کد خبر ۷۵۶۰۷
۱۴۰۰/۰۲/۰۴ ۰۸:۱۴
سید جلال ساداتیان در گفتگو با مستقل پیش‌بینی کرد:
برای توضیح و تفسیر نقشه راه این مذاکرات و موانع آن سراغ سیدجلال ساداتیان دیپلمات و نماینده سابق مجلس و تحلیلگر حوزه سیاست خارجی رفتیم. گفتگوی ما را بخوانید:

سمت و سوی مذاکرات وین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

چند روزی است گروه مذاکره کننده ایران به سرپرستی معاون سیاسی وزیر امور خارجه در رفت و آمد به وین، مذاکرات حقوقی و فنی و ساختاری مربوط به چگونگی لغو تحریم‌های یکجانبه امریکا، وضع شده توسط رئیس جمهور سابق امریکا، دونالد ترامپ و بازگشت ایالات متحده امریکا به برجام را دنبال می‌نماید. اخبار منتشره، ناشی از پیشرفت و تا حدودی پیشبرد توافقات است. علیرغم فضای مثبتی که ایجاد شده، و حتی نغمه‌های مخالفی که شنیده می‌شود روند، مثبت ارزیابی شده و می‌شود که اجازه داده شده مذاکرات چند نوبت ادامه یابد و هیات‌‌های مذاکره کننده با رفت و برگشت به پایتخت‌های خود، کماکان به مذاکرات ادامه داده و می دهند.

اصولا این مذاکرات برای چیست؟

در هنگام تبلیغات انتخاباتی یا همان کمپین، آقای بایدن وعده داد که به برجام باز خواهد گشت و تحریم‌های هسته‌ای وضع شده توسط ترامپ را ملغی خواهد کرد. با انتخاب تیم دخیل در سیاست خارجی شامل آقای بلینکن وزیر امور خارجه و خانم وندی شرمن معاون وی و همچنین آقای رابرت مالی که همگی در تیم آقای جان کری در دولت آقای اوباما بودند و نیز برگزیدن آقای جیک سالیوان به‌عنوان مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، این گمان تقویت شد که اراده دولت بایدن بر بازگشت به برجام و تلاش برای کاهش میزان تنش در منطقه و درگیری با ایران است. با گذشت زمان، تعلل و کندی تصمیم‌سازی و اجرا از ناحیه آمریکا، رخ نشان داد و تحلیل‌ها پیرامون این امر افزایش یافت که علت تاخیر آقای بایدن و تیمش چیست و چرا هر روز حرف‌های متفاوتی شنیده می‌شود که نقض‌کننده گفته‌های زمان تبلیغات انتخابات است؟ بعضا تعبیر به این شد که آنان به‌دنبال کسب امتیاز از ایران با آگاهی از فشارهای حداکثری تحریم‌ها بر ایران هستند، اما اظهارات بعدی نشان داد که این تحلیل دقیق نبوده و موانع دیگری عامل تعلل‌ها شده است.

لغو تحریم‌ها با چه مانعی مواجه بود و چرا آمریکا در بازگشت به برجام تعلل کرد؟

عمده سخن‌ها این بود که ایران باید به تعهداتش بازگردد، تا آمریکا هم به برجام و رفع تحریم‌ها بازگردد. در این ارتباط از طریق دیپلماسی عمومی و انعکاس رسانه‌ای، پاسخ‌های ایران این بود که ایالات متحده آمریکا از برجام خارج شده و همچنین اروپائی‌ها تحت فشار آمریکا به تعهدات خود در قبال برجام عمل نکرده بودند، در نتیجه کاملا مشخص است که ابتدا آمریکا باید رفع تحریم کند و راستی آزمائی شود و همچنین است اجرای تعهدات توسط اروپائی‌ها تا با کسب اطمینان از سوی ایران، جمهوری اسلامی هم بازگشت به انجام تعهداتش را آغاز کند و گام‌هائی را که در جهت کاهش تعهدات برجامی برداشته است متوقف نموده به تعهدات اصلی بازگردد. در این میان طرح‌هائی هم مطرح شد که ابتدا امریکا یکجا باید کل تحریم‌ها را بردارد و بعد ایران تعهداتش را اجرائی نماید. طرح دیگر حرکت گام به گام بود. بدین ترتیب که آمریکا بخشی از تحریم‌ها را لغو کند، ایران نیز متناسب، بخشی از گام‌های برداشته شده را اصلاح نموده و مثلا از آن پنج مرحله، مرحله یا گامی را بازگشت کند و تا به آخر این وضعیت ادامه یابد که در کلام آقای عراقچی، همواره طرح مرحله‌ای مورد مخالفت قرار می‌گرفت.

مخالفین لغو تحریم و بازگشت آمریکا به برجام کدام کشورها هستند؟ و دلایل مخالفان چیست؟

قابل پیش بینی بود که آقای بایدن به همان سهولتی که اعلام کرده به برجام باز می‌گردد و تحریم‌های اعمال شده علیه ایران را لغو می‌کند، نخواهد توانست اقدامات خود را اجرائی کند. شخص نتانیاهو و لابی پر قدرت اسرائیل در آمریکا و نیز لابی ثروتمند عربستان در آمریکا که همواره هزینه‌های بسیاری را در مخالفت با برجام انجام داده است به علاوه طرفداران پر تعداد آقای ترامپ در آمریکا و از جمله در کنگره که تعدادی از نمایندگان و سناتورها با نوشتن نامه به آقای بایدن از او خواسته بودند به برجام بازنگردد. به مخالفان خارجی اضافه کنید مخالفان داخلی را، که با استناد به جمله‌ای از رهبری که اعلام مخالفت با مذاکره با آمریکا داشتند، هجمه‌ها و فحاشی‌ها در حد خائن خواندن رئیس جمهور و وزیر امور خارجه برای هر نوع تحرک دیپلماتیک، فضا را کاملا به سمت توقف و بن بست هر نوع فعالیت دیپلماتیک به پیش می‌بردند.  مخالفت داخلی‌ها بیشتر به این انگیزه بود که هر نوع موفقیت دولت در لغو تحریم‌ها و به‌اصطلاح احیای برجام می‌توانست خواب کسانی که به‌دنبال شرایط محیط بسته انتخاباتی هستند را پریشان کرده و احتمالا شرایط به نفع رقبای آنان تغییر دهد و نمی‌توانند به خواسته‌های خود در کسب موقعیت پاستور نائل آیند! در باب دلایل مخالفان باید گفت: اسرائیل به بهانه آنکه موجودیتش از ناحیه ایران تهدید شده و می‌شود و حتی با علم به اینکه ایران دسترسی به سلاح اتمی نیافته است و احتمال دستیابی زود هنگام هم وجود ندارد، اما به منظور جلب حمایت بیشتر از دنیا، لبه تیز دفاعیاتش را بر این قرار داده تا ایران هراسی را تقویت کند. بی‌تردید اظهار نظرهای نپخته برخی نظامیان نتانیاهو را در این مسیر کاملا حمایت می‌کند. عربستان هم به دنبال هژمون خود به مفهوم قدرت اول جهان اسلام است، اما اشتباهات متعدد او که اسیر تحریکات ایران، بخصوص در ارتباط با مسائل مختلف منطقه ایست، او را دچار چالش‌های عدیده نموده است. بارزترین آن موضوع یمن است که فکر می‌کند بهترین فشار بر ایران می‌تواند فشار حداکثری اقتصادی باشد، در حالیکه غربی‌ها هم اذعان کرده‌اند که فشار حداکثری بر ایران بی‌حاصل بوده است.

آیا تحرکات جدی در همراهی و پیشبرد مذاکرات، از جانب همسایگان وجود داشته است؟

شنیده‌ها و همچنین تحرکات دیپلماتیک ناشی از تلاش دولت قطر برای نزدیک ساختن مواضع ایران و آمریکا به یکدیگر و همچنین، دولت عمان که همواره از روابط خوبش با هر دو طرف، ایران و آمریکا برای میانجیگری بهره می‌برده است و حتی تحرکاتی از ناحیه دولت عراق حکایت داشت که این مرحله که کاملا با حملات لفظی رسانه‌ای طرفین مواجه است را آرام کند. سرانجام اعلام شد که نشست ۱+۴ در وین برگزار می‌شود و شخص آقای رابرت مالی مشاور ویژه در امور ایران، در اطراف خواهد بود تا بدون حضور مستقیم در مذاکرات، آنگاه که نیاز باشد با او نیز گفتگو صورت گیرد. بدین ترتیب به نظر رسید که یخ عدم مذاکرات آب شده و تیم ایران با سخنان رهبری که خود موجبات کاهش حملات مجلسیان به دولت و وزارت خارجه بود، فرصت این را یافتند تا در مذاکرات حضور یافته و تا حدودی به توافقات اولیه دست یابند.

متن مورد توافق در این مذاکرات چیست؟

اصل مطلب بر آنست که تمامی تحریم‌های انجام شده توسط دونالد ترامپ، در بازه‌های زمانی مشخص لغو شود، ایران راستی آزمائی کند که آیا واقعا تحریم‌ها لغو شده و به مرحله واقعی لغو رسیده است و آنگاه ایران هم گام‌هائی را که تعهداتش را طی پنج مرحله کاهش داده است باز گرداند.

همچنین است میزان غنی سازی را که مجلس تکلیف کرده بود که از ۶۷/۳ به ۲۰ درصد برساند به مرحله اولیه بازگرداند و مورد اخیر که برای بالا بردن توان مذاکراتی مطرح شده بود میزان غنی سازی را به ۶۰% خواهد رساند، متوقف نماید. نکته مهم دیگر مکانیزم ماشه یا همان اسنپ بک را اصلاح نموده، کشورها مجاز به این نباشند که با هر بهانه‌ای به آن استناد کنند و بخواهند تهدیدی علیه ایران باشند که با هرگونه عدم موافقت و یا بروز اختلافات بخواهند به آن مکانیزم رجوع نموده ایران را به تحریم‌های شش‌گانه شورای امنیتی باز گردانند! اروپا نیز باید مطابق پیوست برجام به تعهدات احصاء شده و نوشته شده خودش بازگردد و تعهدات برجامی‌اش در قبال ایران را اجرائی نماید.

آیا این زمان که پایان دولت دوازدهم و پیش از انتخابات ریاست جمهوری است، مناسب مذاکرات می‌دانید؟

اشاره شد که مخالفت‌های فراوانی برای عدم انجام مذاکره در این زمان وجود داشت که برخی را با صراحت بیان می‌کردند و برخی را به تلویح و ضمنی مورد تحلیل قرار می‌دادند. اما تشخیص اساسی با این بود که به هیچ وجه نباید زمان را از دست داد، عنوان نمودن این امر که این دولت مستعجل است و باید صبر کرد تا دولت بعدی در ایران انتخاب شود و بعد مذاکرات صورت پذیرد، موضعی منطبق با حفظ منافع ملی و رعایت حقوق مردم نیست، یک روز زودتر هم تحریم‌ها لغو شود و هر چه سریعتر به سمت رفع تنش‌ها حرکت شود و به اقتصاد کشور کمک شود با منافع و امنیت ملی از همخوانی بیشتری برخوردار است و لذا با حمایت رهبری مذاکرات آغاز شده و ادامه یافته است. با تکیه بر این امر مهم که مذاکرات اتلاف وقت و مذاکره برای مذاکره نباشد، بلکه تلاش آن باشد که در اسرع وقت بتوانند به نتایج ملموس، هم در چگونگی لغو تحریم‌ها و هم چگونگی باز گشت آمریکا و تبعات حقوقی آن و همچنین جنبه‌های فنی مربوط به عملیات‌های غنی‌سازی و باز گشت‌ها به هریک از مراحل اقدام شده، بپردازند.

آیا امیدی به موفقیت و به نتیجه رسیدن مذاکرات وجود دارد؟

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار شده‌اند تا این مذاکرات انجام شود، طرفین حداکثر تلاش را به کار برده و می‌برند تا با گفتگوهای فنی، اجرائی، حقوقی بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، مثلا یک ماه، به توافق جامع دست یابند، اظهارات مقامات غربی و آمریکایی، علیرغم همه آن فشارهای داخلی، نشانگر آنست که اراده کرده‌اند تا بازگشت به برجام و لغو تحریم‌ها اجرائی شود و اروپا و چین و روسیه هم مایلند که این کار نهائی شود. تلاش‌های حاشیه‌ای مثل آنچه صورت گرفته تا در سطح مقامات امنیتی دیداری فیمابین ایران و عربستان سعودی به میزبانی عراق انجام شود، از سوئی نشانگر تمایل عربستان به حل معضلات منطقه‌ای و رفع تنش با عنصر کلیدی آن، ایران است که قاعدتا بر موضع کاهش مخالفت با برجام هم اثر می‌گذارد و هم تمایلش تحت فشار آمریکا برای خلاص شدن از مشکلات منطقه‌ای است که سال‌ها بدون دستاورد مثبت درگیر آن‌هاست. بر این اساس و با استدلال اینکه طرفین از سنگلاخ موانع خود را عبور داده‌اند و به مذاکرات رسیده‌اند، امید به موفقیت را بسیار افزایش داده است. قاعدتا از نتایج، پس از آن رونمایی خواهد شد که مذاکرات در سطح معاونین، که ادامه دارد به نتایج ملموس، که مورد اشاره قرار گرفت، برسد و آنگاه وزرای امور خارجه آن را اعلام دارند. ایران در قبال موضوع موشکی حتما موضع جدی دارد، ولی در قبال مسائل منطقه‌ای به نظر می‌رسد قدری امکان انعطاف خواهد داشت، چند روزی شکیبائی روشنگر ماحصل مذاکرات فعلی خواهد بود.

تاثیر این مذاکرات و توافق احتمالی بر انتخابات ریاست جمهوری چیست؟

اشاره کردم که اگر این مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم‌ها برداشته شود، دارای اثر فوری بر اقتصاد ایران نخواهد بود، اما اثر روانی و تاثیر بر محیط سیاسی می‌تواند اصلاح‌طلبان یا مستقلین را در مقابل اصولگراها تقویت کند و بخصوص آنان را در مقابل نظامی‌هایی که اراده کرده‌اند نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر دهند، به پیروزی برساند و رشته‌های اصولگراها پنبه کند!

چنانچه دولت بعدی ایران اصولگرا باشد، آیا خواهد توانست از توافق خارج شود و آن را بی‌اثر کند؟

به نظر می‌آید که اصولگرایی غیر از شورای نگهبان که ممکن است هر فرد ذیصلاحی را رد کند تا شانس اصولگراها افزایش یابد، هیچ شانس دیگری را در اختیار نخواهد داشت.

به‌فرض مطرح در سوال، اصولگرا نمی‌تواند از برجام خارج شود، زیرا رهبری خود هدایت جریان را به‌عهده گرفته و کاملا موضوع را از نزدیک دنبال می‌کند.

 

ارسال نظر