کد خبر : 181931 |

نتایج انتخابات آمریکا و اسراییل چه تاثیری در جنگ ایران دارد؟ تنگه هرمز جهان را تکان داد!

علی باقری‌کنی می‌گوید آمریکا در یک سال‌ونیم چهار بار مذاکره را با «نقض عهد» برهم زده و ایران دیگر به تعهدهای کاغذی تکیه نمی‌کند. ترامپ در برابر می‌گوید ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد رسید و «بدون تأیید ما» گامی برنمی‌دارد، و نتانیاهو سقوط جمهوری اسلامی را هدف می‌داند. گره‌ی اصلی ترتیب است، ایران نخست امتیاز می‌خواهد و آمریکا نخست تضمین هسته‌ای

«دست بالا» برای تهران یعنی برنده‌نشدن طرف مقابل، نه سالم‌ماندن خودش

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

سوم نوامبر، دموکرات‌ها هر دو مجلس کنگره را گرفتند، دست‌کم ۵۱ کرسی سنا (برخی شمارش‌ها ۵۴) و بیش از ۲۱۸ کرسی مجلس نمایندگان، با پیروزی در تگزاس، کانزاس، آیووا، اوهایو، مین و کارولینای شمالی. ترامپ گفت «ایران بخشی از این مسئله بود» و جی‌دی ونس هم جنگ را علت باخت دانست؛ اما ترامپ افزود پشیمان نیست، مأموریتش در ایران تمام نشده و جنگ زمانی پایان می‌یابد که او بگوید. چاک شومر و حکیم جفریز از پایان‌دادن به جنگ گفتند و برنی سندرز از قطع بودجه‌ی آن.

در اسرائیل شمارش نهایی همان ارقام را تأیید کرد، ۵۳ کرسی برای ائتلاف نتانیاهو، ۴۸ برای بلوک آیزنکوت و ۱۹ برای احزاب عرب. اما هنوز دولتی شکل نگرفته؛ هرتزوگ با احزاب مشورت می‌کند، نامزد مأمور تا ۴۲ روز فرصت دارد و تا آن زمان نتانیاهو سرپرست است. مخالفانش برتری عددی دارند، نه برتری سیاسی.

سهم ایران چیست؟

ایران در این دو انتخابات عامل بود، اما عامل منفرد نه. فشار هرمز قیمت نفت را زمانی تا نزدیک ۱۵۰ دلار برد و برنت اکنون نزدیک ۱۱۷ دلار است. در نظرسنجی فاکس، ۸۳ درصد رأی‌دهندگان از قیمت بنزین و ۷۵ درصد از خود جنگ نگران بودند و در همه‌ی این محورها دموکرات‌ها پیش بودند.

اعتراض‌های هزینه‌ی زندگی از فرانسه به شش کشور اروپایی و آرژانتین کشید و ماکرون جنگ و بسته‌شدن هرمز را از دلایل آن شمرد؛ هرچند تحلیلگران یادآور شده‌اند همه‌ی آن اعتراض‌ها را نمی‌توان به این بحران نسبت داد. به نقل از رویترز، منبعی نزدیک به یکی از دولت‌های متحد آمریکا گفته «ایران موفق شد در آمریکا رژیم را تغییر دهد».

در برزیل هم لولا با ۵۱٫۸ درصد، فلاویو بولسونارو را شکست داد، نامزدی که از حمایت ترامپ و نتانیاهو برخوردار بود. سود ایران بیش از آنکه مادی باشد، اهرمی است؛ زیرا همین ایران زیر محاصره‌ی دریایی و هوایی، با دارو و صادرات فلج و اقتصادی رو به ویرانی، بهای سنگینی داده است.

ایران با مین و موشک تنگه هرمز را بست و این گلوگاه را به اهرمی بدل کرد که نتیجه‌ی صندوق‌های رأی را هزاران کیلومتر آن‌سوتر تکان می‌دهد.

آیا حمله مجدد محتمل است؟

کنگره‌ی جدید در ژانویه کارش را آغاز می‌کند و دموکرات‌ها برای وتوی ترامپ دو سوم آرا ندارند؛ جنگ را هم او بدون موافقت کنگره آغاز کرده بود. ترامپ خودش گفته دموکرات‌ها «در جایگاهی نیستند که اراده‌شان را تحمیل کنند». آکسیوس گزارش می‌دهد او پس از نشست امنیت ملی پنجشنبه سه گزینه دارد، حمله‌ی تازه، ادامه‌ی فشار اقتصادی و محاصره (که رتکلیف و بسنت از آن حمایت می‌کنند)، یا توافق با امتیازهای قابل‌توجه. سنتکام آمادگی‌ها را برای ازسرگیری عملیات نهایی می‌کند و ورود سومین ناو هواپیمابر نشانه‌ی احتمال حمله خواهد بود. در اسرائیل، نتانیاهو که از «فرصتی تاریخی» در کنار ترامپ گفته بود، به گفته‌ی تحلیلگران رویترز در مقام سرپرست از نظر قانونی می‌تواند وارد جنگ شود، و آیزنکوت هم نابودی برنامه‌ی هسته‌ای و موشکی ایران را «کار درست» می‌داند، هرچند تغییر رژیم را هدف جنگ نمی‌خواهد. پس برنده‌شدن دموکرات‌ها بهای ادامه‌ی جنگ را بالا می‌برد، نه راه را به رویش می‌بندد.

مذاکره تا کجا پیش رفته است؟

نشانه‌ها دوگانه‌اند. ترامپ دوشنبه گفت مذاکرات پیشرفت داشته و ایران خواهان توافق سریع است. نیویورک‌تایمز نوشت ایران پس از هفته‌ها مقاومت، پیشنهادهای مشخص میانجی‌ها، به رهبری قطر، را بررسی می‌کند. طرح دوروزه‌ی قطر می‌گوید آمریکا محاصره‌ی دریایی را بردارد و بخشی از دارایی‌ها را آزاد کند، ایران هرمز را باز کند و بازرسان آژانس را به تأسیسات آسیب‌دیده راه دهد. ونس هم به جای «غنی‌سازی صفر»، از «کاهش معنادار» ظرفیت غنی‌سازی و تضمین بلندمدت قابل راستی‌آزمایی گفته، و ترامپ پیش‌تر تعلیق بیست‌ساله را پذیرفته بود.

اما عراقچی شروط تهران را روشن کرده، لغو تحریم‌های پس از تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد، کاهش نیروهای آمریکا در منطقه، بازگرداندن معافیت‌های نفتی و آزادسازی همه‌ی دارایی‌های بلوکه‌شده، و تأکید دارد تا پذیرش این شروط، حتی درباره‌ی شکل مذاکره تصمیم نمی‌گیرد.

علی باقری‌کنی می‌گوید آمریکا در یک سال‌ونیم چهار بار مذاکره را با «نقض عهد» برهم زده و ایران دیگر به تعهدهای کاغذی تکیه نمی‌کند. ترامپ در برابر می‌گوید ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد رسید و «بدون تأیید ما» گامی برنمی‌دارد، و نتانیاهو سقوط جمهوری اسلامی را هدف می‌داند. گره‌ی اصلی ترتیب است، ایران نخست امتیاز می‌خواهد و آمریکا نخست تضمین هسته‌ای.

اگر حمله شود، دست ایران بالاست؟

ایران می‌تواند بهای حمله را بالا ببرد، با اهرم تنگه هرمز و تهدید گسترش جغرافیای جنگ. البته «دست بالا» برای تهران یعنی برنده‌نشدن طرف مقابل، نه سالم‌ماندن خودش.

پیش از ژانویه

بزرگ‌ترین خطر، میان همین هفته‌ها و نشستن کنگره‌ی تازه است؛ فاصله‌ای که در آن ترامپ هنوز دستش بازتر است و دولت اسرائیل هنوز شکل نگرفته. و بزرگ‌ترین فرصت هم در همین فاصله است، چون هیچ طرفی مایل نیست مذاکره‌ی نیمه‌کاره را به فرصتی برای دیگری بدل کند.

پیروزی در صندوق رأی جنگ را تمام نمی‌کند؛ فقط بهای ادامه‌اش را بالا می‌برد.