کد خبر : 180820 |

دستاورد حضور پزشکیان در نیویورک چیست؟ سفری درمیان دعوت ترامپ و هشدار خاتم‌الانبیا

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از ابلاغ «هفت شرط» ایران برای آغاز مذاکره، از طریق میانجی‌ها به واشنگتن خبر داد؛ از میان این شروط، سه مورد رسماً اعلام شده است، پایان جنگ در همه‌ی جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، و پایان محاصره‌ی دریایی. قالیباف نیز با رد دوگانه‌ی «جنگ یا مذاکره»، گفته باید هم‌زمان جنگید و در لحظه‌ی مناسب مذاکره کرد، و بازگشایی هرمز را به اجرای تعهدات پیشین آمریکا گره زده است.

درگیری میدانی، برخلاف لحن دیپلماتیک نیویورک، همچنان جریان دارد

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

 

مسعود پزشکیان، سه‌شنبه سی‌ویکم شهریور، در حالی راهی نیویورک شد که کمتر سفر یک رئیس‌جمهور ایرانی به مجمع عمومی سازمان ملل، با چنین انبوهی از پیام‌های متناقض هم‌زمان شده است؛ از یک سو دعوت آشکار دونالد ترامپ برای دیدار، از سوی دیگر بیانیه‌ی تهدیدآمیز قرارگاه خاتم‌الانبیا به آمریکا و کشورهای منطقه.

 

سفری با ویزای محدود

دولت آمریکا برای پزشکیان و عباس عراقچی، وزیر خارجه، ویزای ورود صادر کرد، اما برای اعضای هیئت، از جمله تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور، ویزا نداد؛ اقدامی که مدیرکل روابط عمومی نهاد ریاست‌جمهوری آن را «کارشکنی خصمانه و بی‌سابقه» خواند.

محسن حاجی‌میرزایی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور، و سیدعباس موسوی، معاون تشریفات، پزشکیان را همراهی می‌کنند، اما بدون پوشش رسانه‌ای مستقل ایرانی. فؤاد ایزدی، تحلیلگر نزدیک به جریان اصولگرا، با کنایه یادآور شد هم‌زمان با صدور ویزا برای پزشکیان، ویزای محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، رد شده و نتیجه گرفت ترامپ در حال «مدیریت طرف ایرانی» است.

ظرفیتی که روی میز است

برنامه‌ی رسمی سفر شامل سخنرانی در هشتادویکمین مجمع عمومی، دیدار با سران برخی کشورهای حاضر، از جمله گفت‌وگوی برنامه‌ریزی‌شده با رهبران شورای همکاری خلیج فارس درباره‌ی جنگ و آینده‌ی منطقه، و دیدار با نخبگان و اندیشکده‌های آمریکایی است. خودِ ترامپ نیز اعلام کرد از ایده‌ی دیدار با پزشکیان در حاشیه‌ی این نشست استقبال می‌کند، هرچند هم‌زمان مدعی شد یافتن مقام ایرانی که واقعاً بتواند به توافق برسد «غیرممکن» است؛ تناقضی که نشان می‌دهد حتی طرف آمریکایی هم در یک پیام واحد باقی نمی‌ماند.

نشانه‌های صلح

در کفه‌ی صلح، شواهد کم نیست. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از ابلاغ «هفت شرط» ایران برای آغاز مذاکره، از طریق میانجی‌ها به واشنگتن خبر داد؛ از میان این شروط، سه مورد رسماً اعلام شده است، پایان جنگ در همه‌ی جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده، و پایان محاصره‌ی دریایی. قالیباف نیز با رد دوگانه‌ی «جنگ یا مذاکره»، گفته باید هم‌زمان جنگید و در لحظه‌ی مناسب مذاکره کرد، و بازگشایی هرمز را به اجرای تعهدات پیشین آمریکا گره زده است. هاکان فیدان، وزیر خارجه‌ی ترکیه، میانجی فعال دیگر این پرونده، اعلام کرد شرایط تازه‌ای برای مصالحه پیشنهاد شده و امیدوار است طرفین آن را بپذیرند؛ او حتی مدعی شد آتش‌بس واشنگتن و تهران هنوز به‌طور کامل فروپاشیده نیست و هر دو طرف خواهان توافق صلح‌آمیزند، در حالی که اسرائیل را به تلاش برای خرابکاری در این مسیر متهم کرد. قطر نیز از سوی وزارت خارجه‌اش اعلام کرد از مقامات آمریکایی شنیده واشنگتن خواهان توافق است و ازسرگیری مذاکرات را بررسی می‌کند. در همین حال، ایران و عمان بر سر تعیین مسیر عبوری موقت در تنگه‌ی هرمز به تفاهم تازه‌ای رسیده‌اند.

نشانه‌های جنگ

در کفه‌ی مقابل اما، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، یکشنبه، با بیانیه‌ای شدیداللحن هشدار داد آمریکا در تلاش است با چراغ سبز برخی کشورهای منطقه، در نشستی مشترک در یکی از کشورهای اروپایی، اقدامات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد؛ این قرارگاه تهدید کرد در صورت هرگونه خطای آمریکا، تمام پایگاه‌ها و منافع این کشور در منطقه هدف «حملات مستمر و دردناک» قرار خواهند گرفت و به کشورهای همسو با واشنگتن هشدار داد در صورت همکاری، «شریک در شرارت» تلقی و کشتی‌هایشان در هرمز «تنبیه» خواهد شد. این بیانیه هم‌زمان با شنیده‌شدن صدای انفجار در نزدیکی فرودگاه ریاض، حمله به رادار و تجمع نیروهای آمریکایی در کویت، و صدای انفجار در جاسک و بوشهر منتشر شد؛ نشانه‌ای که درگیری میدانی، برخلاف لحن دیپلماتیک نیویورک، همچنان جریان دارد. این سفر همچنین پس از روزهای تشییع و خاکسپاری باشکوه رهبر فقید انقلاب صورت می‌گیرد؛ فضایی عاطفی و ملی که هرگونه گفت‌وگوی احتمالی با واشنگتن را از منظر افکار عمومی داخلی، به‌مراتب حساس‌تر می‌کند.

واکنش جناح‌ها در داخل

اصلاح‌طلبان این سفر را فرصتی برای شکستن بن‌بست می‌بینند؛ محمدجواد ظریف گفته پزشکیان توانسته کشور را از جنگ دور نگه دارد. اما بخشی از طیف اصولگرا، ضمن حمایت کلی از دیپلماسی توأم با قدرت، به زمان‌بندی و تصویر این سفر انتقاد دارند؛ یکی از رسانه‌های محافظه‌کار، با انتشار تصاویری از سفر، پرسیده «سفر رسمی یا بازارگردی؟» و یادآور شده مردم در رنج‌اند و چنین تصاویری «خوب نیست». ایزدی نیز با یادآوری وضعیت ویزای عباس، غیرمستقیم اصل رفتن پزشکیان به خاک آمریکا را در بحبوحه‌ی جنگ زیر سؤال برده است.

کفه‌ی ترازو کدام سو سنگین‌تر است

جمع این شواهد، تصویری از یک بن‌بست کنترل‌شده به‌دست می‌دهد، نه جنگی قطعی و نه صلحی نزدیک. کانال‌های میانجی‌گری، برخلاف بیانیه‌های نظامی، همچنان باز مانده‌اند؛ ترکیه، قطر و عمان هم‌زمان در حال کار روی طرح‌های جداگانه‌اند و حتی توافق موقت هرمز میان تهران و مسقط، نشان می‌دهد سطحی از عملگرایی در کنار تهدیدهای رسمی باقی مانده است. اما تا وقتی هفت شرط ایران به‌طور کامل منتشر نشده و آمریکا میان ایده‌ی «دیدار در نیویورک» و ادعای «مقامات پنهان‌شده‌ی ایرانی» در نوسان است، نمی‌توان دیدار احتمالی پزشکیان و ترامپ را چیزی بیش از یک نشست نمادین با ظرفیت اثبات‌نشده دانست؛ نشستی که در بهترین حالت می‌تواند کانالی برای انتقال شروط باشد و در بدترین حالت، صرفاً صحنه‌ای برای دوربین‌هایی است که این‌بار، دستِ‌کم برای هیئت ایرانی، اصلاً اجازه‌ی حضور نیافتند.