کد خبر : 173819 |

پاسخ به ۴ سوال مهم درباره جنگ؛ آیا آمریکا می‌تواند جنگ با ایران را ببرد؟ آمریکا در چه صورتی می‌تواند پیروز این جنگ باشد؟ برندگان این جنگ چه کسانی هستند؟ شرایط پساجنگ چگونه خواهد بود؟

تجربه جنگ‌های افغانستان و عراق باعث شده افکار عمومی آمریکا علاقه‌ای به یک جنگ زمینی دیگر نداشته باشد. زمانی که ترامپ در ۲۸ فوریه این جنگ را آغاز کرد، تنها حدود ۲۰ درصد آمریکایی‌ها از آن حمایت می‌کردند. این نخستین بار در تاریخ آمریکاست که رئیس‌جمهور بدون حمایت افکار عمومی کشور را وارد جنگ می‌کند. علاوه بر این، ایران کشوری بسیار بزرگ و اشغال آن غیرواقع‌بینانه است.

اشتباه استراتژیک بزرگ، فشار بر متحدان، تشدید تنش هسته‌ای، و ضربه به اعتبار آمریکا 

 

مرشایمر، نظریه‌پرداز آمریکایی در گفتگو با شبکه الجزیره به ۴ سوال مهم پاسخ داد


جان مرشایمر استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شیکاگو، نظریه‌پرداز واقع‌گرایی تهاجمی ، نویسنده کتاب‌هایی مانند «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ»، و منتقد برجسته سیاست خارجی آمریکاست.

این نظریه‌پرداز آمریکایی به الجزیره گفت:

شواهد نشان می‌دهد اسرائیل مدت‌هاست تلاش می‌کند آمریکا را به جنگ با ایران بکشاند. حتی برخی مقامات آمریکایی مانند روبیو نیز عملاً گفته‌اند که آمریکا به دلیل فشار اسرائیل وارد این جنگ شد.

تصور اولیه این بود که با «قطع سر» در ابتدای جنگ، نظام ایران فرو می‌پاشد. اما با وجود آن حملات، نظام همچنان پابرجاست. اکنون آمریکا به سمت حملات گسترده‌تر علیه زیرساخت‌ها و فشار بر مردم ایران رفته است. اما تاریخ نشان می‌دهد که کارزارهای تنبیهی که فقط با قدرت هوایی انجام می‌شوند، هرگز به تغییر رژیم منجر نشده‌اند.

برای تغییر رژیم باید نیروی زمینی وارد شود؛ همان‌طور که در عراق انجام شد. اما آمریکا قصد اعزام نیرو به ایران را ندارد، بنابراین من هیچ سناریوی واقع‌بینانه‌ای نمی‌بینم که در آن آمریکا بتواند در این جنگ پیروز شود.

تجربه جنگ‌های افغانستان و عراق باعث شده افکار عمومی آمریکا علاقه‌ای به یک جنگ زمینی دیگر نداشته باشد. زمانی که ترامپ در ۲۸ فوریه این جنگ را آغاز کرد، تنها حدود ۲۰ درصد آمریکایی‌ها از آن حمایت می‌کردند.

این نخستین بار در تاریخ آمریکاست که رئیس‌جمهور بدون حمایت افکار عمومی کشور را وارد جنگ می‌کند. علاوه بر این، ایران کشوری بسیار بزرگ و اشغال آن غیرواقع‌بینانه است.

پیش از آغاز جنگ، ژنرال کِین که ترامپ او را به ریاست ستاد مشترک نیروهای مسلح منصوب کرده بود، به او گفت آمریکا گزینه نظامی مؤثری در ایران ندارد و در صورت جنگ طولانی با مشکل جدی در ذخایر تسلیحاتی روبه‌رو خواهد شد. بنابراین ادعای داشتن ذخایر نامحدود تسلیحات با ارزیابی ارتش آمریکا سازگار نیست. تجربه جنگ اوکراین نیز نشان داد ارسال گسترده سلاح می‌تواند ذخایر آمریکا را به سطح خطرناکی کاهش دهد.


این جنگ برای روسیه خبر خوبی است. افزایش قیمت نفت باعث شده روسیه نفت بیشتری بفروشد و درآمد بالاتری داشته باشد. همچنین این درگیری ممکن است میزان تسلیحاتی را که آمریکا می‌تواند به اوکراین بفرستد کاهش دهد، که به نفع روسیه است.

چین هم احتمالاً از این وضعیت سود می‌برد، زیرا نفوذش در خاورمیانه و حتی در سطح جهانی افزایش می‌یابد و در مقایسه با دولت ترامپ، به‌عنوان بازیگری باثبات‌تر دیده می‌شود.

مرشایمر همچنین در یک نشست ویدیویی این سوالات را  پاسخ داد که استدلالات او به شکل موردی و چکیده در پی می‌آید:

 میزبان: گیتا ویرجوان: کارآفرین و سیاستمدار اندونزیایی، وزیر سابق تجارت اندونزی (۲۰۱۱–۲۰۱۴)، رئیس سابق هیئت هماهنگی سرمایه‌گذاری اندونزی، بنیان‌گذار Ancora Group، میزبان پادکست Endgame.

 ادعاهای اصلی مرشایمر 
۱- دکترین مونرو و کورولاری روسولت اساس سیاست آمریکا در نیم‌کره غربی است؛ ترامپ آن را احیا کرده تا دولت‌های چپ‌گرا را براندازد. 
۲- جنگ ایران اشتباهی بزرگ است؛ اسرائیل آمریکا را به باتلاق کشانده و اهداف رژیم‌چینج یا تجزیه ایران دست‌نیافتنی هستند. 
۳- جنگ ایران به نفع چین و روسیه است؛ آمریکا را در خاورمیانه مشغول می‌کند و ذخایر مهماتش را کاهش می‌دهد. 
۴- تشدید تنش هسته‌ای اجتناب‌ناپذیر است؛ ایران، ترکیه و عربستان ممکن است هسته‌ای شوند. 
۵- «بورد آف پیس» جایگزین سازمان ملل نیست؛ ابزاری برای یک‌جانبه‌گرایی ترامپ است و نمی‌تواند صلح واقعی ایجاد کند. 
۶- جنگ اوکراین اشتباهی تاریخی است؛ ناتو را به مرز روسیه برد و روسیه را به سمت چین هل داد. 
۷- نخبگان آمریکایی  مشروعیت‌شان را از دست داده‌اند؛ فایل‌های اپستین نشان‌دهنده فساد و بی‌توجهی به منافع ملی است. 
۸- ترامپ یک‌جانبه‌گرا است؛ قوانین داخلی و بین‌المللی را نادیده می‌گیرد و متحدان را تحقیر می‌کند. 
۹- جنگ ایران طولانی خواهد شد؛ ایران تهدید وجودی می‌بیند و تا آخر می‌جنگد. 
۱۰- بدون تغییر رژیم، ایران هسته‌ای خواهد شد؛ اسرائیل ممکن است از سلاح هسته‌ای استفاده کند.

استدلال‌ها  
مرشایمر استدلال می‌کند که سیاست خارجی آمریکا باید واقع‌گرایانه و بر اساس منافع ملی باشد، نه ایدئولوژیک؛ جنگ ایران نمونه‌ای از اشتباهات ناشی از تأثیر لابی اسرائیل و یک‌جانبه‌گرایی ترامپ است: 

۱- مرشایمر استدلال می‌کند که دکترین مونرو (۱۸۲۳) نیم‌کره غربی را از نفوذ قدرت‌های خارجی حفظ می‌کرد؛ کورولاری روسولت (۱۹۰۴) اجازه مداخله ایدئولوژیک/اقتصادی داد؛ ترامپ آن را احیا کرده تا دولت‌های چپ‌گرا (ونزوئلا، کوبا) را براندازد؛ این یک‌جانبه‌گرایی قدیمی است و متحدان را از دست می‌دهد. 
۲- مرشایمر استدلال می‌کند که جنگ ایران اشتباهی بزرگ است؛ اسرائیل از ۱۹۹۰ها آمریکا را برای حمله ترغیب کرده؛ اهداف رژیم‌چینج یا تجزیه ایران (مانند سوریه یا شوروی) غیرواقعی هستند زیرا رژیم ریشه‌دار است و برای بقا می‌جنگد؛ ترامپ فکر می‌کرد فشار نظامی و ترور خامنه‌ای کافی است اما شکست خورد. 
۳- مرشایمر استدلال می‌کند که جنگ ایران به نفع چین و روسیه است؛ آمریکا را در خاورمیانه مشغول می‌کند، ذخایر مهمات را کاهش می‌دهد، و روسیه را به ایران نزدیک‌تر می‌کند؛ چین نیروی دریایی آبی-آب می‌سازد تا به خلیج فارس نفوذ کند. 
۴- مرشایمر استدلال می‌کند که در جهان چندقطبی رقابت امنیتی تشدید می‌شود؛ مقاله الیزا گئورگی نشان می‌دهد تکثیر هسته‌ای در چندقطبی محتمل‌تر است؛ ایران پس از ترور خامنه‌ای (مخالف هسته‌ای) انگیزه بیشتری دارد؛ ترکیه (بنت گفته ترکیه هدف بعدی است) و عربستان (MBS گفته اگر ایران هسته‌ای شود، ما هم می‌شویم) دنبال سلاح هسته‌ای خواهند رفت. 
۵- مرشایمر استدلال می‌کند که «بورد آف پیس» ابزاری برای یک‌جانبه‌گرایی ترامپ است؛ ترامپ قوانین و نهادها را تحقیر می‌کند و می‌خواهد سازمان ملل را جایگزین کند؛ این نهاد شخصی (با حق وتو مطلق ترامپ) نمی‌تواند صلح واقعی ایجاد کند زیرا فلسطینی‌ها عضو نیستند و تمرکز ایدئولوژیک دارد. 
۶- مرشایمر استدلال می‌کند که جنگ اوکراین اشتباهی تاریخی بود؛ تصمیم ناتو بخارست (۲۰۰۸) برای عضویت اوکراین/گرجستان خط قرمز روسیه را رد کرد؛ مرکل و سارکوزی مخالفت کردند اما آمریکا فشار آورد؛ نتیجه: جنگ گرجستان (۲۰۰۸) و اوکراین (۲۰۱۴–۲۰۲۲). 
۷- مرشایمر استدلال می‌کند که نخبگان آمریکایی مشروعیت‌شان را از دست داده‌اند؛ فایل‌های اپستین نشان‌دهنده فساد (پدوفیلیا، منافع شخصی) و فراملی بودن نخبگان (Davos man) است؛ مردم احساس می‌کنند نخبگان به منافع ملی بی‌توجه‌اند و قوانین برای آن‌ها متفاوت است. 
۸- مرشایمر استدلال می‌کند که ترامپ یک‌جانبه‌گرا است؛ متحدان را تحقیر می‌کند (کانادا را ایالت ۵۱ام نامید، گرینلند را خواست بخرد)؛ پیشینیانش نهادها را برای منافع آمریکا ساختند (ناتو، سازمان ملل). 
بخش دوم در فرسته بعدی
۹- مرشایمر استدلال می‌کند که جنگ ایران طولانی خواهد شد؛ ایران آن را تهدید وجودی می‌بیند و تا آخر می‌جنگد (مانند اوکراین)؛ آمریکا و اسرائیل ممکن است زود خسته شوند اما رژیم ایران دوام می‌آورد. 
۱۰- مرشایمر استدلال می‌کند که بدون تغییر رژیم، ایران هسته‌ای خواهد شد؛ اسرائیل ممکن است هسته‌ای استفاده کند زیرا «بی‌رحم و قاتل» است؛ جهان چندقطبی تکثیر هسته‌ای را افزایش می‌دهد (مانند ژاپن/کره جنوبی در آسیا).

شواهد
۱- مرشایمر اشاره می‌کند به دکترین مونرو (۱۸۲۳): نیم‌کره غربی را از نفوذ اروپا حفظ کرد؛ کورولاری روسولت (۱۹۰۴) مداخله ایدئولوژیک را اجازه داد؛ مثال‌ها: گواتمالا (۱۹۵۴)، شیلی (۱۹۷۳)، ونزوئلا (ترامپ Maduro را برانداخت). 
۲- مرشایمر اشاره می‌کند به جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵): آمریکا فقط یک روز بمباران کرد (تأسیسات هسته‌ای) و جنگ تمام شد؛ اما رژیم باقی ماند و بازسازی کرد؛ ترور خامنه‌ای (فوریه ۲۰۲۶) هم شکست خورد و رژیم را احیا کرد. 
۳- مرشایمر اشاره می‌کند به اتحاد چین–روسیه: جنگ اوکراین روسیه را به چین نزدیک کرد؛ چین نیروی دریایی آبی-آب می‌سازد برای نفوذ به خلیج فارس و حمایت از ایران. 
۴- مرشایمر اشاره می‌کند به مقاله الیزا گئورگی در International Security: تکثیر هسته‌ای در چندقطبی محتمل‌تر است؛ مثال‌ها: ایران پس از ترور خامنه‌ای (مخالف هسته‌ای) انگیزه بیشتری دارد؛ ترکیه (بنت گفته ترکیه هدف بعدی است) و عربستان (MBS گفته اگر ایران هسته‌ای شود، ما هم می‌شویم). 
۵- مرشایمر اشاره می‌کند به ساختار «بورد آف پیس»: ترامپ رئیس مادام‌العمر، اسرائیل عضو، فلسطین نه؛ عضویت مادام‌العمر با پرداخت ۱ میلیارد دلار؛ وتو مطلق ترامپ – این نهاد شخصی است، نه چندجانبه. 
۶- مرشایمر اشاره می‌کند به تصمیم ناتو بخارست (۲۰۰۸): عضویت اوکراین/گرجستان خط قرمز روسیه بود (پوتین گفت جنگ می‌شود)؛ مرکل و سارکوزی مخالفت کردند اما آمریکا فشار آورد؛ نتیجه: جنگ گرجستان (۲۰۰۸) و اوکراین (۲۰۱۴–۲۰۲۲). 
۷- مرشایمر اشاره می‌کند به فایل‌های اپستین: نخبگان آمریکایی/فراملی (پرنس اندرو، پیتر ماندلسون، گیلین مکسول) فساد (پدوفیلیا) و منافع شخصی دارند؛ مردم احساس می‌کنند قوانین برای نخبگان متفاوت است. 
۸- مرشایمر اشاره می‌کند به رفتار ترامپ با متحدان: کانادا را ایالت ۵۱ام نامید، گرینلند را خواست بخرد؛ پیشینیانش نهادها را برای منافع آمریکا ساختند (ناتو، سازمان ملل). 
۹- مرشایمر اشاره می‌کند به جنگ ۱۲ روزه: ایران دوام آورد و اسرائیل/آمریکا تسلیم شدند؛ ایران موجودی موشک/پهپاد عظیم دارد (مانند کمک به روسیه در اوکراین). 
۱۰- مرشایمر اشاره می‌کند به نظراتش در گذشته: اگر ایران بودم، هسته‌ای می‌شدم (مانند کره شمالی)؛ اسرائیل ممکن است هسته‌ای استفاده کند زیرا «بی‌رحم و قاتل» است.

نتایج و پیش‌بینی‌های نهایی 
۱- سیاست یک‌جانبه ترامپ متحدان را از دست می‌دهد؛ نخبگان فراملی مشروعیت‌شان را از دست داده‌اند. 
۲- جنگ ایران طولانی و فاجعه‌بار خواهد بود؛ بدون رژیم‌چینج، ایران هسته‌ای می‌شود و اسرائیل ممکن است هسته‌ای استفاده کند. 
۳- جهان چندقطبی تکثیر هسته‌ای را افزایش می‌دهد؛ کشورها (ایران، ترکیه، عربستان) برای بقا هسته‌ای خواهند شد. 
۴- «بورد آف پیس» شکست می‌خورد؛ نمی‌تواند صلح واقعی ایجاد کند و ترامپ را بیشتر یک‌جانبه‌گر نشان می‌دهد. 
۵- جنگ اوکراین به عنوان جنگ نیابتی ادامه می‌یابد؛ فریز شده اما همیشه خطر شعله‌ور شدن دارد. 
۶- شیعه و سنی ممکن است متحد شوند علیه آمریکا/اسرائیل؛ جنگ، خاورمیانه را متحدتر می‌کند. 
۷- اقتصاد خلیج (نفت، آب‌شیرین‌کن) ممکن است نابود شود؛ شوک جهانی بزرگ‌تر از ۱۹۷۳. 
۸- ترامپ ممکن است در میانه‌دوره‌ای شکست بخورد؛ اگر شکست بخورد، بحران  ممکن است ایجاد شود (بی‌احترامی به کنگره/دادگاه‌ها). 
۹- ماگا پایه شکاف می‌خورد (مانند تاکر کارلسون ضد اسرائیل اول)؛ انزواگرایی افزایش می‌یابد. 

۱۰- بدون نیروی زمینی، آمریکا شکست می‌خورد؛ جنگ‌های خارجی (افغانستان، عراق) همیشه شکست می‌خورند.