کد خبر : 176641 |

کویت زیر آتش: آینده‌ی الگوی توسعه‌ی خلیج فارس!

ایران بر اساس سیاستی هدفمند قید همسایگان جنوبی را زد و همسایگان شمالی و غربی و شرقی را ترجیح داد. در میان‌مدت این معادله تغییر چندانی نمی‌کند. آینده‌ی ببرهای اقتصادی خلیج فارس تا حد زیادی به نحوه‌ی حل و فصل نهایی بحران کنونی و پیامدهای آن منوط است. چیزی که تقریبا برای کسی کاملا مکشوف نیست.

ایران توانسته تصویر مبتنی بر پیشرفت، امنیت و رفاه دولت‌های جنوب خلیج فارس را مخدوش کند

 

صلاح‌الدین خدیو روزنامه‌نگار 

 

حدود دو ماه پس از خاتمه‌ی جنگ اخیر، تصاویر تخریب و آتش‌سوزی در فرودگاه کویت دارای بار معنایی مهمی است.

۳۵ سال پس از آزادی کویت از دست ارتش قدرتمند صدام، اکنون این کشور عملا در محاصره‌ی تکنولوژیک پهپادهای ایرانی قرار دارد. سلاح‌های ارزان‌قیمت اما دارای ارزش راهبردی فراوان که به آسانی از تور امنیتی گران‌قیمت آمریکایی عبور می‌کنند.

آیا منطقه‌ی خلیج فارس که زمانی نام آن با ثبات سیاسی، اطمینان مالی و ثروت رشک‌برانگیز گره خورده بود، قادر است این روزهای سخت را پشت سر بگذارد؟

چهار ماه پس از حمله به ایران و برقراری آتش‌بسی شکننده، پرونده‌ی جنگ عملا به بن‌بست خورده و منطقه هم در وضعیت آچمز قرار گرفته است.

کشورهای عرب خلیج فارس در حال گذار از اقتصادهای نفتی به اقتصادهای خدماتی و دانش‌بنیان بودند که یک تنش ژئوپولتیک بزرگ گریبانشان را گرفت. تحولی که نشان داد که در سیاست همیشه باید جایی برای متغیرهای تصادفی در نظر گرفت.

دهه‌ها دولت سازی موفق در کنار دور ماندن از تنش‌‌های سیاسی معمول خاورمیانه و برقراری بدون انقطاع جریان انرژی، "رویای خلیج" را به قسمی استثنای خاورمیانه‌ای تبدیل کرده بود. از این سه ستون اکنون دو ستون ترک برداشته و بازگشت به گذشته آسان به نظر نمی‌رسد.

برای ایران هدف قرار دادن کشورهای مزبور صرفا یک تاکتیک توزیع فشار و صدور بحران به منظور کاستن فشار وارد بر خود نیست. بلکه انگیزه‌ی سیاسی مهمی نیز در میان است: تحقیر ژئوپولتیک جنوب خلیج فارس به مثابه‌ی الگویی حکمرانی و مدلی برای توسعه که بعضا از جانب منتقدان حکومت به رخ زمامداران کشیده می‌شود.

در این حملات حساب‌شده، قسمی رقابت پارادایمی نهفته است:

برتری ساز و کار دفاعی عمدتا بومی و اقتصاد متکی بر ظرفیت‌های داخلی و معطوف به خودکفایی ایران بر اقتصادهای جهانی‌شده و نظام غرب‌محور حاکم بر سازوکارهای امنیتی و نظامی اعضای شورای همکاری خلیج فارس.

هرچند نتیجه‌ی نهایی معلوم نیست اما ایران توانسته تصویر مبتنی بر پیشرفت، امنیت و رفاه دولت‌های جنوب خلیج فارس را مخدوش کند.

آیا این بحران به معنای خداحافظی نظام‌های سیاسی اقتصاد محور فوق با سیاست‌های امنیتی و اقتصادی کنونی است؟

پاسخ خیر است. با وجود ترک خوردن چتر امنیتی آمریکا به نظر می‌رسد که این کشورها در کوتاه مدت به منظور تامین امنیت خود بیشتر به واشنگتن و برخی شرکای امنیتی آن روی بیاورند.

اما در میان مدت ممکن است به تنوع‌بخشی به سیاست‌های امنیتی خویش پرداخته و به شرکای منطقه‌ای نظیر پاکستان و ترکیه و یا روسیه و چین نزدیک‌تر شوند.

علیرغم لطمات اقتصادی ناشی از جنگ، اقتصاد این کشورها هنوز به طرزی معنادار کوچک نشده و ظرفیت و پویایی‌های آن زنده است. اما ممکن است در واکنشی طبیعی به بحران برخی اولویت‌های بلندپروازانه نظیر چشم‌انداز عربستان ۲۰۳۰ تعدیل شود.

نکته‌ی مهم آن است که همه‌ی این کشورها به یکسان با پیامدهای این بحران دست و پنجه نرم نمی‌کنند. امارات گرچه میزبان بیشترین پهپاد و موشک‌های ایرانی بود، اما به اندازه‌ی کویت و قطر وابسته به تنگه‌ی هرمز نیست.

عربستان از این لحاظ با داشتن جغرافیایی بزرگ و خطوط ساحلی شرقی، از امارات هم مصونیت بیشتری دارد.

مهم‌تر از اینها احتمالا تغییر بدون بازگشت رابطه با ایران است. دور از ذهن است که بازسازی اعتماد میان طرفین به آسانی انجام شود. ایران بر اساس سیاستی هدفمند قید همسایگان جنوبی را زد و همسایگان شمالی و غربی و شرقی را ترجیح داد. در میان‌مدت این معادله تغییر چندانی نمی‌کند.

آینده‌ی ببرهای اقتصادی خلیج فارس تا حد زیادی به نحوه‌ی حل و فصل نهایی بحران کنونی و پیامدهای آن منوط است. چیزی که تقریبا برای کسی کاملا مکشوف نیست.

۱۴۰۵/۰۳/۱۳

منبع: کانال تلگرامی نویسنده