کد خبر : 181688 |

هدف تندروها از شعار علیه پزشکیان، قالیباف و عراقچی چیست؟

چرا تجمعات شبانه دیگر مردمی نیست؟ تندروها جای حفظ انسجام ملی، به منافع ملی آسیب می‌زنند!

اعتراضات دی ۱۳۹۶ از هفتم دی در مشهد آغاز شد. به گفته‌ی منابع نزدیک به دولت و اصلاح‌طلبان، گروهی از طیف‌های محافظه‌کار آن را برای تضعیف روحانی سازمان داده بودند، هرچند چگونگی دقیق آغازش هنوز محل اختلاف است. علی ربیعی، سخنگوی وقت دولت، بعدها از «اثر بومرنگ» گفت: خیابانی که برای فشار به یک رقیب گرم شد، به سرعت گسترش یافت، از کنترل بیرون رفت و کلیت حکومت را نشانه گرفت.

بالابردن سقف مطالبه‌ها بیشتر کار را به بن‌بست می‌کشاند

 

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

با آغاز جنگ چهل روزه، تجمعات شبانه برای نشان‌دادن انسجام ملی در لحظه‌ی بحران شکل گرفت. در همان روزها رسانه‌های نزدیک به حاکمیت با ذوق تصاویر زنان بی‌حجاب را با پرچم ایران منتشر می‌کردند، و انصاف‌نیوز این صحنه را به زمستان ۵۷ مانند کرد و تنوع جمعیت را میوه‌ی رواداری خواند. در آن دوران روزنامه‌ی اصولگرای فرهیختگان در‌گفتگویی تصویری که در اینستاگرام منتشر کرد، از دختری بی‌حجاب با پرچم ایران می‌پرسد رهبر پیشین را قبول داری؟ پاسخ «نه» است. دوباره می‌پرسد رهبر جدید را چطور؟ باز هم «نه». و بعد میپرسد پس چرا اینجایی؟ پاسخ دختر بی‌حجاب جمله‌ای بود که می‌توانست خلاصه‌ی روح آن میدان باشد: «کشورم را قبول دارم و برای دفاع از ایران آمده‌ام.» یعنی شرط ورود به آن جمعیت، وفاداری به یک جریان نبود.

شعارهایی از جنس دیگر

با فروکش‌کردن رونق تجمعات و داغ‌شدن بحث مذاکره، بخشی از همان حامیان تندروی حکومت علیه بلندپایه‌ترین مقام‌های همان حکومت شعار دادند. زنانی که مقابل دفتر رئیس‌جمهور جمع شده بودند فریاد زدند «پزشکیان و قالیباف رو می‌دیم، اورانیوم نمی‌دیم». در میدان ابن سینا «مرگ بر سازشگر» شنیده شد؛ در مشهد ده‌ها نفر مقابل یکی از دفاتر وزارت خارجه علیه عراقچی شعار دادند؛ و در ویدیویی که بازتاب یافت، عده‌ای می‌گفتند اگر چیزی امضا شود، مسعود باید کشته شود. پس از بازگشت پزشکیان از نیویورک، گروهی در فرودگاه مهرآباد به استقبالش با شعار علیه او و عراقچی رفتند، و نام سی‌وپنج نماینده‌ی خواستار استیضاح عراقچی هم منتشر شد.

دادگاهی در خیابان

در یکی از شب‌ها، محاکمه‌ی نمادینی برای حسن روحانی و محمدجواد ظریف برپا شد و یک نفر نقش روحانی را بازی کرد. پیش‌تر نیز عده‌ای مقابل خانه‌ی روحانی خواستار محاکمه‌ی او شده بودند؛ یکی از حاضران با اشاره به نبودن مجتبی خامنه‌ای در صحنه‌ی عمومی گفت روحانی و هواداران او عامل ناامنی برای حضور رهبرند. گناه روحانی در این روایت چه بود؟ او خواسته بود جنگ عزتمندانه پایان یابد و گفته بود ظاهراً بعضی‌ها از مذاکره بدشان می‌آید. 

شامگاه پنجشنبه هفتم آبان نیز در یکی از همین تجمعات شبانه در قم، محمود نبویان، نماینده‌ی تهران، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و از چهره‌های جبهه‌ی پایداری، در شبکه‌ی ایکس نوشت درخواست مجوز ساخت بمب اتم را از رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده و، به روایت خودش، با تکبیر و تأیید حاضران روبه‌رو شده است. مقامات ایران سال‌ها در مجامع بین‌المللی تکرار کرده‌اند «ما به دنبال بمب اتم نیستیم»، و در زمانی که گزارش‌ها از طرح‌هایی برای حمله‌ی آمریکا و اسرائیل پس از انتخابات میان‌دوره‌ای به‌بهانه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی حکایت دارد. پرسش این است که این استدلال را باید در میدان شبانه و به زبان هلهله مطرح کرد، یا در شورای عالی امنیت ملی و با مسئولیت. حتی یک کانال خبری نزدیک به همین جریان نوشت فردا نتانیاهو به این سخن استناد خواهد کرد، و حق با اوست؛ جمله‌ای که با تکبیر حاضران همراه شده باشد، برای واشنگتن و تل‌آویو سند نیت است، نه نظر شخصی یک نماینده. میدانی که قرار بود از ایران دفاع کند، این‌بار بهترین دلیل را به دست کسانی داده که می‌خواهند ایران را متهم کنند، و دست دیپلمات‌هایی را خالی‌تر کرده که پای میز مذاکره، خلاف آن را به جهان می‌گویند.

هشداری از سوی خودی‌ها

این نگرانی را فقط منتقدان حکومت مطرح نمی‌کنند. اطلاعات نوشت هدف‌گرفتن تصویر چهره‌های موجه کشور و بدنام‌کردن دیپلمات‌ها در این اجتماعات معقول نیست، و افزود تیم مذاکره‌کننده بدون هماهنگی با شورای عالی امنیت ملی هیچ پیمانی امضا نمی‌کند؛ از نظر این روزنامه، بالابردن سقف مطالبه‌ها بیشتر کار را به بن‌بست می‌کشاند. کیهان نیز درباره‌ی سخنرانانی هشدار داد که زیر پوشش انقلابیگری تفرقه می‌اندازند، و یک چهره‌ی اصولگرا گفت دوقطبی‌سازی حجاب و مذاکره جایی در این تجمعات ندارد. منصفانه است که روایت طرف مقابل هم گفته شود؛ معترضان می‌گویند مخالفتشان با دادن امتیاز است، نه با کشور.

خیابانی که پیش‌تر از دست رفته بود

اعتراضات دی ۱۳۹۶ از هفتم دی در مشهد آغاز شد. به گفته‌ی منابع نزدیک به دولت و اصلاح‌طلبان، گروهی از طیف‌های محافظه‌کار آن را برای تضعیف روحانی سازمان داده بودند، هرچند چگونگی دقیق آغازش هنوز محل اختلاف است. علی ربیعی، سخنگوی وقت دولت، بعدها از «اثر بومرنگ» گفت: خیابانی که برای فشار به یک رقیب گرم شد، به سرعت گسترش یافت، از کنترل بیرون رفت و کلیت حکومت را نشانه گرفت. روحانی و نزدیکانش آن را چراغ سبزی به ترامپ خواندند که ماه‌ها بعد از برجام بیرون رفت. پیوند علّی کامل این دو محل مناقشه است، اما این درس بی‌مناقشه می‌ماند که خیابانی که برای فشار به یک جناح گرم شود، ضمانتی ندارد که در همان مرز بماند.

وقتی میدان بسته شد

میدانی که قرار بود پاسخ ایران به دشمن باشد، اکنون بیشتر پاسخ یک جناح به جناح دیگر است. دختری که می‌گفت رهبر را قبول ندارم اما کشورم را دارم، در جمعیتی که «مرگ بر سازشگر» می‌گوید، سخت جایی می‌یابد؛ این یک ارزیابی تحلیلی است، نه گزارش مستقیم، ولی منطق ماجرا همین است. هزینه‌اش را سه جا باید دید.

نخست، فضای داخلی امنیتی‌تر می‌شود، چون حکومت یا باید حامیان خود را مهار کند یا تحمل کند، و هر دو راه بدگمانی تازه می‌آفریند. دوم، مذاکره‌کنندگان با دستی تهی از مشروعیت پای میز می‌روند، چون هر امضا در خیابان خیانت خوانده می‌شود. سوم، دشمنی که با حمله‌ی نظامی به هدفش نرسید، به همین شکاف‌ها چشم دوخته است، و هر شعار علیه یک مقام ایرانی، خدمتی بی‌هزینه به اوست.

میدانی که برای همه ساخته شد، اگر به نام یک جناح بسته شود، نه ایران را نگه می‌دارد و نه جناح را.