خالیخوانی؛ پول نفتی که فقط روی کاغذ وجود دارد
ایران نفت میفروشد؛ اما فروش محموله، پایان ماجرا نیست. نفتکش از آبهای ایران حرکت میکند، سامانه موقعیتیاب آن خاموش یا دستکاری میشود، محموله گاه در میانه دریا به کشتی دیگری انتقال مییابد و اسناد، پرچم یا مبدأ آن تغییر میکند تا سرانجام نفت، عمدتاً با تخفیف، به دست خریدار برسد.
یاشار سلطانی در یادداشتی نوشت: در تهران، رئیسجمهور و رئیس مجلس از این کشور به آن کشور میروند تا راهی برای آزادسازی منابع بلوکهشده ایران پیدا کنند. هر مذاکره، هر سفر و هر توافق احتمالی با این امید همراه است که بخشی از داراییهای کشور دوباره در دسترس قرار گیرد. مشهورترین نمونه، همان شش میلیارد دلاری است که ابتدا در قطر نگهداری میشد، سپس سر از آلمان درآورد و هرگز به ایران بازنگشت.
اما همزمان، پرسشی مهمتر در سایه مانده است: درآمد نفتی ایران که طی همین سالها در شبکهای غیرشفاف از واسطهها، شرکتهای پوششی و حسابهای خارجی جابهجا شده، اکنون کجاست؟
ایران نفت میفروشد؛ اما فروش محموله، پایان ماجرا نیست. نفتکش از آبهای ایران حرکت میکند، سامانه موقعیتیاب آن خاموش یا دستکاری میشود، محموله گاه در میانه دریا به کشتی دیگری انتقال مییابد و اسناد، پرچم یا مبدأ آن تغییر میکند تا سرانجام نفت، عمدتاً با تخفیف، به دست خریدار برسد.
اما بخش اصلی و پیچیدهتر این سفر، تازه با پرداخت پول آغاز میشود.
بهدلیل تحریمهای بانکی، پول نفت نمیتواند از مسیرهای معمول و شفاف به ایران منتقل شود. بنابراین، شبکهای از واسطهها، شرکتهای پوششی، صرافیها و تراستیها وارد میدان میشود. پول در حسابهایی خارج از کنترل مستقیم ایران مینشیند و تراستی مأمور میشود آن را نگهداری کند، انتقال دهد یا برای خرید کالا به کار گیرد.
در ظاهر، همهچیز انجام شده است: نفت فروخته شده، خریدار پول را پرداخته و واسطه نیز موجودی حساب را تأیید کرده است. اما آیا این پول واقعاً وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، آیا در اختیار ایران و قابلاستفاده است؟
اینجاست که مفهوم «خالیخوانی» وارد پرونده میشود.
پول هست؛ اما فقط در گزارشها
در سازوکار خالیخوانی، تراستی یا واسطه اعلام میکند که پول در حساب بانکی مشخصی موجود است. گاهی حتی سند یا برگهای با عنوان تأییدیه بانکی ارائه میشود و همین اعلام موجودی، ممکن است در گزارشهای رسمی ثبت و بخشی از درآمد وصولشده کشور تلقی شود.
اما هنگامی که زمان انتقال، برداشت یا مصرف پول فرا میرسد، واقعیت دیگری آشکار میشود: حساب خالی است، موجودی آن کمتر از رقم اعلامشده است، تأییدیه ارائهشده قابل اتکا نیست یا پول اساساً امکان انتقال و استفاده ندارد.
به زبان ساده، پول روی کاغذ وجود دارد؛ اما در واقعیت، در اختیار کشور نیست.
تحریم، ایران را از دسترسی مستقیم به بسیاری از بانکها و حسابهای خارجی محروم کرده است. همین وضعیت، امکان استعلام مستقل موجودی حسابها را کاهش میدهد و دولت را به گزارش همان واسطههایی وابسته میکند که خود در دریافت، نگهداری و انتقال پول ذینفعاند.
در چنین ساختاری، مرز میان چهار مرحله کاملاً متفاوت از بین میرود:
نفت فروخته شده است؛ خریدار پول را پرداخت کرده است؛ واسطه دریافت پول را تأیید کرده است؛ و سرانجام، پول به منبعی قابلکنترل و قابلاستفاده برای ایران تبدیل شده است.
این مراحل یکسان نیستند. ممکن است نفت از مالکیت ایران خارج شده و خریدار نیز بهای آن را پرداخته باشد، اما پول همچنان در حساب یک واسطه باقی مانده یا اساساً موجودی اعلامشده، واقعی نباشد.
چه کسی موجودی حسابها را تأیید میکند؟
پرسش اصلی این است که وزارت نفت و دیگر نهادهای مسئول، موجودی حسابهای اعلامشده از سوی تراستیها را چگونه راستیآزمایی میکنند؟
آیا موجودی حسابها مستقیماً از بانک استعلام میشود، یا همان تأییدیهای که واسطه ارائه میکند، مبنای ثبت وصول پول قرار میگیرد؟ چه کسی اصالت تأییدیههای بانکی را بررسی میکند؟ اگر هنگام انتقال مشخص شود موجودی ادعایی وجود ندارد، مسئولیت خسارت برعهده چه شخص یا نهادی است؟
ساختاری که با هدف دورزدن تحریمها ایجاد شد، بهتدریج به فضایی تاریک و دور از نظارت عمومی تبدیل شده است؛ فضایی که در آن نام فروشندگان، واسطهها و تراستیها، شماره و محل حسابها، میزان کارمزدها و سرنوشت نهایی پول نفت محرمانه باقی میماند.
واقعیت تلخ تحریم میتواند توضیح دهد که چرا فروش نفت ناچار است از مسیرهایی پیچیده انجام شود؛ اما نمیتواند توجیهی برای نبود حسابرسی، فقدان نظارت و نامعلومبودن سرنوشت درآمدهای کشور باشد.
محرمانگی برای دورزدن تحریم، نباید به مصونیت واسطهها و مدیران از پاسخگویی تبدیل شود.
نفت فروخته شده؛ پولش کجاست؟
تناقض تلخ همینجاست: عالیترین مقامهای کشور برای آزادسازی منابع بلوکهشده ایران مذاکره میکنند، اما درباره پول نفتی که در شبکهای تحت مدیریت خود ایران، میان تراستیها، واسطهها و حسابهای غیرشفاف سرگردان شده است، توضیح روشنی به مردم نمیدهند.
این پرونده فقط درباره یک تخلف احتمالی یا چند حساب بانکی نیست؛ مسئله، اعتبار شبکه فروش نفت ایران و سازوکار اعلام آمار وصول درآمدهای نفتی است.
و