محال است علاقمندان سینما بازی درخشان ‌همفری بوگارت را در کنار اینگرید برگمن در محبوب‌ترین فیلم تاریخ سینما یعنی کازابلانکا ندیده باشند. نگاهی داریم 22 نکنه جذاب درباره این بازیگر فراموش‌نشدنی.

همفری بوگارت 3

سرویس فرهنگی مستقل‌آنلاین: 

1. همفری دیفراست بوگارت، 25 دسامبر 1899 در شهر نیویورک به دنیا آمد. نام خانوادگی او در زبان هلندی به معنای «باغبان» است خانواده او ثروتمند و برجسته بودند که نسبت فامیلی مستقیم با اولین مهاجرین هلندی در نیویورک داشتند.

2. پدر همفری بوگارت، بلمانت دیفراست بوگارت نام داشت که جراحی محترم و موفق بود. مادرش مائود همفری، نقاش، مدیر هنری و طراح و تصویرگر آگهی‌های تجاری مد موفقی بود و یکی از طرفداران سرسخت حق رأی زنان به شمار می‌آمد.

آغاز شهرت همفری بوگارت

3. شهرت همفری در همان کودکی آغاز شد. یکی از نقاشی‌های مادرش از او در یک کمپین تبلیغاتی ملی برای غذای کودکان مورداستفاده قرار گرفت که یا گذشت زمانی کوتاه همفری کوچک را تبدیل به کودک ستاره مشهوری کرد. بعدها خود بوگارت از این تبلیغات این‌گونه یاد می‌کرد: «برهه‌ای در تاریخ آمریکا هست که هر مجله‌ای را که برمی‌داشتید و ورق می‌زدید، امکان نداشت دک‌وپوز مرا در آن نبینید.»

رابطه همفری بوگارت با مادرش

4. همفری از همان کودکی با مادرش رابطه پیچیده‌ای داشت. باوجوداینکه مادرش بارها در دوران کودکی او نقاشی‌هایی از او به تصویر کشید، اما چنان غرق کارش بود که هرگز توجه و علاقه ویژه‌ای به پسرش نشان نداد. آن‌طور که خود بوگارت می‌گوید: «در بزرگ‌سالی اگر زمانی برای مادرم پیام تبریک روز مادر یا دسته‌گل می‌فرستادم، او همه را پس می‌فرستاد.»

همفری بوگارت در کودکی
همفری بوگارت در کودکی

دوران کودکی همفری بوگارت

5. خانواده او ملکی در نزدیکی دریاچه کاناندی‌گوا، یکی از زیباترین دریاچه‌های شمال ایالت نیویورک داشتند و همان‌جا بود که بوگارت دوران کودکی شاد و سرخوشانه‌ای را سپری کرد. تابستان‌ها به بازی شطرنج مشغول بود، قایق‌رانی می‌کرد و این دو سرگرمی همفری بوگارت گاهی در طول زندگی‌اش تا مرز وسواس نیز کشیده شدند. او سپس به مدرسه معتبر و مشهور ترینیتی در نیویورک رفت، جایی که در مقایسه با شاگردان دیگر فقیر و معمولی به شمار می‌آمد.

6. دوران مدرسه برای همفری بوگارت خاطرات خوشی به همراه نداشت. نمرات پایین، اسم معمولی و لباس‌های تشریفاتی که مادرش مجبورش می‌کرد بپوشد و همچنین بی‌استعدادی‌اش در ورزش باعث شده بود که بوگارت مورد تمسخر و شوخی همکلاس‌هایش باشد. یکی از دوستانش درباره آن دوران این‌طور می‌گوید: «بوگارت هیچ‌وقت در هیچ کاری شرکت نمی‌کرد. دانش‌آموز خیلی خوبی نبود… او کلاس ما در هیچ‌چیزی همکاری نمی‌کرد.»

اخراج بوگارت از مدرسه

7. باوجود وضعیت تحصیلی نامناسب در مدرسه، پدر و مادرش در سال 1917 تصمیم گرفتند که او را به آکادمی فیلیپس در اندوور ماساچوست بفرستند که مدرسه شبانه‌روزی سختگیری بود و زمانی جان آدامز مدیرش بود. درنتیجه بوگارت نتوانست با استانداردهای بالای این مدرسه خودش را وفق دهد و سال بعد اخراج شد.

همفری بوگارت 4

راز زخم صورت همفری بوگارت

8. یکی از مهم‌ترین رازهای زندگی همفری در جای زخمی بود که سمت راست لب بالایی‌اش باقی ماند و بعدها تبدیل به یکی از ویژگی‌های اصلی صورت مردانه و سرسخت او شد.

با آنکه روایات مختلفی وجود دارد، ولی مشهورترین داستانی که درباره این زخم شنیده‌شده این است که بوگارت این زخم را به هنگام اسکورت کردن یک اسیر در زمان خدمتش در نیروی دریایی برداشته است.

بوگارت و باکال به همراه پسرشان
بوگارت و باکال به همراه پسرشان

زندگی شخصی و خانوادگی همفری بوگارت

9. همفری در طول عمرش چهار بار ازدواج کرد و در سال 1926 بود که با همسر اولش، هلن مِنکن زندگی مشترکش را آغاز کرد. آن‌ها کمتر از یک سال بعد از هم جدا شدند و در سال 1928 وی با هنرپیشه دیگری به نام مری فیلیپس ازدواج کرد.

زندگی این دو به خاطر نقل‌مکان بوگارت از نیویورک به هالیوود از هم پاشید و در سال 1938 بود که او با همسر سومش، مایو متوت ازدواج کرد. زناشویی آن‌ها پرتلاطم و آشفته بود و در هالیوود به‌عنوان «بوگارت‌های جنگجو» معروف شده بودند تا آنکه در سال 1945 متارکه کردند.

کمتر از دو هفته پس از طلاق متوت، همفری با بتی پرسک یا بهتر بگوییم لورن باکال، همبازی جوان و فوق‌العاده زیبایش در فیلم «داشتن و نداشتن» ازدواج کرد. آن‌ها دو فرزند به نام‌های استیون و لسلی داشتند. بوگارت و باکال تا لحظه مرگ او در کنار هم ماندند.

 ورود همفری بوگارت به دنیای بازیگری

10. در سال 1921، همفری بوگارت برای اولین بار روی صحنه تئاتر می‌رود و نقش یک گارسونی ژاپنی را بازی می‌کند. تنها دیالوگی که او با لهجه ژاپنی ادا می‌کند این است: «نوشیدنی برای بانوی من و مهمانان بسیار گرامی او». پدر بوگارت با دیدن نقش بسیار کوچکی که پسرش برای اولین بار روی صحنه تئاتر اجرا می‌کرد به فردی که کنارش نشسته بود گفت: «پسره خوب بازی می کنه، مگه نه؟»

همین تجربه کوچک روی صحنه برای بوگارت کافی بود تا تصمیمش را بگیرد و بازیگر شود.

11. «بالای رودخانه» (۱۹۳۰) نخستین تجربه بازیگری بوگارت در یک فیلم بلند سینمایی بود. این فیلم همچنین تنها تقابل میان بوگارت و اسپنسر تریسی ۲ غول بازیگری سینمای کلاسیک است. این ۲ بازیگر باوجوداینکه رفقای بسیار صمیمی بودند اما چون مدت‌های طولانی بوگارت تحت قرارداد کمپانی وارنر و اسپنسر تریسی تحت قرارداد کمپانی ام‌جی‌ام بود هیچ‌گاه همکاری بین این ۲ شکل نگرفت.

همفری بوگارت

 همفری بوگارت و فیلم کازابلانکا

12. به‌یادماندنی‌ترین بازی او در فیلم «کازابلانکا» است. او نقش ریک بلین، مردی آمریکایی را در این فیلم بازی کرد که می‌کوشید در بحبوحه جنگ جهانی دوم، رابطه‌اش را با عشق گذشته‌اش (اینگرید برگمن) از سر بگیرد. «کازابلانکا» سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه و بهترین کارگردان را از آن خود کرد و امروزه یکی از بهترین فیلم‌های تمام دوران‌ها محسوب می‌شود. بسیاری از جملاتی که در این فیلم ادا شده‌اند نیز حالا تبدیل به گفته‌های معروفی شده‌اند، به‌خصوص جمله فراموش‌نشدنی بوگارت در پایان فیلم که می‌گوید: «من فکر می‌کنم این شروع یک دوستی زیباست.»

اولین اسکار بازیگری همفری بوگارت

13. همفری بوگارت سه بار برای فیلم‌های «کازابلانکا»، «ملکه آفریقایی» و «شورش کین» نامزد جایزه اسکار بازیگری شد و توانست برای فیلم «ملکه آفریقایی» (۱۹۵۱) که در آم با کاترین هپبورن همبازی بود این جایزه را از آن خود کند. بوگارت در طول دوران بازیگری‌اش به‌غیراز این جایزه اسکار، تنها یک جایزه معتبر سینمایی آن‌هم برای فیلم «داشتن و نداشتن» از سوی انجمن منتقدان ملی دریافت کرد.

همفری بوگارت پس از دریافت جایزه اسکار گفت: «بهترین راه برای زنده ماندن بعد از گرفتن یک اسکار این است که دیگر هرگز برای بردن اسکار دیگری تلاش نکنی. دیدید که برای برنده‌های این جایزه چه اتفاقی می‌افتد. آن‌ها بقیه عمرشان را به رد کردن فیلم‌نامه‌ها می‌گذرانند و دنبال نقشی عالی هستند تا اسکار دیگری ببرند. امیدوارم دیگر حتی نامزد جایزه اسکار نشوم. از این به بعد فقط می‌خواهم نقش‌های معمولی بازی کنم.» مهم‌ترین فیلم‌های بعد از اسکار بوگارت عبارت‌اند از: «شورش کِین» (1954)، «سابرینا» (1954) و «هرچه سخت‌تر به زمین می‌خورند» (1956).

14. فیلم‌های همفری بوگارت در دهه 1960 بسیار مورد تحسین منتقدین قرار می‌گرفتند و شخصیت او به‌شدت ستایش می‌شد و به خاطر شوالیه گری ضدهالیوودی اش بود که بوگارت هنوز هم محبوبیتی فراتر از دوران خود دارد که هیچ بازیگری تابه‌حال به این درجه دست پیدا نکرده است.

15. در سال 1997 بود که مجله انترتینمنت ویکلی وی را «افسانه شماره یک تمام دوران‌ها» نامید و در سال 1999، موسسه فیلم آمریکا او را برجسته‌ترین و بزرگ‌ترین ستاره سینمایی تمام عصرها لقب نهاد. ناتانیل بنچلی، دوست بوگارت که زندگی‌نامه نویس نیز هست، حیات او را این‌طور خلاصه کرد: «بوگارت با کمال و پایبندی‌اش به آنچه فکر می‌کرد درست است، به این درجه رسید.»

16. پسر همفری بوگارت که استفان نام دارد در ۱۹۹۶ کتاب زندگی‌نامه همفری بوگارت را با نام «بوگارت: در جستجوی پدرم» منتشر کرد.

همفری بوگارت 2

17. بوگارت در فیلم «کازابلانکا» (۱۹۴۲) برای آنکه از اینگرید برگمن ستاره زن فیلم بلندتر نشان داده شود، کفش پاشنه‌بلند پوشیده بود. او این کار را در فیلم «خواب بزرگ» نیز تکرار کرد. درباره فیلم «کازابلانکا» گفته می‌شود اینگرید برگمن به‌منظور آماده شدن برای بازی در کنار بوگارت بارها و بارها «شاهین مالت» شاهکار جان هیوستن با بازی همفری بوگارت را تماشا کرده بود.

18. با توجه به خاطرات لورن باکال، موهای بوگارت سر صحنه فیلم «گذرگاه تاریک» (۱۹۴۷) شروع به ریزش کرد و او مجبور شد از این فیلم به بعد از کلاه‌گیس استفاده کند.

19. بوگارت درباره سرسختی والتر هیوستن پدر جان هیوستن در ایفای نقش سر صحنه فیلم «گنج‌های سیرا مادره» (۱۹۴۸) جمله مشهوری دارد که می‌گوید: «یک هیوستن به‌اندازه کافی بد است. ۲ تا هیوستن که دیگر کشنده است.»

«گنج‌های سیرا مادره» یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های سینمای کلاسیک است و در فهرست فیلم‌های موردعلاقه استنلی کوبریک، پل توماس اندرسون، سام ریمی و رابرت ردفورد در جایگاه ویژه‌ای قرار دارد.

20. «به هر دری بزن» (۱۹۴۹) ساخته نیکلاس ری نخستین فیلم بوگارت بود که توسط یک کمپانی مستقل ساخته می‌شد. بوگارت برای نقش مقابلش در این فیلم، مارلون براندو را پیشنهاد داده و حتی به دیدن او سر صحنه نمایش «اتوبوسی به نام هوس» نیز رفته بود اما درنهایت این نقش به جان دِرِک رسید.

بوگارت و باکال به همراه پسرشان استیون

مرگ همفری بوگارت

21. «هرچه سخت‌تر زمین‌ می‌خورند» (۱۹۵۶) آخرین نقش‌آفرینی بوگارت بر پرده نقره‌ای بود. فیلم‌برداری این فیلم اواخر سال ۱۹۵۵ میلادی، کمی پیش از آنکه در ژانویه ۱۹۵۶ بیماری سرطان بوگارت تشخیص داده شود، آغاز شد. در سال 1956، زمانی که هنوز همفری در اوج دوران بازیگری‌اش بود، به سرطان مری مبتلا شد و جراحی هم مانع رشد توده سرطانی‌اش نشد و در روز 14 ژانویه 1957 بوگارت در 57 سالگی از دنیا رفت. درحالی‌که همفری بوگارت در زمان مرگش یکی از برجسته‌ترین و درخشان‌ترین ستاره‌های سینمای کشورش محسوب می‌شد تا ده‌ها سال بعد از رفتنش، شهرت او بیشتر و عظیم‌تر می‌شد.

22. لورن باکال همسر همفری بوگارت در مراسم تدفین این ستاره بزرگ تاریخ سینما یک سوت طلایی درون تابوتش قرارداد. سوت اشاره به دیالوگ مشهور فیلم «داشتن و نداشتن» (۱۹۴۴) اثر هاوارد هاکس داشت. سر صحنه فیلم «داشتن و نداشتن» بوگارت و باکال با هم آشنا شدند و کمی بعدازآن ازدواج کردند.

 

ارسال نظر