بنبست فیلترینگ؛ فرسایش ملی در میدان نبرد با تکنولوژی
با فیلتر شدن رسانههای داخلی، مرجعیت خبری به دست رسانههایی میافتد که اهداف خاص خود را دنبال میکنند. قطعی اینترنت در دی ماه سالجاری، به تیتر یک رسانههای بزرگ جهان تبدیل شد و چهرهای سرکوبگر از حکومت به نمایش گذاشت / وقتی فشار روانی فیلترینگ بر فشارهای معیشتی سوار میشود، آستانه تحمل جامعه به شدت پایین میآید. نباید اجازه داد که غافلگیریهای گذشته دوباره تکرار شوند. کارشناسان هشدار میدهند که حفظ این وضعیت ممکن است در نهایت به "ضد خود" تبدیل شود.
حکمرانی باید درک کند که جامعهی ایران دچار فرسودگی ساختاری شده است. اصرار بر فیلترینگ در این شرایط، مانند افزودن بار اضافه بر سازهای است که ترکهای عمیقی برداشته است
حمیرا حسینی یگانه / روزنامهنگار
تاریخ تحولات تکنولوژیک در ایران، روایتگر یک پارادوکس همیشگی است: "مقاومت اولیه در برابر پدیدههای نوظهور و پذیرش نهایی آنها پس از تحمیل هزینههای سنگین." از ممنوعیت ویدئو در دهه ۶۰ که به خاطرهای تلخ در تاریخ تبدیل شد، تا مبارزه با دیشهای ماهواره در دهه ۸۰ که به بایگانی تاریخ سپرده شد؛ همگی نشاندهنده یک حقیقت ثابتاند که تکنولوژی ماهیتی جیوهای دارد؛ هرچه فشار بر آن بیشتر شود، از منافذ جدیدی راه خود را پیدا میکند. امروز، فیلترینگ اینترنت آخرین خاکریز این تفکر است که گویی اینبار نه با یک ابزار سرگرمی، بلکه با "سیستمعاملِ معیشت و بقا" در تقابل قرار گرفته است.
در حالی که اینترنت در تمام دنیا ابزاری برای کاهش هزینههای مبادله (Transaction Cost) است، در ایران فیلترینگ باعث ایجاد یک هزینه مازاد و غیرمولد شده است.
برآوردهای مختلف، رقمی بین ۳۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومان (همت) در سال را برای بازار فروش فیلترشکن در ایران تخمین زدهاند. برخی گزارشها حتی این رقم را در صورتهای بالاتر، تا ۶۰ هزار میلیارد تومان نیز ذکر کردهاند. طبق گزارشهای اقتصادی، گردش مالی فروشندگان فیلترشکن در برخی دورهها، حتی ۲ تا ۳ برابر درآمد عملیاتی شرکت مخابرات ایران بوده است!
هزینههای میلیاردی که شهروندان برای خرید VPN پرداخت میکنند، در واقع نوعی مالیات پنهان است. آمارها نشان میدهد که در پی قطعیهای گسترده ژانویه ۲۰۲۶، تقاضا برای VPN در ایران ۵۷۹ درصد افزایش یافت و شهروندان برای بقای دیجیتال خود ناچار به تهیه و انباشت این ابزارها هستند. این پول مستقیماً از جیب تولیدکننده و مصرفکننده خارج و به جیب واسطههای غیررسمی سرازیر میشود.
در دنیای نوین، فیلترینگ صرفاً یک مزاحمت نیست؛ بلکه یک خونریزی اقتصادی است. برآوردهای تحلیلی نشان میدهد که قطعی اینترنت در ژانویه ۲۰۲۶، ساعتی ۱.۵۶ میلیون دلار به اقتصاد کشور خسارت زده است. وزیر ارتباطات نیز خسارت روزانه به اقتصاد دیجیتال را معادل حدود ۳۳ میلیون دلار برآورد کرده است.
این آمار رسمی، تنها هزینههای قابل مشاهده است و خسارتهای پنهان ناشی از فرار مشتریان و بیاعتمادی شرکای تجاری بینالمللی را شامل نمیشود. به گفته فعالان اتاق بازرگانی، در بخش صادرات و واردات، بسیاری از کشورها تمایلی به به خطر انداختن امنیت غذایی خود با وابستگی به شرایط ناپایدار ایران ندارند.
اینترنت؛ اکسیژنِ اجتماعی
در جامعهای که تحت فشارهای خردکننده تحریمها، سوءمدیریتهای انباشته و تورم لجامگسیخته قرار دارد، اینترنت تنها یک ابزار نیست، بلکه یکی از مولفه های حق زیستن است.
روایتهای میدانی از کشور، عمق این فرسایش را نشان میدهد. کارمند آژانس مسافرتی میگوید شرکتش بیشتر درآمد خود را از دست داد و مجبور به تعدیل نیرو شد؛ چرا که برای خرید بلیط یا رزرو هتل در خارج از کشور، مسیر اینترنتی به کلی مسدود بود.
فعال یک شرکت مهاجرتی روایت میکند که ۴۶ کارمندش به مرخصی اجباری فرستاده شدند، زیرا ارتباط با همتایان خارجی و سفارتها قطع شده بود و مهلتهای ثبتنام دانشگاهها از دست رفت. وقتی یک صنعتگر برای سادهترین چک بانکی، یا یک مادر برای دیدن چهره فرزند مهاجرش در قاب موبایل، با سدِفیلتر روبرو میشود، اولین واکنش او «نفرین به باعث و بانی وضع موجود» است. این خشم های کوچک روزانه، طی سالها به یک کوه یخی از نارضایتی تبدیل می شود.
مغالطه مدل چینی و واقعیت اینترنت ملی
قیاس وضعیت ایران با "دیوار آتش بزرگ چین"، یک خطای راهبردی در تحلیل است. یافتههای پژوهشی نشان میدهد که مدل چین قابل کپیبرداری ساده نیست. چین کشوری است که از هزاران سال پیش برای دفاع از خود دیوار بزرگ چین را ساخت. هر دو سازه نماد "انزوای ارادی" و کنترل متمرکز دولت برای حفظ امنیت و فرهنگ بومی هستند.
اما این کشور پیش از فیلترینگ، یک اکوسیستم جایگزینِ کامل برای جمعیت میلیاردیاش ساخت، اما در ایران، فیلترینگ بدون زیرساخت مشابه، تنها به انزوای دیجیتال منجر شده است. تحلیلهای فنی نشان میدهد که ایران عملاً نسخهی ضعیفتری از چین را در زمینه فیلترینگ پیاده میکند. حتی وزیر ارتباطات ایران، ایده حرکت به سمت شبکه داخلی به جای اینترنت بینالملل را یک "شوخی تلخ" خوانده و اجرای آن را غیرممکن دانسته است.
در حالی که مقامات از شبکه ملی اطلاعات به عنوان جایگزین یاد میکنند، واقعیت چیز دیگری می گوید، این شبکه حتی در روزهای قطعی سراسری نیز نتوانست خدمات پایدار ارائه دهد. اتصال به اینترنت داخلی، کند و همراه با قطعی بود و بسیاری از شرکتها اصلاً به آن متصل نبودند. فهرست سفید اولیهای که برای این شبکه منتشر شد، به گفته کارشناسان، "نسخهای اسکلتی" از وب بود که حتی از اینترنت چین هم محدودتر است.
فیلترینگ؛ بسترساز ناامنی ملی
پارادوکس بزرگ اینجاست که فیلترینگ به نام «امنیت» اعمال میشود، اما خود به بزرگترین تهدید امنیتی تبدیل شده است.
وقتی کل جامعه ناچار به استفاده از فیلترشکنهای ناشناخته میشود، تمامی دادههای حساس کشور در معرض شنود قرار میگیرد. بررسی پیامدهای امنیتی فیلترینگ، ما را با یک تناقض ساختاری روبهرو میکند، تلاش برای بستن منافذ نفوذ، با وادار کردن کاربران به استفاده از نرمافزارهای عبور از فیلتر که اغلب امنیت دادهها را در معرض خطر قرار میدهند، خود به بزرگترین درگاه نفوذ تبدیل شده است.
از سوی دیگر با فیلتر شدن رسانههای داخلی، مرجعیت خبری به دست رسانههایی میافتد که اهداف خاص خود را دنبال میکنند. قطعی اینترنت در دی ماه سالجاری، به تیتر یک رسانههای بزرگ جهان تبدیل شد و چهرهای سرکوبگر از حکومت به نمایش گذاشت.
خطر انفجار غافلگیرکننده
حکمرانی باید درک کند که جامعهی ایران دچار فرسودگی ساختاری شده است. اصرار بر فیلترینگ در این شرایط، مانند افزودن بار اضافه بر سازهای است که ترکهای عمیقی برداشته است.
وقتی فشار روانی فیلترینگ بر فشارهای معیشتی سوار میشود، آستانه تحمل جامعه به شدت پایین میآید. نباید اجازه داد که غافلگیریهای گذشته دوباره تکرار شوند. کارشناسان هشدار میدهند که حفظ این وضعیت ممکن است در نهایت به "ضد خود" تبدیل شود.
واقعیت این است که دورانِ بگیر و ببندِ دیجیتال به پایان رسیده است. تداوم این سیاست، ایران را به سمت "انزوای دیجیتال تقریباً کامل" پیش میبرد و خروج شرکای فنی بینالمللی از بخش مخابرات ایران، زنگ خطری برای پایان همکاریهای معنادار بینالمللی در زیرساختهای حیاتی کشور است.
حاکمیت باید پیش از آنکه با یک شکست تکنولوژیک محتوم روبرو شود، آگاهانه و از موضعِ اقتدار، به سمت رفع انسداد و بازگرداندن حقِ دسترسی حرکت کند.
اینترنت پرسرعت و آزاد، نه یک تهدید، بلکه سوخت توسعه و مرهم روانی برای جامعهای است که نیاز به آرامش و امید دارد. باز کردن گره فیلترینگ، اولین گام برای ترمیم رابطه آسیبدیده دولت و ملت است؛ پیش از آنکه برای هر کنشی، بسیار دیر شده باشد.