محمد جعفری ماربینی مدیر روزنامه انقلاب اسلامی:
اگر ایران تنگه هرمز را تا یک ماه بسته نگه دارد، اقتصاد آمریکا و غرب سقوط مرگبار خواهد کرد
تا به امروز که چهاردهمین روز جنگ است نه تنها واکنش ایران متناسب و بازدارنده بوده بلکه کوبنده و پشیمان کننده و هم دلگرم کننده بوده است. به همین علت که ایران بار دیگر در مواجه با بمباران دورهای نظیر لبنان نشود، جنگ را به سراسر منطقه و تمامی کشورهای خلیج فارس که به مانند ساختمان شیشهای است کشانده و منافع و منابع اقتصادی و نظامی آمریکا و اسرائیل مورد حمله و خسارتهای جدی قرار داده است و همه پایگاههای نظامی و سیستم رادارهای بسیار پیشرفته و گران قیمت آمریکا از بین رفته است
این بار این ما هستیم که زمان و شرایط آتش بس را معین میکنیم
در صورتی که ایران کوتاه بیاید دو حالت ممکن است و هر دو حالت هم جزو نقشههای آمریکا و اسرائیل است اولا تجزیه ایران. ثانیا اگر تجزیه ممکن نبود، تضعیف و نابودی ایران.
سرویس سیاسی مستقل آنلاین/ محمد جعفری ماربینی از فعالان سیاسی پیش از انقلاب و عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا بود. او بعد از پیروزی انقلاب از پاریس به تهران آمد و از یاران نزدیک ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهوری ایران بود. محمد جعفری که مدیر روزنامه انقلاب اسلامی بود، در خرداد ۱۳۶۰ و پس از تعطیلی روزنامه انقلاب اسلامی متعلق به بنی صدر بازداشت شد و ۵ سال را در زندان گذراند.
وی در سال ۱۳۷۱ به انگلیس رفت و با تکمیل تحصیلات خود ساکن انگلستان شد. جعفری کتابها و مقالات متعددی نوشته و خاطرات خود از سالهای ابتدایی پس از انقلاب را نیز مدون نموده است.
جعفری از منتقدین جمهوری اسلامی و پس از انقلاب نیز به زندان افتاده است، اما در مسئله جنگ و تهاجم به خاک ایران، ذرهای به آسیبهای شخصی و تنگناهای زندگی خود اشاره نمیکند. او مواضع میهنپرستانه و غیرتمندانه نسبت به خاک ایران دارد و در باب وطن با دولتها و حکومت مستقر خلط مبحث نمیکند.
با او درباره جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، گفتگو کردیم.
انگیزه اصلی حمله آمریکا به ایران چه بود؟ ترامپ چه چیزی را بهعنوان برد در این جنگ تعریف کرده بود؟
انگیزه اصلی ترامپ اثبات خودشیفتگی او است که خود را از تمامی رؤسای جمهوری قبلی آمریکا جدا کرده و این شعار هیتلر که می گفت «آلمان فوق همه جهان و همه چیز است»، او هم این شعار «اول آمریکا است» و بعد مابقی جهان را شعار اصلی خود قرار داد. و برای اثبات این شعار بر قدرت نظامی تکیه کرد و اول با زدو بند با معاون مادورو در ونزوئلا به آنجا حمله کرده و رئیس جمهور آنجا را ربوده و معاونش را جایگزین کرده و معادن نفتی آنجا که یکی از بزرگترین ذخایر نفتی است به نوعی در اختیار شرکتهای آمریکائی قرار گرفته است. از روی خود شیفتگی و اینکه قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار دارد و ایران هم مثل ونزوئلا است، حالا با یک حمله برق آسا ایران را هم به تسلیم وادار میکند و اگر چنین برنامهای اجرا شود نام او در تاریخ آمریکا منحصر و یگانه خواهد بود و او کسی خواهد شد که در طول 45 سال گذشته کاری که تمامی رؤسای جمهوری قبلی نتوانستهاند انجام دهند او به سرانجام رسانده است.
اسرائیل هم که از یکطرف انگیزه این آدم خودشیفته و بیمار دروغگوی دائمی را میشناخت و از طرف دیگر اسناد منتشر شده از جنایتکار جنسی اپستین که از ترامپ در دست داشته، بهره جسته است.
جای شک و شبهه نیست که اپستین این جنایتکار جنسی وقتی از سران کلان اقتصادی، سیاستمداران و اشخاص صاحب نفوذ در آمریکا و سایر کشورها را دعوت میکرده و با هواپیمای شخصی خود به جزیره بهشت مانند خود میبرده و بدون اینکه آنها کوچکترین اطلاعی داشته باشند، از تمامی حرکات و سکنات آنها از چگونگی بازی کردنهای مختلف و اذیت و آزار جنسی این اشخاص با بچههای زیر سن قانونی و با دختران اغفال شده و یا ربوده شده، فیلمبرداری میکرده است. گرفتن چنین فیلمهایی از این سران برای تفریح و سرگرمی انجام نمیشده بلکه به قصد در اختیار گرفتن آنها در مواقع لازم انجام میشده است. بنابر بعضی از اخبار منتشره که آمریکایی ها گفتهاند که اسرائیل و نتانیاهو با در دست داشتن آن اسناد به ترامپ گفتهاند که تو نگران نباش و ما در همان مرحله اول که سران را زدیم کشور سقوط میکند و مردم قدرت را در دست میگیرند و جنگ تمام میشود و ما پیروزی خود را جشن میگیریم و با وجود اینکه بعضی از سران نظامی و غیر نظامی به ترامپ هشدار داده بودند، که ایران ونزوئلا نیست و ممکن است که درگیر جنگی طولانی و خسارتهای جانی و مالی زیادی شوی، ولی نتانیاهو با در دست داشتن اسناد جنایتکارانه اپستین از ترامپ با آن فیلمهای مستهجن، ترامپ اغفال نتانیاهو شد که در مرحله اول سران زده میشوند و کشور سقوط میکند و دیگر کار تمام است. این برنامه کارگر میافتد و ترامپ بنا بر خواست اسرائیل با وجود اینکه منافع اسرائیل و آمریکا در همه جا یکی نیست در حین مذاکره به ایران حمله کرد.
و بی جهت نیست که بنا بر بعضی از خبرها وزیر دادگستری امریکا چند ده هزار سند از پرونده جفری ایپستن جنایت کار جنسی را بدون توضیح پاک کرده است. گویا این معامله بوده است که تو حمله کن، و در عوض ما مدارک تو را از جزیره ایپستن پاک میکنیم؟ و این جایزهای بوده برای ترامپ که جنگ با ایران را شروع کند؟ در حقیقت اینگونه شعار آمریکا اول در عمل به شعار اسرائیل اول، تبدیل شده است.
واکنش بازار آمریکا به ترامپ چیست؟ آیا این جنگ در تقابل تجاری آمریکا و چین به سود ترامپ شد؟
واکنش بازار آمریکا و جهان به این عمل ترامپ منفی است و اگر ایران قادر باشد که تنگه هرمز را همچنان تا یک ماه کمتر و یا بیشتر بسته نگه دارد، اقتصاد آمریکا و غرب سقوط مرگبار خواهد کرد. و چیزی هم از ابهت آمریکا باقی نخواهد ماند. افزون بر اینکه این جنگ در تقابل تجاری آمریکا و چین و روسیه، به سود چین و روسیه است و بیشترین سود را روسیه خواهد برد و هم اکنون هم نشانههای آن آشکار است و سوم اینکه نه تنها از نظر اقتصادی به سود چین و روسیه است بلکه از نظر نظامی هم. و با احتمال اینکه اگر آمریکا در باتلاق ایران گرفتار آید، زمینه مناسبی برای حمله چین به تایوان و تصرف آنجا را فراهم کرده است و چین را قادر خواهد کرد که تایوان را به خاک اصلی خود بازگر داند.
آیا واکنش ایران به حمله دو قدرت هستهای و نظامی، متناسب و بازدارنده بوده یا ممکن است ایران مانند لبنان با سیاست «کوتاه کردن علف» و بمباران مرتب دورهای مواجه شود؟
تا به امروز که چهاردهمین روز جنگ است نه تنها واکنش ایران متناسب و بازدارنده بوده بلکه کوبنده و پشیمان کننده و هم دلگرم کننده بوده است. به همین علت که ایران بار دیگر در مواجه با بمباران دورهای نظیر لبنان نشود، جنگ را به سراسر منطقه و تمامی کشورهای خلیج فارس که به مانند ساختمان شیشهای است کشانده و منافع و منابع اقتصادی و نظامی آمریکا و اسرائیل مورد حمله و خسارتهای جدی قرار داده است و همه پایگاههای نظامی و سیستم رادارهای بسیار پیشرفته و گران قیمت آمریکا از بین رفته است علاه بر اینکه تا به حال عدهای از نظامیان آمریکا هم کشته شده است و این مصیبت برزرگی برای ترامپ و آمریکا است.
ایران تحت چه شرایطی باید پایان جنگ و آتشبس را بپذیرد؟ آیا آتش بس به تنهایی کافی است یا وضع پیمان عدم تعرض میان آمریکا و ایران (چون ایران اسرائیل را اساسا به رسمیت نمیشناسد اسرائیل نمیتواند جزئی از پیمان متقابل باشد) ضروری است؟
این سوال خود شامل چند سوال است که کوشش میشود به آنها پاسخ داده شود
اول اینکه « ایران تحت چه شرایطی باید پایان جنگ و آتشبس را بپذیرد؟» این بستگی تام به قدرت و توان نیروهای مسلح ایران و امکان طولانی کردن جنگ دارد، اگر نیروهای مسلح همچنانکه اعلان کردهاند که جنگ را تا کوتاه کردن دست متجاوز از خاک ایران ادامه خوهند داد، و یا همچنانکه گفتهاند که این بار این ما هستیم که زمان و شرایط آتش بس را معین میکنیم، بتوانند و قادر باشند باید تا آن زمان جنگ را ادامه دهند. در صورتی که کوتاه بیایند دو حالت ممکن است و هر دو حالت هم جزو نقشههای آمریکا و اسرائیل است:
الف) سرانجام ایران را به چند کشور کوچک تجزیه کنند که دیگر هیچدام از آنها نتوانند در برابر منافع اسرائیل و غرب نفس بکشند و باید تابع بی چون و چرای غرب نظیر شیخنشینهای خلیج فارس و عربستان سعودی و اکثر کشورهای خاورمیانه باشند، که در برابر خواسته های صهیونیستها که هدف، گسترش اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات است، نتوانند هیچ مانعی ایجاد کنند.
ب) اگر تجزیه ممکن نشد و یا به صلاح نبود، ایران را به چنان ضعف و نابودی بکشانند که حداقل 20-30 سال آینده نتواند سر بلند کند و همچنان تابع و مطیع آمریکا و اسرائیل باشد.
این دو حالتی که گفته شد فرض نیست و بارها از جانب آمریکا و اسرائیل با صراحت گفته شده است پس بنابر این بر نیروهای مسلح و حمایت ملت ایران از نیروهای مسلح لازم است که تا توان دارند از کیان وطن دفاع کنند و دماغ دشمن را به خاک بمالند.
دوم: آیا آتش بس به تنهایی کافی است یا وضع پیمان عدم تعرض میان آمریکا و ایران ضروری است؟
البته که پیمان عدم تعرض میان آمریکا و ایران ضروری است اما باز این هم بستگی به توان و تداوم جنگ و خسته کردن دشمن چه به لحاظ نظامی و چه به لحاظ اقتصادی دارد، در صورتی که نیروهای مسلح قادر باشند که جنگ را در طولانی مدت ادامه دهند و ملت هم از نیروهای مسلح خود حمایت بکنند و یا اینکه دشمن متجاوز آمریکا و اسرائیل بفهمند که ایران قادر است که جنگ را ادامه دهد، و این هم خواب و خیال است که فکر کنند ملت ایران قیام میکند و دولت و نیروهای مسلح را به زانو در آورده و متلاشی خواهند کرد. نشانههایی وجود دارد که هم اکنون هم تا حدودی این را فهمیدهاند. در این صورت بله باید آتش بس را پذیرفت و پیمان عدم تعرض هم امضا کرد و چون آمریکا به ایران حمله کرده است موافق قوانین بین المللی، البته حق گرفتن غرامت جنگ را هم دارد.
سوم: پاسخ به این بخش از سوال که چون ایران اسرائیل را اساساً به رسمیت نمیشناسد اسرائیل نمیتواند جزئی از پیمان متقابل باشد؟
اینکه بر اساس عرف جهانی و بین المللی چه در گذشه و چه در عصر حاضر دو کشوری همدیگر را به رسمیت نمیشناسد و در جنگ با هم هستند میتوانند با هم آتش بس و بر اساس قراردادی برای مدتی مثلاً ده سال، پانزده سال کمتر و یا بیشتر قرار داد ترک مخاصمه امضا کنند بنا بر این ایران اسرائیل هم که یکدیگر را به رسمیت نمیشناسد، میتوانند بر اساس قراردادی، ترک مخاصمه و آتش بس کنند.
اما به نظر من همچنانکه در جریان نسلکشی ملت فلسطین غزه و کرانه باختری و بوجود آوردن هولوکاست با کشتار و قتل عام فلسطینیها، من بارها اعلان کردم که برای ایران بهترین روش این است که رسماً اعلان کند که با اسرائیل سرجنگ ندارد اما بر اساس قوانین بین المللی تا زمانی که اسرائیل حقوق ملت فلسطین را چه در شکل حقوق برابر یک کشوری و یا دو کشوری به رسمیت نشناخته و آن را به عمل درنیاورده است، اسرائیل را به رسمیت نمیشناسیم. اما هر وقت که اسرائیل حقوق حقه و برابر ملت فلسطین را چه در شکل یک کشور و با حقوق برابر برای همه صرفنظر از دینشان و یا در قالب دو کشور همسایه اسرائیل و فلسطین به رسمیت شناخت، آن وقت تصمیم میگیریم که اسرائیل را به رسمیت بشناسیم و احیاناً روابط مختلفی هم با او داشته باشیم ولی تا آن زمان اسرائیل را به رسمیت نمیشناسیم، ولی با اسرائیل هم سر جنگ نداریم. اما بنا بر وظیفه اخلاقی، بشری و انسانی اگر بتوانیم به کسانی که به بند کشیده شدهاند، برای رهاییشان به آنها کمک می کنیم. همچنانکه در دوران جنگ سرد، شرق و غرب تحت عنوان آزادسازی ملتهای اسیر و دربند چنین عمل میکردند و حتی امروز هم تحت عنوان دفاع از حقوق بشر، دفاع از آزادی انسان ولی برای پیشبرد سیاست خود در کشورها چنین میکنند. اگر جمهوری اسلامی چنین سیاستی را در پیش بگیرد، حربه را از دست اسرائیل خارج خواهد کرد و دیگر کشورهای غربی و غیره حداقل در ظاهر قادر نخواهند بود که تحت عنوان نابودی اسرائیل، شبانه روز ایران را مورد هجمه خود قرار دهند.
چگونه باید آن گروهی که به اشتباه و از روی سادگی به بمبهای ترامپ دل خوش کرده بودند را برگرداند؟
اولاً این را بگویم که من به شدت مخالف ولایت مطلقه فقیه و یا شیخ و شاه هستم. اما در این وضعیت که کشور دچار جنگ همه جانبه بود و نبود و در خطر است، جای اینگونه مخالفتها و بحثها نیست و بعد از پایان جنگ اولویت راهبردی و رهبری ایران باید این باشد، که کاری که بنا بود بعد از جنگ 12 روزه با ملتی که وقتی به ایران حمله شد، ملت یک پارچه پشت نیروهای مسلح ایستاد و تا توانسته همه جانبه از آن حمایت کرد، انجام میداد و نداد، حال باید رو به ملت آورد و شکافهای عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که بین دولت و بخشی بزرگی از ملت بر اثر سیاستهای غلط بوجود آمده است را التیام بخشد. حقوق برابر را برای آحاد ملت ایران به رسمت بشناسد و در عمل آن را اجرا کند و باید بداند که اگر به ملت بازنگردد ولو بمب اتم هم داشته باشد عنقریب دیر یا زود دچار گرفتاری خواهد شد. چون هیچ دولتی با هر قدرتی که داشته باشد، تجربه تاریخ میگوید هر حکومتی وقتی حمایت و پشتیبانی ملت را از دست بدهد، باید منتظر سرنگونی خود باشد.
اما بحث پروسه روی آوری به ملت و به رسمیت شناختن حقوق شهروندی آحاد ملت ایران، بحث دامنگستری است که باید به خاتمه جنگ موکول شود
اما اینکه چگونه میشود گروهی را که به اشتباه و از روی سادگی به بمبهای ترامپ دل خوش کرده بودند را برگرداند؟
اولاً این برگرداندن بستگی تام به چگونگی جنگ دارد. اگر جنگ به نفع ایران پایان پذیرد و دولت هم به ملت روی آورد، بخشی از آنها از خواب غفلت بیدار میشوند و حتی خود را نقد میکنند که چرا اغفال شده و خواستار بمباران کشور توسط نتانیاهو و ترامپ جنایتکار شدهاند و به نوعی در کشتار هموطنان خود و تخریب کشور حداقل در دل شرکت داشتهاند. اما دسته دیگر که اجیر و مواجب بگیر بیگانگان هستند و در نقش پیاده نظام صهیونیستها عمل کردهاند و خود را به تجاهل زدهاند نظیر دروغ پردازان عوامل صهیونیست تلویزیون اینترنشنال و من و تو و از این قبیل، اینها دیگر برگشت ناپذیر هستند و در بهترین حالت شروع به نعل وارونه زدن خواهند کرد.