کد خبر : 179635 |

نرخ سود؛ شمشیر دو لبه بورس

کاهش یا ثبات نرخ سود از یک سو می‌تواند نقدینگی را به سمت بازار سرمایه سوق دهد، اما از سوی دیگر، اگر ثبات نرخ سود در شرایط تورمی اتفاق بیفتد، می‌تواند نشانه تداوم فشارهای تورمی و بی‌ثباتی اقتصاد کلان نیز باشد.

 

نرخ سود بانکی یکی از متغیرهای کلیدی در تصمیم سرمایه‌گذاران است. در ساده‌ ترین حالت، سرمایه‌گذار میان گزینه‌های مختلف برای کسب بازدهی مقایسه انجام می ‌دهد؛ سپرده بانکی، اوراق با درآمد ثابت، طلا، ارز، مسکن یا سهام. هرچه نرخ سود بدون ریسک افزایش پیدا کند، بخشی از سرمایه‌گذاران ممکن است ترجیح دهند منابع خود را به سمت گزینه‌هایی با بازدهی مشخص‌تر و ریسک کمتر منتقل کنند.

در مقابل، اگر چشم‌انداز افزایش نرخ سود از میان برود، جذابیت نسبی دارایی‌های پرریسک از جمله سهام افزایش پیدا می‌کند. این موضوع به ‌ویژه در شرایطی که بازار سرمایه در حال تجربه روند صعودی است، می‌تواند بر رفتار معامله‌گران اثرگذار باشد.

اظهارات رئیس‌ کل بانک مرکزی را می‌توان از دو زاویه برای بورس بررسی کرد. نخست، از منظر هزینه فرصت سرمایه‌گذاری و دوم، از منظر انتظارات تورمی و نقدینگی.

در شرایطی که بازار انتظار افزایش نرخ سود داشته باشد، سرمایه‌گذار برای ورود به بورس باید بازدهی بالاتری را مطالبه کند. در نتیجه ارزش‌گذاری سهام تحت فشار قرار می‌گیرد و نسبت قیمت به سود شرکت‌ها نیز می‌تواند با محدودیت مواجه شود.

اما وقتی بانک مرکزی اعلام می‌کند که فعلا برنامه‌ای برای افزایش نرخ سود ندارد، بخشی از این نگرانی کنار می‌رود. در نتیجه سرمایه‌گذاران ممکن است احتمال دهند که منابع بیشتری به سمت بازار سرمایه حرکت کند. این مسئله می‌تواند به ‌خصوص برای سهام شرکت‌هایی که از نظر بنیادی وضعیت مناسبی دارند، محرک تقاضا باشد.

البته نباید صعود امروز بورس را صرفا به اظهارات همتی نسبت داد. بازار سرمایه در هفته‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل از جمله روند قیمت ارز، انتظارات اقتصادی، تحولات سیاسی، رشد قیمت سهام پس از دوره رکودی و افزایش ورود نقدینگی قرار داشته است.

نکته مهم دیگر این است که نرخ سود بانکی برای بورس یک متغیر دو وجهی است. کاهش یا ثبات نرخ سود از یک سو می‌تواند نقدینگی را به سمت بازار سرمایه سوق دهد، اما از سوی دیگر، اگر ثبات نرخ سود در شرایط تورمی اتفاق بیفتد، می‌تواند نشانه تداوم فشارهای تورمی و بی‌ثباتی اقتصاد کلان نیز باشد.

در واقع بورس زمانی می‌تواند از ثبات نرخ سود بیشترین بهره را ببرد که این ثبات همراه با کنترل ریسک‌های اقتصادی، بهبود سودآوری شرکت‌ها و افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران باشد. در غیر این صورت، فقط پایین ماندن نرخ سود نمی‌تواند روندی پایدار برای بازار ایجاد کند.

در نهایت، اگر سیاست عدم تغییر نرخ سود ادامه پیدا کند و همزمان متغیرهایی مانند سودآوری شرکت‌ها، نرخ ارز، وضعیت سیاسی و اقتصادی و جریان ورود پول حقیقی در مسیر مساعد باقی بمانند، بورس می‌تواند همچنان چشم‌انداز صعودی داشته باشد. اما این صعود احتمالا پس از جهش اخیر، بیش از گذشته به کیفیت نقدینگی و پشتوانه بنیادی قیمت‌ها وابسته خواهد بود.