کد خبر : 173800 |

علی مزروعی فعال سیاسی ساکن بلژیک:

انگیزه اصلی حمله آمریکا به ایران، تکرار خاطره تاریخی کودتای ۲۸ مرداد است / ایران هیچگاه تسلیم زور و استکبار نخواهد شد

برای بازسازی اعتماد مردم به حاکمیت و پر کردن شکاف موجود باید طرح آشتی ملی در دستور قرار گیرد و با اقداماتی همچون عفو عمومی، آزادکردن زندانیان سیاسی، برقراری اینترنت و رفع فیلترینگ، شکستن انحصار صدا و سیما که هزینه چندانی برای حاکمیت ندارد، به همه آنانی که از عملکرد گذشته نظام دلخوری و رنجیدگی دارند و بعضاً برای تغییر، دل به مداخله خارجی و ترامپ بسته‌اند علامت اصلاحات داده شود

ایران برخوردار از منابع غنی طبیعی و انسانی است، بازسازی ایران نیازمند عزمی ملی و سرمایه اجتماعی برآمده از اعتماد همه ایرانیان است

 

تا اینجا راهبرد دفاعی ایران مناسب بوده و توانسته در مقابل حملات انجام شده مقاومت نشان دهد. اینکه در ادامه جنگ تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا، با توجه به ناکامیشان در دستیابی به اهداف تعریف شده تغییر یا تسلیم نظام، چه شیوه‌ای را بکار خواهند گرفت قابل پیش بینی نیست، اما طبعاً این دو قدرت متجاوز ممکن است شیوه‌هایی را در پیش گیرند تا ایران را به تسلیم یا کوتاه آمدن وادارند که بنظرم نتیجه‌ای نخواهد داشت

سرویس سیاسی مستقل آنلاین/ علی مزروعی روزنامه‌نگار، از موسسین جبهه مشارکت، نماینده اصفهان در مجلس ششم و اولین رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بود. او بعد از انتخابات سال ۸۸ از ایران خارج و ساکن بلژیک شد.
مزروعی فعال سیاسی و از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب است که علیرغم خروج از ایران، همچنان تعلق خاطرش را به ایران از دست نداده و پایبند به آرمانِ ایران‌خواهی و وطن‌دوستی باقی مانده است.
او نگاه انتقادی خود به سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی به ویژه در حوادث خونبار دی ماه را حفظ کرده ولی در موضوع جنگ بی اغماض از ایران دفاع می‌کند. گفتگوی ما با علی مزروعی را بخوانید:

انگیزه اصلی حمله آمریکا به ایران چه بود؟ ترامپ چه چیزی را به‌عنوان برد در این جنگ تعریف کرده بود؟

در ابتدا درود و سلام می‌فرستم به ملت نجیب و مقاوم و به همه خانواده‌هایی که در وقایع تلخ دی‌ماه و جنگ عزیزی را از دست داده‌اند، تسلیت می‌گویم.

مرور تاریخ روابط ایران و آمریکا در قرن اخیر حاکی از فراز و نشیب‌های معناداری است و می‌دانیم که یکی از علل وقوع انقلاب اسلامی واکنش به کودتای آمریکایی و انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق بود، و پس از پیروزی انقلاب با اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام مبارزه با سلطه آمریکا ادامه یافت و به قطع روابط سیاسی دو کشور منجر شد و تنش بین دو کشور در همه سال‌های پس از انقلاب ادامه یافت و تلاش‌های دیپلماتیک نتوانسته به این تنش پایان دهد!

در پس این روند تاریخی می‌توان گفت انگیزه اصلی حمله آمریکا به ایران به نوعی تکرار همان خاطره تاریخی کودتای ۲۸ مرداد و بر سرکار آوردن نظامی است که مطیع و فرمانبردار آمریکا مثل رژیم پهلوی باشد!

اینکه چرا این حمله در زمان کنونی اتفاق افتاده است البته نیاز به تحلیل شرایط دارد که از آن می‌گذرم اما یک دلیل این رخداد بر سرکار آمدن جمهوریخواهان و ریاست جمهوری اعجوبه‌ای بنام ترامپ است! این فرد خودشیفته که با شعار «آمریکا اول» بر سرکار آمد در پی انجام کارهایی است که بتواند به این شعار تحقق بخشد و از جمله حمله به ایران را باید در چارچوب ذهنی و شخصیتی ترامپ درک کرد. از مجموع سخنان ترامپ می‌توان دریافت که وی تغییر نظام سیاسی یا تسلیم نظام به خواسته‌های دولت آمریکا را به عنوان برد خود در این جنگ تعریف کرده است و تصورش این بوده است که همان تجربه ونزوئلا یا کودتای ۲۸ مرداد را می‌تواند در ایران تکرار کند.


واکنش بازار آمریکا به ترامپ چیست؟ آیا این جنگ در تقابل تجاری آمریکا و چین به سود ترامپ شد؟

تا جایی‌که اخبار نشان می‌دهد واکنش بازار آمریکا به این اقدام ترامپ، منفی بوده است و به ویژه در زمینه حامل‌های انرژی قیمت‌ها رو به افزایش گذاشته است که با تداوم جنگ می‌تواند دولت ترامپ را در تحقق شعار «آمریکا اول» در تنگنای سختی بگذارد، موجبات باخت جمهوریخواهان را در انتخابات پیش روی مجالس سنا و نمایندگان فراهم آورد و اکثریت کنونی آنان در کنگره را از دست دهند که این رخداد شکست بزرگی برای دولت ترامپ خواهد بود.

هرچند زود است که در مورد آثار این جنگ در ارتباط با تقابل تجاری بین آمریکا و چین نظر داد ولی اجمالاً می‌توان گفت که تا اینجا ایستادگی ایران و راهبردی که در دفاع پیش گرفته ترامپ را در دستیابی به اهدافش ناکام گذاشته است و طبعا این رخداد می‌تواند در توازن قدرت و رقابت اقتصادی و تجاری که بین آمریکا و چین وجود دارد به ضرر ترامپ و به نفع چین باشد.

آیا واکنش ایران به حمله دو قدرت هسته‌ای و نظامی، متناسب و بازدارنده بوده یا ممکن است ایران مانند لبنان با سیاست «کوتاه کردن علف» و بمباران مرتب دوره‌ای مواجه شود؟

تا اینجا بنظرم راهبرد دفاعی ایران مناسب بوده و توانسته در مقابل حملات انجام شده مقاومت نشان دهد. اینکه در ادامه جنگ تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا، با توجه به ناکامیشان در دستیابی به اهداف تعریف شده تغییر یا تسلیم نظام، چه شیوه‌ای را بکار خواهند گرفت قابل پیش بینی نیست، اما طبعاً این دو قدرت متجاوز ممکن است شیوه‌هایی را در پیش گیرند تا ایران را به تسلیم یا کوتاه آمدن وادارند که بنظرم نتیجه‌ای نخواهد داشت چراکه پایه این حمله تجاوزکارانه مبتنی بر یک شناخت واقعی از مختصات کشورمان نبوده است و اینکه مردمی که شهادت را پیروزی بدانند هیچگاه تسلیم زور و استکبار نخواهند شد.

ایران تحت چه شرایطی باید پایان جنگ و آتش‌بس را بپذیرد؟ آیا آتش بس به تنهایی کافی است یا وضع پیمان عدم تعرض میان آمریکا و ایران (چون ایران اسرائیل را اساسا به رسمیت نمی‌شناسد اسرائیل نمی‌تواند جزئی از پیمان متقابل باشد) ضروری است؟

پاسخ به این سوال نیاز به داده‌های دقیق میدانی و سیاسی دارد که در اختیار من نیست! و این از وظایف حاکمیت است که با توجه به تحلیل داده‌ها و شرایط در این باره راهبرد مناسب را طراحی و پیگیری کند. هماهنگی میدان و دیپلماسی شرط لازم و کافی برای گذار از این وضعیت است و به همان اندازه که قدرت دفاعی در این عرصه مهم است قدرت دیپلماسی هم اهمیت دارد، و هدف هم باید تامین امنیت و منافع ملی باشد که آتش بس گام اولیه در این مسیر است و تامین شرایطی که بتواند عدم حملات نظامی به ایران را در آینده در پی داشته باشد.

بعد از پایان جنگ، اولویت‌های رهبر سوم باید چه باشد؟ چگونه باید آن گروهی که به اشتباه و از روی سادگی به بمب‌های ترامپ دل خوش کرده بودند را برگرداند؟

با نگاهی به عملکرد نظام در دو دهه اخیر و به ویژه وقایع یکسال اخیر، کشور نیاز به بازسازی بنیادی در همه ابعاد حکومت‌داری دارد و قطعاً رهبری سوم وظایف سخت و دشواری در این مسیر در پیش دارد. شاخص‌های اقتصادی اجتماعی وضعیت نامطلوبی را نشان می‌دهد و در واقع کشور به لحاظ اقتصادی ورشکسته است و از اینرو بازسازی اقتصادی در جهت تامین معاش و شغل و مسکن و آب و هوا و محیط زیست سالم و ... زندگی معمولی عزتمند باید از اولویت‌های رهبری سوم باشد و لازمه اینکار بازسازی «سرمایه اجتماعی» است. برای بازسازی اعتماد مردم به حاکمیت و پر کردن شکاف موجود باید طرح آشتی ملی در دستور قرار گیرد و با اقداماتی همچون عفو عمومی، آزادکردن زندانیان سیاسی، برقراری اینترنت و رفع فیلترینگ، شکستن انحصار صدا و سیما که هزینه چندانی برای حاکمیت ندارد، به همه آنانی که از عملکرد گذشته نظام دلخوری و رنجیدگی دارند و بعضاً برای تغییر، دل به مداخله خارجی و ترامپ بسته‌اند علامت اصلاحات داده شود، و با برنامه‌ریزی در جهت انجام اصلاحات نهادی حقوقی و ساختاری پیش رفت. رهبری سوم باید ایران برای همه ایرانیان بخواهد و در جهت تامین حقوق شهروندی همگان گام بردارد و برای تامین مشارکت فعال همه ایرانیان در اداره کشور بسترسازی مناسب نماید چرا که برای بازسازی کشور به توان فکری و عملی همه ایرانیان نیاز است.
حاکمیت اگر نتواند شیوه حکمرانی خود را در انطباق با تصویری واقعی از جامعه کنونی ایران و تکثر و رنگارنگی شهروندان اصلاح کند قادر به اداره بهینه کشور نخواهد شد!
ایران پس از جنگ با مشکلات و بحران‌های اقتصادی اجتماعی مواجه است، و درعین حال کشور برخوردار از منابع غنی طبیعی و انسانی است، برای بازسازی ایران نیاز به عزمی ملی و سرمایه اجتماعی برآمده از اعتماد همه ایرانیان است، و رهبری سوم وقتی می‌تواند در حفظ نظام و پیمودن مسیر توسعه کشور موفق باشد که به لوازم و لواحق این بازسازی متعهد باشد.