویت عربی مستقل خود ایجاد کند؛ نوعی واکنش متعادل‌کننده در برابر موجی که از منظر آنان، بیش از حد یک‌سویه به نظر می‌رسد.

دوم، و شاید مهم‌تر، این حرکت را باید در کنار یک درخواست عملی و اقتصادی سنجید که در همان دیدار مطرح شد: الحلبوسی از قالیباف خواسته بود صادرات نفت عراق از تنگه هرمز، در میانه بحران کنونی، از «وضعیت ویژه» برخوردار شود. این درخواست، خود گویای نگرانی واقعی بغداد از گرفتارشدن در دام تنش ایران و آمریکاست؛ اقتصادی که صادرات نفتش، مانند اقتصاد ایران، به همان گذرگاه باریک وابسته است.

از این زاویه، نشانه نمادین نقشه و درخواست عملیِ وضعیت ویژه، دو روی یک سکه‌اند: عراق، در عین حفظ روابط راهبردی نزدیک با تهران، می‌کوشد فاصله‌ای نمادین از هویت مستقل عربی خود را نیز حفظ کند؛ نه لزوماً به‌قصد خصومت، بلکه برای مدیریت توازنی داخلی میان طیف‌های گوناگون سیاسی عراق و اطمینان‌دادن به بازیگران منطقه‌ای دیگر که بغداد، به‌طور کامل، در محور یک طرف درگیری قرار نگرفته است.

واکنش رسمی قالیباف به این ماجرا، درخور توجه بود، او، به‌جای دامن‌زدن مستقیم به این مناقشه، ترجیح داد در سخنرانی خود در کربلا، آن را در قامت توطئه‌ای از سوی «دشمنان دو کشور» برای دورکردن ایران و عراق از یکدیگر تفسیر کند و بر این جمله تأکید ورزد که «هر قدمی که دشمنان برای دورکردن ما برداشتند، ما دو قدم به هم نزدیک‌تر شدیم». دستیار بین‌الملل او نیز فراتر رفت و تداوم این موضع از سوی الحلبوسی را «ضربه به وحدت امت اسلامی» و بازی در زمین «مخالفان امت اسلامی» توصیف کرد؛ عبارتی که ضمنی، اشاره‌ای به نزدیکی احتمالی الحلبوسی به برخی دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس دارد.

نتیجه‌ای که از این ماجرا برمی‌آید، فراتر از یک مناقشه لفظی بر سر یک نام است. نشان می‌دهد حتی نزدیک‌ترین اتحادها، در بستر منطقه‌ای پرتنش امروز، عاری از تنش‌های درونی و لایه‌های پنهان نیستند؛ و اینکه سیاست، در عمل، به‌ندرت به یک صف‌بندی ساده و یکدست فروکاسته می‌شود. عراق، در همان لحظه‌ای که با ده‌ها میلیون شهروندش در سوگ رهبری ایرانی شرکت می‌کند، همچنان می‌کوشد منافع اقتصادی و هویت سیاسی مستقل خود را نیز حفظ کند؛ و همین دوگانگی، شاید واقعی‌ترین توصیف از موقعیت دشوار بغداد در میان دو ابرقدرت منطقه‌ای باشد.